PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : Islam in Italy



rm_cpu
October 28th, 2009, 03:27 AM
Islam in Italy

by Homer Bautdinov

In the near future the minarets of mosques may change the skyline of Italian cities. Nowadays Islam is remarkably active in Italy, as well as in many other countries of Western Europe. In Italy it is represented at two levels. On the one hand, there are native Italians who have become Muslims. According to the statistics there are over 10-15 thousand of them, but possibly as many as 30-50 thousand. The vast majority of Italian Muslims, however, are the immigrants from approximately thirty countries of Asia and Africa. Those who have Italian citizenship and residence or work permits number 560 thousand. The total number of Muslim immigrants may well be between 700 and 800 or even up to one million.

At the moment, Islam in Italy, as well as in France, is the second largest religion after Catholicism. As their number has significantly increased over the last fifteen years, the religious life of Italian Muslims has appeared in an organised way. First, there were communities; next, they opened meeting-houses and mosques; finally, they founded a number of Islamic cultural societies. According to recent statistics published in the Milan’s newspaper ‘Il Giornale’, there are 350 mosques and Muslim meeting-houses in Italy. Moreover, although only one third of the meeting-houses are called mosques, quite a few of them have a dome and a minaret.

Despite the fact that there are still many communities of different ethnic and religious backgrounds, in Italy some Islamic centres were designed for people of different origins, including native Italians. There are approximately 30 centres, the most well-known being in Milan and Rome, and in the south of the country, Naples and Palermo. In Milan there is an Institute of Islamic culture situated in the local mosques.

Another important Islamic centre is in Rome, where a splendid mosque, probably the largest in Western Europe, was built in 1995. It is under the jurisdiction of the Italian Institute of Islamic culture, which is related to the Embassies of some Muslim countries in the Italian capital.

Two years ago a significant advance took place: various Muslim communities were united, and at the same time the Islamic Council of Italy was established. A supreme task of this Council was to prepare an agreement with the state authorities, intended to spell out some major requirements of Italian Muslims. This was quite in accordance with Italian law, because the constitution of the Italian Republic guarantees religious freedom. Article number eight states: ‘All religious denominations are equally free under the law. Denominations that are different from Catholicism have the right to establish organisations according to their regulations, unless the denomination concerned conflicts with Italian law and order. Their relationship with the state is determined by law and based on an agreement with the organisations that represent their corresponding denominations.’

Amongst the requirements of Italian Muslims is the introduction of the study of the Koran in schools or, alternatively, the right to establish their own schools with equal rights with other institutions; permission for women to use photographs with their hair covered when they apply for IDs or other official documents; permission for Muslims to take a holiday during the period of Hadj; recognition of Friday as a non-working day for Muslims; an official right of Muslims to perform Mohammedan prayer during their work, and the recognition of weddings according to the Islamic rite.

NG-Religii, 4.12.2002

source:http://orthodoxeurope.org/page/8/4.aspx

reza1
October 29th, 2009, 01:08 AM
سابقه حضور اسلام و گروه هاي اسلامي در ايتاليا نسبت به ديگر كشورهاي اروپائي همچون فرانسه، انگليس و آلمان جديدتر ميباشد. ولي اين سابقه كوتاه دليلي بر اهميت كمتر حضور اسلام در ايتاليا نيست.
مهاجرت مسلمانان به ايتاليا از اواخر دهه هشتاد آغاز شد و در زماني كوتاه موجب تشكيل حمعيتي گرديد كه در اواخر قرن بيستم بر اساس آمارهاي ارائه شده به يك مليون نفر مسلمان ميرسد. از اين تعداد حدود پنجاه هزار نفر مسلمانان ايتاليائي الاصل يا مسلمان مهاجر با تابعيت ايتاليائي ميباشند.
علاوه بر اهميت كمي حضور اسلام در ايتاليا ميتوان دلايلي كيفي نيز براي آن ذكر نمود.
پديده مهاجرت در ايتاليا با كشورهاي پر سابقه تري مانند فرانسه و انگليس بسيار تفاوت دارد زيرا در اين كشورها توانسته اند تقابل بين فرهنگ غربي و تمدن اسلامي را طي گذشت دهه ها و قرن ها كاهش دهند.
مهاجرين در اين كشورها و مناطق تحت سلطه آنها مستقر گرديده اند و اكثر آنها توانسته اند شناخت كمابيش عميقي از كشور ميزبان حاصل نمايند، شبيه به اين موضوع براي كشورهاي ميزبان نيز اتفاق افتاده، به عبارتي اين كشورها يا به صورت مستقيم از طريق حضور مهاجرين مسلمان در كشورشان و يا به صورت غير مستقيم از طريق تقابل و تعامل فرهنگي دراز مدت در كشورهاي تحت سلطه خود توانسته اند شناخت عميقي از اسلام و مردم مسلمان به دست آورند.
اما خلاف اين موضوع براي ايتاليا صدق ميكند، زيرا در ايتاليا وضعيتي كاملا متفاوت به وجود آمد كه به هيچ وجه در چهارچوب تشريح شده براي فرانسه و انگليس نمي گنجد. مهاجرين ايتاليا را پائين ترين اقشار جامعه كشورهاي شمال آفريقا تشكيل ميدهند، اين افراد از سطح فرهنگي و مشاغل پائيني برخوردارند و با توجه به ويژگي متمايز "ادراكي بودن" سنن اسلامي ، حتي از نظر مذهبي نيز از سطح بالائي برخوردار نيستند. از طرفي در كشوري همچون ايتاليا كه خواستگاه قديمي كاتوليك است رقابت با اسلام به صورتي جدي مشاهده ميشود.
اما بر خلاف آنچه در كشورهاي ديگر غربي مشاهده ميشود ميتوان گفت در ايتاليا حداقل از نظر حقوقي زمينه مساعدتري در قانون اساسي براي به رسميت شناختن جمعيت اسلامي در چهارچوب نظام ملي وجود دارد.
رابطه بين دولت ايتاليا و كشور واتيكان (بين رجال مذهبي و سياسي وقت) شروع آن در قرون وسطي تا به امروز همواره در تاريخ ايتاليا مشاهده ميشود. انتخاب شهر رم به عنوان پايتخت ايتالياي متحد نيز جزئي از اين مقوله قديمي است، اين رابطه اغلب لحظات بحراني را طي كرده است. پيمان هاي "لاترانيزه" منعقد شده در سال 1929 م. بين دولت وقت ايتاليا و واتيكان نشانگر لحظه اي است كه هماهنگي نسبي بين دو كشور بوجود آمده و زمينه ساز رابطه اي شد كه حيات ايتاليا را عميقا تحت تاثير قرار داد.

reza1
October 29th, 2009, 01:08 AM
دولت در ايتاليا به صورت نسبي غير مذهبي است و بديهي است اين عامل نسبيت از ديدگاه مذهبي مثبت ارزيابي ميشود.
تجربيات فرانسه به وضوح نشان ميدهد زمانيكه يك نظام حقوقي بر اساس اين اعتقاد شكل بگيرد كه زندگي مذهبي شهروندان از زندگي اجتماعي و مدني جدا و بيگانه است چه مسائل و مشكلاتي به دنبال خواهد داشت.

در چند سال اخير در فرانسه پيرامون مفهوم "لائيك بازنگري شده" و "لائيك مثبت" كه فراي جدائي كامل بين كليسا ها و دولت "جدائي دين از سياست" ميباشد بحث شده است.
در ايتاليا ، پيمان هاي منعقد شده در رم در سال 1929 م. مقدمات رابطه اي فعال بين حكومت و مكاتب مذهبي را فراهم آورد. اين مقدمات را كه نتيجه پيمان هاي مذكور ميباشد به خوبي در متن قانون اساسي گنجانيده اند و در زمان تنظيم آن با دورانديشي فوق العاده اي اين اصل را علاوه بر واتيكان براي ديگر مذاهب نيز محفوظ داشته اند. بدين ترتيب سيستم فعلي توافقنامه هاي مذهبي در ايتاليا ترسيم شد.
جا دارد مضمون مواد 7 و 8 قانون اساسي را كه در اين رابطه ميباشند بطور كامل يادآور شد:
ماده 7 - حكومت (دولت ايتاليا) و كليساي كاتوليك (كشور واتيكان) هر يك در نظام حكومتي خود مستقل و حاكم هستند. رابطه آنها بر اساس پيمان هاي "لاتينزه" تنظيم شده است. تغيير مفاد اين پيمان ها در صورتيكه از سوي طرفين قرارداد متقابلا پذيرفته شود ملزم به بازنگري و اصلاح در قانون اساسي نيست.
ماده 8 - تمامي مكاتب مذهبي در مقابل قانون به صورت يكسان آزاد هستند و علاوه بر مذهب كاتوليك ديگر مذاهب نيز اين حق را دارا ميباشند تا بر اساس اساسنامه خود تشكيلات بوجود آورند، و اين امر در صورتي قابل پذيرش است كه اساسنامه آنها با نظام حقوقي ايتاليا در تضاد نباشد.
رابطه اين تشكيلات مذهبي با دولت ايتاليا از طريق قانون و بر اساس تفاهم نامه اي بين نمايندگان مذاهب با دولت تنظيم مي گردد.
با اين وجود در ابتداي عهدنامه اولين توافقنامه از دو توافقنامه اي كه پيمان “لاترانيزه” را تشكيل ميدهد ، ماده يك اساسنامه حكومت به تاريخ 4 مارس 1848 دوباره تكرار شده است. مضمون اين ماده عبارت است از "مذهب كاتوليك به رهبري پاپ مستقر در رم تنها مذهب رسمي ايتاليا است". به همين علت براي ايجاد امكان عقد تفاهم نامه با ديگر مذاهب بر اساس ماده 8 قانون اساسي لازم است در پيمانهاي منعقد شده با واتيكان حداقل در رابطه با ماده مذكور بازنگري شود. انجام اين بازنگري و اعمال تغييرات لازم جهت بهره برداري از ابزارهاي پيش بيني شده در قانون اساسي (ماده 8) و همزمان تعيين چهارچوب اجرائي از آن تا 18 فوريه 1984 به درازا كشيد، در همين تاريخ چهارچوب قانوني نيز براي آن تعيين گرديد. در نتيجه عهدنامه ها بايد در چهارچوب حقوقي عمل نمايند.
در سال 1984 فرقه مسيحي Valdesi موفق شد تفاهم نامه خود را رسمي نمايد و در سال 1988 به ترتيب تفاهم نامه فرقه هاي مسيحي Avventisti و Assembli di Dio و جمعيت يهوديان نيز به رسميت شناخته شدند.
اخيرا بودائي ها و فرقه مسيحي "شاهدان يهوه" نيز تفاهم نامه هائي با دولت ايتاليا امضا نموده اند كه هنوز از سوي پارلمان ايتاليا تصويب نشده اند.
تا به امروز تنها نهاد اسلامي CICI (مركز اسلامي فرهنگي ايتاليا) در سال 1974 از سوي رياست جمهوري ايتاليا به عنوان نهاد مذهبي پذيرفته شده و لازم به ذكر است اين نهاد باني ساخت مسجد رم شده است كه كار ساخت مسجد پس از بيست سال يعني در سال 1995 خاتمه يافت.
پذيرش از سوي رئيس جمهور شرط لازم براي عقد تفاهم نامه است ولي كافي نيست، زيرا نهاد تشكيل يافته بايد نماينده پيروان ايتاليائي آن مذهب باشد، بنابر اينCICI نميتواند با دولت ايتاليا تفاهم نامه امضا نمايد. يا حد اقل به تنهائي نميتواند اين كار را انجام دهد. در شوراي اجرائي اين نهاد تقريبا اكثر سفراي كشورهاي اسلامي حضور دارند و اين سفرا چون ايتاليائي نيستند نميتوانند قرارداد حقوقي در سطح ملي امضا نمايند.
براي فايق آمدن بر اين مانع CO.RE.IS (جمعيت مذهبي اسلامي ايتاليائي) كه قبلا در سال 1966 با عهدنامه اي مشخص، عملي ترين پيشنهادي را كه تاكنون از سوي جمعيت هاي مختلف ايتاليائي مطرح شده است ارائه نموده بود درخواست به رسميت شناختن تفاهم نامه خود را به عنوان اولين نهاد اسلامي نماينده ايتاليائي هاي مسلمان تقديم رياست جمهور ايتاليا نمود. كه پس از ئائيد رياست جمهوري تفاهم نامه جمعيت در ابتداي سال 2002 م. به امضاء دولت ايتاليا نيز رسيد.
http://culturaitalia.blogfa.com/post-51.aspx

reza1
October 29th, 2009, 01:29 AM
http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5491&id=52020
http://www.isca.ac.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=91
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8507180068

http://www.noormags.com/View/Magazine/ViewPages.aspx?numberId=16709&ViewType=1&PageNo=12
با عضویت در سایت مقاله را بخوانید

AT.T
May 12th, 2010, 03:53 AM
بانوی ایتالیایی به خاطر حجاب 500 یورو جریمه شد
پليس شهر نووارا اعلام كرد: پليس شهر، شب گذشته يك بانوي را به دليل پوشيدن روبند جريمه كرد و وي بايد 500 يورو (650 هزار تومان) پرداخت كند.
فارس: پليس ايتاليا يك بانوي مسلمان را به دليل آنكه از روبند استفاده كرده بود، 500 يورو (حدود 650 هزار تومان) جريمه كرد.
پليس ايتاليا يك بانوي مسلمان را در شهر شمالي "نووارا " به دليل آنكه روبند پوشيده بود، جريمه كرد.
پليس شهر نووارا اعلام كرد: پليس شهر، شب گذشته يك بانوي را به دليل پوشيدن روبند جريمه كرد و وي بايد 500 يورو (650 هزار تومان) پرداخت كند.
وي افزود: تا آنجا كه من مي‌دانم اين براي نخستين بار در ايتاليا (جريمه كردن يك زن با حجاب) است.
كشورهاي اروپايي طي روزهاي اخير با نقض آشكار آزادي، بانوان مسلماني را كه از روبند استفاده كنند، تهديد به جريمه كرده‌اند.
مجلس عوام بلژيك روز پنجشنبه گذشته پيش‌نويس طرح ممنوعيت كامل استفاده از پوشش روبند را با 136 رأي موافق و تنها دو نفر مخالف، با اكثريت آرا تصويب كرد.
بر اساس اين قانون احتمال مي‌رود كساني كه از روبند استفاده مي‌كنند در حدود 15 تا 25 يورو جريمه مالي و به هفت روز زندان محكوم مي‌شوند.
از سوي ديگر فرانسه به دنبال آن است زنان مسلماني كه از روبند استفاده مي‌كنند را 150 يورو (حدود 200 هزار تومان) جريمه كند.

adel_ist
July 13th, 2010, 04:34 AM
شهر نووارا در شمال غربی کشور یکی از جاهاییست که مقامات محلی آن در ژانویه 2010 با تصویب قانونی استفاده از حجاب اسلامی در فضای عمومی را محدود کرده اند. مقامات محلی شمال ایتالیا در سال 2004 قوانین قدیمی در مورد ممنوعیت استفاده از ماسک را احیا کردند تا بوسیله آن پوشیدن برقع را برای زنان ممنوع کنند.
بعضی شهرداران عضو حزب ضد مهاجرین اتحادیه شمالی استفاده از لباس شنای اسلامی را هم ممنوع کرده اند.

Siagianni
July 14th, 2010, 10:30 PM
بهتر.کشورای عربی برای همین افراد اونجا چیکار دارن؟

AT.T
July 24th, 2010, 06:05 PM
وقتی حضرت مریم با حجاب بوده چطور می‌توان آن را ممنوع کرد؟! این پاسخی بود كه وزیر كشور ایتالیا به گروهی از سكولارهای تندرو و مخالف حجاب داد.
وزیر کشور ایتالیا خطاب به سکولارهای افراطی خواهان ممنوعیت حجاب در كشورش گفت: وقتی حضرت مریم س همیشه حجاب بر سر داشته است، پس چگونه از من انتظار دارید با حجاب زنان مسلمان مخالفت کنم؟
با وجود فشارهای شدید محافل سکولار داخلی،‌ "جولیانو آماتو" وزیر کشور ایتالیا بار دیگر اعلام کرد که حجاب مسئله‌ای است که مورد تایید حضرت مریم(س) بوده است و وی نیز به‌عنوان وزیر کشور هرگز با ممنوعیت آن برای زنان مسلمان در این کشور موافقت نخواهد کرد.

وی افزود: حضرت مریم(س) مادر پیامبر ما عیسی مسیح و محجبه بود ؛ در این صورت چطور می‌توانم با ممنوعیت حجاب در کشورم موافقت کنم؟

براساس این گزارش، گروه‌ها و محافل سکولار افراطی در ایتالیا همواره خواستار منع حجاب برای زنان مسلمان مقیم ایتالیا و نیز زنان ایتالیایی مسلمان هستند و ادعا می‌کنند که حجاب خطری برای فرهنگ مسیحیت در این کشور است.

در همین حال گروهی از سکولارهای افراطی ایتالیا، حتی خواستار دست‌کاری در تابلوهای مربوط به حضرت مریم هستند و می‌خواهند تابلوهای با حجاب ایشان حذف و به جای آن،‌ فقط تابلوهایی که به صورت بی‌حجاب از ایشان به تصویر کشیده شده،‌ ارائه شود.
در سالهای اخیر كشورهای اروپایی اسلام ستیزی و برخورد با نمادهای اسلامی از جمله مناره مساجد و حجاب زنان مسلمان را اغاز كرده اند.
در تازه ترین موج اسلام ستیزی چندی پیش فرانسه استفاده از روبند را در اماكن عمومی ممنوع اعلام كرد.