PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اصطلاحات و ضرب المثل های روز فرانسه



Artin Raad
June 25th, 2010, 10:50 PM
با درود بر دوستان و علاقمندان به زبان فرانسه

این تالار دربردارنده اصطلاحات و ضرب المثل های روز فرانسه میباشد امیدوارم دوستان جهت ادامه مطالب مرا یاری دهند و مورد پسند و خشنودی شما عزیزان قرار گیرید
من تمام تلاش و سعی خود را تهیه این اطلاحات بکار میبندم و چنانچه شما فرهیختگان عزیز نارسایی یا اشتباهی ملاحظه فرمودید مرا یاری بفرمایید

لطفا قبل از ارسال پست قوانین فروم (http://www.applyabroad.org/forum/misc.php?do=showrules) ملاحظه بفرمایید

در این تالار تنها در مورد اصطلاحات و ضرب المثل های روز فرانسه و ارتباط انها با فرهنگ فرانسه و ایران بحث و گفتگو میکنیم

سوالات خود در مورد زبان فرانسه و یادگیری زبان فرانسه در این تالار (http://www.applyabroad.org/forum/showthread.php?14486-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A8%DA%A9) مطرح بفرمایید

سوالات خود در مورد امتحانات فرانسه در این تالار (http://www.applyabroad.org/forum/showthread.php?15712-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-TEF-TEFAQ-DELF-DALF-TCF) مطرح بفرمایید

سوالات خود و لینک های دانلودی در این تالار (http://www.applyabroad.org/forum/showthread.php?15995-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87) جستجو فرمایید

با دادن امتیاز دوستان خود را جهت مشارکت بیشتر تشویق نمایید

با سپاس از حسن توجهتان

Artin Raad
June 25th, 2010, 10:59 PM
بهتره از اینجا شروع کنیم که ضرب المثل چیه و جایگاهش در زبان و ادبیات فارسی و فرانسوی چی هست

ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‏اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ بااین‌حال، در سخن به‏کار می‌رود
دانشمندان و زبان‌شناسان نامدار هنوز تعریفی جامع و کامل برای کلمهٔ ضرب‌المثل نیافته‌اند. گرچه در این راستا تحقیقات بسیار ارزشمندی صورت گرفته و تفاسیر معتبری نیز ارائه شده‌است.
"در زبان فرانسوی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%DB%8C) هفده لغت یافت می‌شود که در فرهنگ‌های عربی و فارسی همهٓ آنها را «مَثَل» ترجمه کرده‌اند، و در فرهنگ‌های (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF) بزرگ فرانسوی تعریف‌هایی که برای آنها نوشته‌اند، مُقنِع نیست و نمی‌توان با آن تعریفات، آنها را از یکدیگر تمییز داد."
ضرب‌المثل و نسبت آن با اصطلاحات ضرب‌المثلی
تفاوت مابین «ضرب‌المثل» و «اصطلاحات ضرب‌المثلی» در شکل، ساختار و عمل‌کرد آنهاست. امثال و حکم جمله‌ای است کامل با ساختمانی استوار بر پایه و اساسی غیرقابل‏تغییر، مانند:
تب تند زود عرق می‌کند!
هرکه بامش بیش، برفش بیشتر!
خواستن توانستن است!
آدم بی‏سواد کور است!
اصطلاحات ضرب‌المثلی، برخلاف امثال و حکم، عباراتی مصطلح و عمومی هستند که ابتدا باید در جمله‌ای جایگزین شوند تا عبارتی کامل حاصل آید. این عبارت کامل نیز برحسب قید زمان، فاعل و مفعول متغیر است، مانند:
پا توی کفش کسی کردن
دُم خود را روی کول گذاشتن
بی گُدار به آب زدن
گلیم خود را از آب بیرون کشیدن
کلاه خودت را قاضی کردن
کلاه خود را سفت چسبیدن
این اصطلاحات ضرب‌المثلی، بدون قرار گرفتن در یک جملهٓ کامل، فاقد خصلت‌های ضرب‌المثل خواهد بود؛ لذا تفهیم عبارات اصطلاحیِ یادشده با اضافات مقدور است، مانند:
پایت را تو کفش بزرگ‌تر از خودت نکن!
از ترس، دُمش را روی کولش گذاشت و دررفت!
بی گُدار به آب نزن که پشیمان می‌شوی!
تو اول گلیم خودت را از آب بیرون بکش، ...!
تو اول برادریت رو ثابت کن
بنابراین، عبارات ضرب‌المثلی را می‌توان به‏عنوان مواد اولیه (خام) یک اصطلاح ضرب‌المثلی تعریف نمود: اصطلاحات ضرب‌المثلی، عباراتی هستند که معنا و مفهوم آنها با معنی هریک از کلماتِ تشکیل‏دهندهٓ آن، نسبت مستقیم نداشته‏باشد، مانند:
گربه در انبان فروختن
گربه را در (دَمِ) حجله کشتن
دل دادن و قلوه گرفتن
مفهوم و پیام این اصطلاحات مثلی با کلمات (گربه، انبان، حجله، دل و قلوه...) هیچ‏گونه رابطهٓ فیزیکی (ارگانیک) ندارد. به‏عبارت‏دیگر، معنی جمله از کلمات تشکیل‏دهندهٓ آن جمله قابل دریافت نیست. این اصطلاحات تصویری (مجازی) فاقد شجره‌نامه‏اند و ریشه و ماًخذ آنها به‏مرورزمان محو شده‌است.

Artin Raad
June 25th, 2010, 11:04 PM
Un proverbe est une formule langagière de portée générale contenant une morale ou une vérité d’expérience que l’on juge utile de rappeler. Il n’est pas attribué à un auteur, (contrairement à la citation ou l’apophtegme) : les proverbes sont souvent très anciens, à l'origine populaire et par conséquent de transmission orale comme le proverbe africain. Ils servent généralement d’argument d’autorité. Leur utilisation dans le cadre d’une argumentation peut donc atteindre au sophisme.
Certains proverbes en contredisent d’autres, suivant, par exemple, qu’ils célèbrent les vertus de l’audace, ou au contraire, de la prudence (Exemple : "Qui ne tente rien, n'a rien" et "Dans le doute, abstiens-toi").
Le proverbe n'est pas forcément incisif, il peut être banal, mais il est surtout générique / de portée générale. Il est fixe en langue, (il forme un bloc autonome) mais peut comporter des variantes. Il est souvent imagé, métaphorique, mais pas toujours.
Les proverbes appartiennent au patrimoine linguistique d’un pays. Se pose alors la question de leur conservation (c’est-à-dire de leur mise par écrit) et avant tout de la collecte de ce savoir diffus, plus rural que citadin et surtout porté par les anciennes générations. En effet, son origine folklorique est altéré par l'uniformisation des cultures et l'éloignement des sources (à l'image du patois) lié au mouvement d'exodes modernes.
Cette disparition progressive donne lieu à des mélanges, amalgames et détournements, souvent involontaires du fait de leur complexité, mais désormais élaboré pour marquer une forme humoristique, appelés faux proverbe, on parle alors d'antiparémie car à l'image du slogan, il peut prendre un sens opposé, amoral ou inintelligible[1].
Les proverbes sont étudiés par la parémiologie.

Artin Raad
June 25th, 2010, 11:23 PM
vouloir c'est pouvoir

Where there's a will, there's a way

خواستن توانستن است


این جمله منو یاد اولین اصطلاحی که تو فرانسه آموختم میندازه

واقعا جمله زیبایی هست و اینو همیشه تکرار میکنم و ملکه ذهنم شده حتی در روز مصاحبه ام این جمله برای افسر تو جواب یکی از سوالاش ناخوداگاه تکرار کردم
اما به این جمله ایمان بیاورید
چالز اتلس ، مشهورترین قهرمان پرورش اندام دنیا در تمام دوران بلوغ و نوجوانی از هیکل ضعیف و لاغر خود شرمنده و خجل بود و برای رفع ضعف جسمانی خویش ، پس از تلاش ها و تمرینات فراوان و پی در پی ، مقام نخست پرورش اندام را از آن خود ساخت

mammad_r
June 26th, 2010, 08:19 AM
charité bien ordonnée commence par soi-même

یه جورایی یعنی " تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره"

Artin Raad
June 26th, 2010, 09:37 AM
charité bien ordonnée commence par soi-même

یه جورایی یعنی " تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی بره"
سلام
محمد جان ممنون از پستت
اگه میتونی معنی کلمه به کلمه اصطلاح و ارتباطش با فرهنگ فرانسه و یا تاریخچه و یا هر اطلاعات تکمیلی که داری بنویس
با تشکر

Artin Raad
June 26th, 2010, 09:59 AM
Ce n'est pas la mer à boir

کوه کندن که نیست,کاری ندارد

فرانسوی ها میگن دریارو که نمیخوای بنوشی! ما هم میگیم کوه که نمیخواهی بکنی!

lalaii
June 26th, 2010, 10:04 AM
من فقط اینو بلدم که توی cahier بود:
elle a l'estomac dans les talons.
یعنی با اینکه خیلی می خوره اما لاغره.

Red_Sky
June 26th, 2010, 10:23 AM
سلام. تبریک به آرتین برای این تاپیک مبتکرانش :
لیست ضرب المثل های فرانسه : http://en.wikiquote.org/wiki/French_proverbs
و

French proverbs offer insight into French culture, history, and society, and are often used in speech and writing. There is no substitute for knowing them, and if you can use them in yourself, so much the better. Below are all the standard proverbs used in French, along with English translations and explanations. Use the Search Box at left if you cant't navigate your way to what you want.
سایت : http://www.languagerealm.com/french/frenchproverbs.php (این رو حتما ببنید کلا سایت توپی هست)

همچنین سایت رسمی لاروس یه دیکشنری آنلاین داره که عشق من هست. تو این دیکشنری هر ضرب المثل و اصطلاحات(حتی کوچه بازاری رو بزنید) رو براتون ترجمه میکنه و به زبانهای انگلیسی-اسپانیایی-آلمانی و ... بر میگردونه.

موفق باشید.

Artin Raad
June 26th, 2010, 12:00 PM
سلام. تبریک به آرتین برای این تاپیک مبتکرانش :
لیست ضرب المثل های فرانسه : http://en.wikiquote.org/wiki/French_proverbs
و

French proverbs offer insight into French culture, history, and society, and are often used in speech and writing. There is no substitute for knowing them, and if you can use them in yourself, so much the better. Below are all the standard proverbs used in French, along with English translations and explanations. Use the Search Box at left if you cant't navigate your way to what you want.
سایت : http://www.languagerealm.com/french/frenchproverbs.php (این رو حتما ببنید کلا سایت توپی هست)

همچنین سایت رسمی لاروس یه دیکشنری آنلاین داره که عشق من هست. تو این دیکشنری هر ضرب المثل و اصطلاحات(حتی کوچه بازاری رو بزنید) رو براتون ترجمه میکنه و به زبانهای انگلیسی-اسپانیایی-آلمانی و ... بر میگردونه.

موفق باشید.

سلام رد اسکای ممنون که بازهم سایت معرفی کردی
البته من منظور شمارو گرفتم اما
هدف من از شروع این تاپیک بحث و بررسی اصطلاحات فرانسه و ارتباطشون با فرهنگ فارسی است و اینکه چطور اینهارو بهم ارتباط بدیم تا بتونیم راحتتر بخاطر بسپاریم وگرنه با وجود این سایت ها نیازی به این تاپیک نیست هرکسی میتونه بره تو سایت با صدها اصطلاح روبرو میشه و میتونه استفاده کنه اما اکثر دوستان مثل خود من در سطح مبتدی هستیم کسی که مبتدی باشه وقتی وارد سایت میشه نمیدونه کدومش بیشتر بکار میاد و کدامیک بخاطر بسپاره و بعد ما قرار نیست همه اصطلاحات یادبگیریم سعی میکنیم پرکاربردترین ها رو با هم بررسی کنیم و به مرور بخاطر بسپاریم
با سپاس از نظرات شما

Red_Sky
June 26th, 2010, 03:05 PM
سلام رد اسکای ممنون که بازهم سایت معرفی کردی
البته من منظور شمارو گرفتم اما
هدف من از شروع این تاپیک بحث و بررسی اصطلاحات فرانسه و ارتباطشون با فرهنگ فارسی است و اینکه چطور اینهارو بهم ارتباط بدیم تا بتونیم راحتتر بخاطر بسپاریم وگرنه با وجود این سایت ها نیازی به این تاپیک نیست هرکسی میتونه بره تو سایت با صدها اصطلاح روبرو میشه و میتونه استفاده کنه اما اکثر دوستان مثل خود من در سطح مبتدی هستیم کسی که مبتدی باشه وقتی وارد سایت میشه نمیدونه کدومش بیشتر بکار میاد و کدامیک بخاطر بسپاره و بعد ما قرار نیست همه اصطلاحات یادبگیریم سعی میکنیم پرکاربردترین ها رو با هم بررسی کنیم و به مرور بخاطر بسپاریم
با سپاس از نظرات شما

سلام من اونها رو به عنوان رفرنس دادم.
من شخصا اگر بخوام اصطلاحات فرانسه رو یاد بگیرم ترجیح میدم از تو فیلم و داستان و ... که به روز هست استفاده کنم. ما تو فارسی خیلی خیلی ضرب المثل داریم که اصلا استفاده نمیشه. اگر فرضا یه فرانسوی به من بگه چطور ضرب المثل فارسی همراه با کاربردش یاد بگیرم من بهش توصیه میکنم بشینه پای فیلم های تلویزیونی و خوندن کتاب رمان جدید فارسی. نمیدونم منظورم رو خوب گفتم یا نه.
ببینید الان این رو گفتی Ce n'est pas la mer à boir
خوب این خیلی خوبه. ولی از کجا میدونی تو فرانسه امروزه این مثل کاربرد زیادی داره ؟ شاید یه مثل دیگه با همین مضمون به جای این رایج هست. به این دلیل هست که میگم فکر میکنم اگر این مثل ها رو از رو فیلم و یا کتاب و ... در بیارید بهتر میشه. یعنی مثل تو متن معرفی بشه.

ممنون.

Artin Raad
June 26th, 2010, 03:50 PM
سلام من اونها رو به عنوان رفرنس دادم.
من شخصا اگر بخوام اصطلاحات فرانسه رو یاد بگیرم ترجیح میدم از تو فیلم و داستان و ... که به روز هست استفاده کنم. ما تو فارسی خیلی خیلی ضرب المثل داریم که اصلا استفاده نمیشه. اگر فرضا یه فرانسوی به من بگه چطور ضرب المثل فارسی همراه با کاربردش یاد بگیرم من بهش توصیه میکنم بشینه پای فیلم های تلویزیونی و خوندن کتاب رمان جدید فارسی. نمیدونم منظورم رو خوب گفتم یا نه.
ببینید الان این رو گفتی Ce n'est pas la mer à boir
خوب این خیلی خوبه. ولی از کجا میدونی تو فرانسه امروزه این مثل کاربرد زیادی داره ؟ شاید یه مثل دیگه با همین مضمون به جای این رایج هست. به این دلیل هست که میگم فکر میکنم اگر این مثل ها رو از رو فیلم و یا کتاب و ... در بیارید بهتر میشه. یعنی مثل تو متن معرفی بشه.

ممنون.
سلام من باز هم هدف شما رو میدونم اما میتونی برای هر اصطلاحی یه فیلم معرفی کنی بریم بعد از 120 دقیقه یه اصطلاح (که اصلا نمیدونیم اصطلاح است یا نه) پیدا کنیم؟
شما خودت را نبین من خودم Niveau débutant هستم و واقعا فیلم فرانسوی (اگه گیرم بیاد) نگاه میکنم فقط Bonjour متوجه میشم چطور میتونم اصطلاح یاد بگیرم؟

منظور شما کاملا صحیح است اما برای کسی که حداقل تو سطح بالای متوسط باشه تا بتونه این نکات از دل فیلم بکشه بیرون

من این اصطلاحات از استادی که در فرانسه تحصیل کرده و مدام در سفر است گرفتم و اون به من پیشنهاد کرد یاد بگیرم حالا چقدر به قول شما کوچه بازاریه من نمیدونم منم خواستم این تعداد معدود و پرکاربرد اینجا بذارم و چندتا هم بقیه دوستان اموزش بدن تا به معلومات ناچیزمان افزوده شود

با سپاس

hamid928
June 26th, 2010, 05:19 PM
در متد قفله در هر اپیزود بخشی هست به نام واریاسیون که به نظر من خیلی مفیده. مثلا در اونجا اومده که فرانسوی ها در مقابل کنجکاوی زیاد یه نفر چی میگن. ممکنه شما کلمات مجزا برای رسوندن اون مفهوم رو بدونید اما وقتی جمله ای می سازید می بینید با اون چیزی که فرانسوی ها میگن فرق میکنه و اونا یه جور دیگه میگن. معمولا بچه ها این مواقع از فارسی میبرن به فرانسه. مثلا وقتی یه نفر خیلی شیک پوشیده میگن que tu es chic .اما ربط این مطلب به موضوع تاپیک. من فکر می کنم که هدف از یادگیری ضرب المثل هم در راستای همون هدفیه که در اونجا دنبال میشه. یعنی شما بدونید فرانسوی ها در چنین موقعیتهایی چی و چطور میگن. یه اصطلاح یا ضرب المثل میتونه کلی معنی رو منتقل کنه. مثلا موقعی که یه نفر لباس ناجور یا عجیب پوشیده میگن: ce n'est pas mardi gras aujourd'hui .

Artin Raad
June 26th, 2010, 06:41 PM
در متد قفله در هر اپیزود بخشی هست به نام واریاسیون که به نظر من خیلی مفیده. مثلا در اونجا اومده که فرانسوی ها در مقابل کنجکاوی زیاد یه نفر چی میگن. ممکنه شما کلمات مجزا برای رسوندن اون مفهوم رو بدونید اما وقتی جمله ای می سازید می بینید با اون چیزی که فرانسوی ها میگن فرق میکنه و اونا یه جور دیگه میگن. معمولا بچه ها این مواقع از فارسی میبرن به فرانسه. مثلا وقتی یه نفر خیلی شیک پوشیده میگن que tu es chic .اما ربط این مطلب به موضوع تاپیک. من فکر می کنم که هدف از یادگیری ضرب المثل هم در راستای همون هدفیه که در اونجا دنبال میشه. یعنی شما بدونید فرانسوی ها در چنین موقعیتهایی چی و چطور میگن. یه اصطلاح یا ضرب المثل میتونه کلی معنی رو منتقل کنه. مثلا موقعی که یه نفر لباس ناجور یا عجیب پوشیده میگن: ce n'est pas mardi gras aujourd'hui .

باهاتون بسیار موافقم من از دو قسمت کتاب قفله خوشم میاد و به نظر فقط این دو قسمت ارزش مطالعه داره اول فیلم و دیالوگ هر درس و بعد قسمت وغی اسیون که تقریبا تا درس 15 همه رو حفظ کردم و واقعا کاربردیه
ممنون

Artin Raad
June 26th, 2010, 06:54 PM
Appeler un chat un chat

یعنی رک صحبت کردن و حقیقت گفتن

این اصطلاح معادل Dire les choses franchement میباشد

حالا حقیقت چه ارتباطی با گربه داره نمیدونم! اگه کسی از دوستان اطلاعاتی در این زمینه داره ممنون میشم

Artin Raad
June 26th, 2010, 07:00 PM
Entre chien et loup

اصطلاح جالبیه و من تونستم مجسم کنم وقتی هوا داره تاریک میشه بین دو حیوان وحشی گیر میکنی از این طرف بری اقا سگه تشریف دارند و از اونطرف بری اقا گرگه میخورتت!

Red_Sky
June 26th, 2010, 07:13 PM
سلام من باز هم هدف شما رو میدونم اما میتونی برای هر اصطلاحی یه فیلم معرفی کنی بریم بعد از 120 دقیقه یه اصطلاح (که اصلا نمیدونیم اصطلاح است یا نه) پیدا کنیم؟
شما خودت را نبین من خودم Niveau débutant هستم و واقعا فیلم فرانسوی (اگه گیرم بیاد) نگاه میکنم فقط Bonjour متوجه میشم چطور میتونم اصطلاح یاد بگیرم؟

منظور شما کاملا صحیح است اما برای کسی که حداقل تو سطح بالای متوسط باشه تا بتونه این نکات از دل فیلم بکشه بیرون

من این اصطلاحات از استادی که در فرانسه تحصیل کرده و مدام در سفر است گرفتم و اون به من پیشنهاد کرد یاد بگیرم حالا چقدر به قول شما کوچه بازاریه من نمیدونم منم خواستم این تعداد معدود و پرکاربرد اینجا بذارم و چندتا هم بقیه دوستان اموزش بدن تا به معلومات ناچیزمان افزوده شود

با سپاس

بابا من که وضعم از تو بدتره. هی بزن تو سر ما حالا. خوب اینکه رفرنست معتبر هست خیلی خوشحالم کرد. ولی تو 120 دقیقه فیلم به اندازه کل کفه یک اصطلاح و کلمه کاربری و گرامر بدست میاد. درسته وقت گیر و سخت هست ولی اگر زیر نویس داشته باشه خیلی کمک میکنه. من میترسم اینجا فیلم معرفی کنم چون یک بار خواننده معرفی کردم 500 نفر ریختن سرم که فلان و فلان. ولی پیشنهاد میکنم حتما یک فیلم یا حداقل کارتون فرانسوی با زیر نویس فرانسه(فیلم اصل فرانسه باشه و مثلا آمریکایی ترجمه شده نباشه) بگیرید و دل و جیگرش رو بریزید بیرون.

به هر حال تاپیک خوبیه من هم چند تایی اصطلاح و ضرب امثل از یزدان دارم که سر کلاس گفته :
il est rouge comme un coquelicot = مثل لبو سرخ شده
il a l'air d'avoir avalé son parapluie = اینگار عصا قورت داده. خیلی شق و رق هست.
c'est le bouquet = il ne restait plus que ca = یعنی همینمون کم بود. همین رو کم داشتیم.
tous les chemains ménent à Rom = همه راهها به یکجا ختم میشه. هدف یکی ولی راه رسیدن زیاد. راه رسیدن به خدا به تعداد آدمهاست.
این ها که فارسی گفتم معادل کاربردی فارسیش هست و معنی لغت به لغت نیستا. دوستان اشتباه نکنید مثلا اشتباهی فکر کنید coquelicot یعنی لبو !
فعلا اینها دم دسته. امیدوارم کمک کنه. باز هست سر فرصت میگم. راستی آرتین اگه این قفله چیز خوبی داره که در راستای همین تاپیک هست برامون بذار همینجا. میدونی که من یکی حوصلم نمیگیره بشینم بخونمش. تو کتاب تمرین کفه آخر هر فصل هم یک ضرب المثل هست. من اونها رو هم میتونم بذارم.

Artin Raad
June 26th, 2010, 08:04 PM
mettre des bâtons dans les roues à quelqu'un


چوب لای چرخ کسی گذاشتن و مانع کار کسی شدن

این اصطلاح دقیقا معادل اصطلاح رایج در زبان فارسی فقط فرانسوی ها بجای چوب, باتون لای چرخ کسی میکنند!

Red_Sky
June 26th, 2010, 08:28 PM
je vais te montrer de quel bois je me chauffe = نشانت میدم که یه من ماست چقدر کره میده. (فرانسوی ها میگن نشونت میدم از چه چوبی گرم میشم!)
avoir faim de loup = عین خرس گرسنه بودن (اونها میگن عین گرگ گرسنه بودن یا به طور لغوی گرسنگی گرگ داشتن- ما هم تقریبا همین رو میگیم)
sauter sur l'occasion = از فرصت استفاده کردن - (این یکی رو من تو فیلم دیدم به معنای دوست دختر کسی رو تور زدن)

فعلا ...

Artin Raad
June 26th, 2010, 08:45 PM
Jeter des fleure à quelqu'un

وقتی فرانسویها میخواهند از کسی تعریف کنند گل براش پرتاب میکنند

البته تو فارسی وقتی میگیم گل یا گلاب به روتون منظور چیز دیگه ایست!

Red_Sky
June 26th, 2010, 10:14 PM
il faut battre le fer pendant qu'il est chaud = تا تنور داغه باید نون رو چسبوند(اونها میگن تا آهن داغه باید کوبیدش)

Artin Raad
June 26th, 2010, 11:24 PM
Faire cavalier seul

وقتی کسی بخواهد کاری را به تنهایی انجام دهد از این اصطلاح استفاده میکنند

Artin Raad
June 26th, 2010, 11:33 PM
بابا من که وضعم از تو بدتره. هی بزن تو سر ما حالا. خوب اینکه رفرنست معتبر هست خیلی خوشحالم کرد. ولی تو 120 دقیقه فیلم به اندازه کل کفه یک اصطلاح و کلمه کاربری و گرامر بدست میاد. درسته وقت گیر و سخت هست ولی اگر زیر نویس داشته باشه خیلی کمک میکنه. من میترسم اینجا فیلم معرفی کنم چون یک بار خواننده معرفی کردم 500 نفر ریختن سرم که فلان و فلان. ولی پیشنهاد میکنم حتما یک فیلم یا حداقل کارتون فرانسوی با زیر نویس فرانسه(فیلم اصل فرانسه باشه و مثلا آمریکایی ترجمه شده نباشه) بگیرید و دل و جیگرش رو بریزید بیرون.

به هر حال تاپیک خوبیه من هم چند تایی اصطلاح و ضرب امثل از یزدان دارم که سر کلاس گفته :
il est rouge comme un coquelicot = مثل لبو سرخ شده
il a l'air d'avoir avalé son parapluie = اینگار عصا قورت داده. خیلی شق و رق هست.
c'est le bouquet = il ne restait plus que ca = یعنی همینمون کم بود. همین رو کم داشتیم.
tous les chemains ménent à Rom = همه راهها به یکجا ختم میشه. هدف یکی ولی راه رسیدن زیاد. راه رسیدن به خدا به تعداد آدمهاست.
این ها که فارسی گفتم معادل کاربردی فارسیش هست و معنی لغت به لغت نیستا. دوستان اشتباه نکنید مثلا اشتباهی فکر کنید coquelicot یعنی لبو !
فعلا اینها دم دسته. امیدوارم کمک کنه. باز هست سر فرصت میگم. راستی آرتین اگه این قفله چیز خوبی داره که در راستای همین تاپیک هست برامون بذار همینجا. میدونی که من یکی حوصلم نمیگیره بشینم بخونمش. تو کتاب تمرین کفه آخر هر فصل هم یک ضرب المثل هست. من اونها رو هم میتونم بذارم.
اتفاقا من دنبال اینم که تو این تاپیک یا یک تاپیک جدید به موضوع اشعار و اهنگ های فرانسوی بپردازیم و در مورد خواننده های مشهور و مورد علاقه هم بحث کنیم مثل زندگی نامه و متن اشعار و سبک و....حالا 1000 نفر هم که بریزن سرت نباید نا امید شی اگه کاری بنظرت درسته انجام بده نقد اصولی و منتقد متفکر همیشه هست و باعث پیشرفت و بهبود میشه و ما باید استقبال کنیم اما قضیه پارازیتی و مخالف چیز دیگه است و باهات موافقم خودت هم خوب میدونی چه به سر من اوردن

Red_Sky
June 27th, 2010, 08:49 AM
اتفاقا من دنبال اینم که تو این تاپیک یا یک تاپیک جدید به موضوع اشعار و اهنگ های فرانسوی بپردازیم و در مورد خواننده های مشهور و مورد علاقه هم بحث کنیم مثل زندگی نامه و متن اشعار و سبک و....حالا 1000 نفر هم که بریزن سرت نباید نا امید شی اگه کاری بنظرت درسته انجام بده نقد اصولی و منتقد متفکر همیشه هست و باعث پیشرفت و بهبود میشه و ما باید استقبال کنیم اما قضیه پارازیتی و مخالف چیز دیگه است و باهات موافقم خودت هم خوب میدونی چه به سر من اوردن

من رو که میشناسی !
والا اول پیمان بهم گیر داد و خیلی منطقی و با دلیل کافی بهم منظورش رو فهموند ظاهرا کلی آدم بهش پیغام داده بودن و خلاصه من قانع شدم. بعدشم مدیر سایت بهم پیغام داد و خیلی چیزها گفت که البته اون بنده خدا هم بهم حق داد ولی چه میشه کرد. تو اول یه هماهنگی بکن اگه مشکلی ایجاد نشه من خودم شخصا پایم کلی خواننده قدیمی و کلی هم DJ فرانسوی هست که معرکن. خیلی آهنگ ها و خواننده ها هستند که اصلا اینگار برای آموزش فرانسه شعر میخونن. اشعار ساده و زیبا با کلمات ساده. معرفی کنیم و همه استفاده کنیم. خیلی عالی میشه.
مشکل هم ایجاد شد فدا سرت من وبلاگم رو به همین خاطر زدم که حرفهایی رو که نمیتونم اینجا بگم. اونجا راحت بزنم. متن شعر فرانسه هم گذاشتم اونجا.

Artin Raad
June 27th, 2010, 11:07 AM
Avoir le bras long

کسی که دست درازی دارد یعنی اعتبار و نفوذ بیشتری داردو برای کسی که ادمهای مهمی میشناسد و ارتباط برقرار میکند و میتواند کاری را انجام دهد بکار برده میشود

Artin Raad
June 27th, 2010, 11:13 AM
Manger sur le pouce

کسی که روی شصتش غذا میخوره یعنی داره با عجله و هول هولکی غذا میخوره معادل

Manger trop vite

Red_Sky
June 27th, 2010, 04:50 PM
il m'a posé un lapin = یعنی اون من رو کاشت. یعنی سر قرار نیومد و من کاشته شدم. شاید بشه گفت علف زیر پام سبز شد.

Artin Raad
June 27th, 2010, 05:35 PM
مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

کسی متن فرانسه این ضرب المثل داره؟

Artin Raad
June 27th, 2010, 10:50 PM
Etre dans les petits papiers de quelqu'un

وقتی میخواهید بگویید من مورد تایید و یا محبوب کسی هستید یا کسی محبوب و مورد تایید شماست از این اصطلاح استفاده کنید

je suis dans ses petits papiers

Red_Sky
June 28th, 2010, 07:13 AM
marcher sur le talon = یعنی سایه به سایه کسی رفتن(اونها میگن رو پاشنه کسی راه رفتن)

Red_Sky
June 28th, 2010, 07:16 AM
آرتین چرا هیچ کس هیچ پستی نمیذاره؟ هر تاپیکی که میزنی آخرش خودم و خودت می مونیم. خسته کننده میشه اینطوری هیچ کس همکاری نمیکنه.

a12ood
June 28th, 2010, 08:43 AM
آرتین چرا هیچ کس هیچ پستی نمیذاره؟ هر تاپیکی که میزنی آخرش خودم و خودت می مونیم. خسته کننده میشه اینطوری هیچ کس همکاری نمیکنه.

سلام خسته نباشید
من خیلی دلم میخواد پست بزارم ولی هنوز چیز جالبی ندیدم که بزارم همه مثل شما مسلط نیستن مطمئن باشید خیلی ها میخونن و استفاده میکنن کم کم هم این تاپیک راه میفته فقط یه مشکلی که داره اینه که ممکنه توش تکراری زیاد بشه باید یه راه حلی براش پیدا کرد.

Red_Sky
June 28th, 2010, 08:44 AM
Mettre les pieds quelque part = به هر جایی سرک کشیدن. پا به هر جایی گذاشتن

این رو همین الان تو compr دیدم. به نظرم خیلی کاربردیه.

Red_Sky
June 28th, 2010, 08:48 AM
سلام خسته نباشید
من خیلی دلم میخواد پست بزارم ولی هنوز چیز جالبی ندیدم که بزارم همه مثل شما مسلط نیستن مطمئن باشید خیلی ها میخونن و استفاده میکنن کم کم هم این تاپیک راه میفته فقط یه مشکلی که داره اینه که ممکنه توش تکراری زیاد بشه باید یه راه حلی براش پیدا کرد.

سلام
شما باورتون نمیشه خیلی از بچه ها مطمئنا از من یکی که خیلی بیشتر بلدن ولی نمیدونم چرا نمیان چیزی بگن و کمک کنن. مثلا من خودم همینجا گفتم تو آخر هر فصل کتاب تمرین کفه یک مثل کاربردی هست. یکی زحمت نکشید بره همونها رو برامون اینجا بنویسه. دیگه این که آماده بود کاری نداشت. اشکال نداره زیاد بشه و حتی تکراری. فقط همکاری بشه خیلی خوبه. اگر خیلی اصطلاحات درهم شد در آخر یک لیست منظم میشه درست کرد و PDF کرد.

a12ood
June 28th, 2010, 10:28 AM
un tiens vaut mieux que deux tu l'auras=سیلی نقد به از حلوای نسیه.

a12ood
June 28th, 2010, 10:40 AM
سلام اینم یکی دیگه
Il faut casser le noyau pour avoir l'amande
نابرده رنج گنج میسر نمیشود.

a12ood
June 28th, 2010, 10:49 AM
Un prêté pour un rendu یعنی" این به آن در"
ولی نفهمیدم چرا همچین اصطلاحی را استفاده میکنند.
موفق باشید

Red_Sky
June 28th, 2010, 10:57 AM
j'ai un autre chat a battre = یعنی دستم بنده. فعلا درگیریم(اونها میگن یه گربه دیگه برای زدن دارم- شلاق زدن)

این رو صد در صد نمیدونم دیکتش درسته یا نه ولی اصطلاحش همینه.

helen-en
June 28th, 2010, 12:48 PM
من این تاپیکتونو دوست دارم :دی
کتاب کفه با من کجاهاش بود؟:دی

Red_Sky
June 28th, 2010, 01:26 PM
یعنی هیچ کی هیچ اصطلاحی بلد نیست ؟ آسون ها رو بگید. اینها دیگه مطمئنم تو قفله وکفه و ... اینها باید باشه.

je me tue a te le repeter : زبونم مو در آورد. یعنی مردم از بس بهت گفتم.

ca ne te regarde pas به تو مربوط نیست - به تو چه !

helen-en
June 28th, 2010, 02:11 PM
ca ne te regarde pas به تو مربوط نیست - به تو چه !
یادشششش بخیرررررر N1 :دی
liasse tomber یعنی زومبه :دی بی خیالش
parler comme vashe spagnol یعنی خیلی بد حرف می زنه لهجهش داغونه :دی

helen-en
June 28th, 2010, 02:16 PM
نمی دونم تکراریه یا نه من اینا رو قبلا پیدا کردم ... فقط حس فارسی نوشتن نی

"Avoir le bras long" c'est ...

c'est avoir beaucoup de relations
-------------------------------------------
"Avoir la gueule de bois " c'est ...
c’est être malade après avoir bu.
-------------------------------------------
"Appuyer sur le champignon " c'est ...



c’est accélérer, aller très vite
--------------------------------------------------
"Etre haut comme trois pommes " c'est ...



c’est être petit
-------------------------

helen-en
June 28th, 2010, 02:19 PM
اینم جند تا دیگه:دی
"Se mettre le doigt dans l'œil " c'est ...




c’est se tromper
-------------------------------------
"Se creuser la tête " c'est ...
c’est faire un grand effort de réflexion.
----------------------------------------
Avoir le coup de foudre c'est ...


C'est être amoureux dès la première minute
----------------------------------------------------------پ
"Poser un lapin", c'est ...






c'est ne pas venir à un rendez-vous
آخیییییییییییییییییی
-----------------------------------------------
Tomber dans les pommes, c'est ...


c'est s'évanouir,
perdre connaissance
--------------------------------------
اینا شکل هم دارن :دی ولی من نذاشتم دیگه اگه تکراریه دعوام نکنین حال ندارم بچکمممم

helen-en
June 28th, 2010, 02:35 PM
خوبببب اینم یک فایل دیگه ولی من فارسی شو ندارم ولی معنی فرانسش کاملا معلومه من هیچ وقت دنبال فارسی یا انگلیش نبودم واسه همین فقط فرانسه دارم :( ولی ارتین جان زحمت ترجمه فارسیش با شما دیگه:p:rolleyes::redface:

Red_Sky
June 28th, 2010, 02:50 PM
مرسی
هلن جان Avoir la gueule de bois دقیقا یعنی سیاه مست شدن D:

Red_Sky
June 28th, 2010, 02:52 PM
خوبببب اینم یک فایل دیگه ولی من فارسی شو ندارم ولی معنی فرانسش کاملا معلومه من هیچ وقت دنبال فارسی یا انگلیش نبودم واسه همین فقط فرانسه دارم :( ولی ارتین جان زحمت ترجمه فارسیش با شما دیگه:p:rolleyes::redface:

خیر از جوونیت ببینی دختر.
ممنون.
یه سوالی این هایی که قبل گفتی رو از کجا آوردی ؟

leilaashhadi
June 28th, 2010, 03:46 PM
اینم یکی دیگه:
aide-toi le ciel t`aidera
ازتوحرکت. ازخدابرکت

helen-en
June 28th, 2010, 04:03 PM
ca ne te regarde pas به تو مربوط نیست - به تو چه !
یادشششش بخیرررررر N1 :دی
liasse tomber یعنی زومبه :دی بی خیالش
parler comme vashe spagnol یعنی خیلی بد حرف می زنه لهجهش داغونه :دی
اصلاح می شه
خودم اشتباهامو می گم :دی:لاو
LAISSE TOMBER

Parler comme une vache espagnole

lalaii
June 29th, 2010, 08:31 AM
آرتین چرا هیچ کس هیچ پستی نمیذاره؟ هر تاپیکی که میزنی آخرش خودم و خودت می مونیم. خسته کننده میشه اینطوری هیچ کس همکاری نمیکنه.

من همیشه از آرتین عزیز ممنونم. واقعا مهربونه و با لطف تلاش میکنه که به همه کمک کنه.
رداسکای عزیز من می تونم اصطلاحاتی رو که ته هر درس کتاب تمرین کفه هست تایپ کنم. اما معنی آنها رو نمی دونم. اگه فکر می کنی کمکی می کنه اینکاره من بگو که انجامش بدم.

Artin Raad
June 29th, 2010, 09:52 AM
من همیشه از آرتین عزیز ممنونم. واقعا مهربونه و با لطف تلاش میکنه که به همه کمک کنه.
رداسکای عزیز من می تونم اصطلاحاتی رو که ته هر درس کتاب تمرین کفه هست تایپ کنم. اما معنی آنها رو نمی دونم. اگه فکر می کنی کمکی می کنه اینکاره من بگو که انجامش بدم.

تشکرات لاله خانم
حتما اگه میتونی اینکار انجام بده هر درس با شماره و به تفکیک اینجا بذار و ما هم تو ترجمه کمک میکنیم
با سپاس

Red_Sky
June 29th, 2010, 09:57 AM
من همیشه از آرتین عزیز ممنونم. واقعا مهربونه و با لطف تلاش میکنه که به همه کمک کنه.
رداسکای عزیز من می تونم اصطلاحاتی رو که ته هر درس کتاب تمرین کفه هست تایپ کنم. اما معنی آنها رو نمی دونم. اگه فکر می کنی کمکی می کنه اینکاره من بگو که انجامش بدم.

مشکل تایپ نیست مشکل همکاری نکردن بچه هاست. من خودم شخصا ناراحت شدم وقتی دوستان تو تاپیک مصاحبه کبک کم کاری کردن. اینجا هم همینطور. خیلی بیشتر از اینها میشه استفاده کرد. منابع فرانسه اونم به این شکل روی اینترنت خیلی کم هست. شما اون ضرب المثل ها رو بذارید بچه ها هر کدوم رو که میدونستن فارسیش رو بگن. آرتین و من هم هر کدوم رو بلد بودیم میگیم. خیلی خیلی ممنون.

Red_Sky
June 29th, 2010, 10:02 AM
j'en ai vu toutes les couleurs = من سرد و گرم روزگار چشیده ام(اونها میگن همه رنگش رو دیدم - ما هم تقریبا همین رو داریم)

این الان یادم اومد - جزوم همرام نیست ولی فکر کنم درست هست رفتم خونه نگاه میکنم اگه اشتباه بود تصحیح میکنم.

Artin Raad
June 29th, 2010, 10:10 AM
Etre habillé comme l'as de pique

وقتی کسی نامرتب لباس میپوشه بکار میره

lalaii
June 29th, 2010, 10:44 AM
Cafe1- CAHIER:

unité 1- p 10
Les goûts et les couleurs, ça ne se discute pas.

unité 2- p 17
Il fait la cuisine en deux temps trois mouvements.

unité 3- p 24
Il fait un froid de canard.

unité 4- p 31
Il se couche avec les poules.

unité 5- p 41
Il a une faim de loup.

unité 6- p 48
Elle a l'estomac dans les talons.
معده اش کش میاد. خیلی می خوره اما لاغره و چاق نمی شه.

unité 7- p 55
Il est tiré à quatre épingles.
خیلی شیکه.

unité 8- p 62
Les voyages forment la jeunesse.

unité 9- p 72
J'ai du pain sur la planche.

unité 10- p 79
Elles se ressemblent comme deux gouttes d'eau.

unité 11- p 86
Il a eu le coup de foudre pour elle.

unité 12- p 93
Il a un petit vélo dans la tête.

unité 13- p 103
Il raconte une histoire à dormir debout.

unité 14- p 110
Elle l'a crié sur tous les toits.

unité 15- p 117
C'est long comme un jour sans pain.

unité 16- p 124
Cette histoire me donne la chair de poule.

Red_Sky
June 29th, 2010, 10:53 AM
unité 1- p 10
Les goûts et les couleurs, ça ne se discute pas.

یعنی هر کس سلیقه خودش رو داره. معدل فارسی فکر کنم نداره. یعنی سر سلایق نمیشه بحث کرد.

Red_Sky
June 29th, 2010, 10:56 AM
unité 3- p 24
Il fait un froid de canard.
یعنی هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

Red_Sky
June 29th, 2010, 11:01 AM
Quand on est à Rome, il faut faire comme les Romains (http://www.applyabroad.org/dictionary/french-english/quand-on-est-a-rome-il-faut-faire-comme-les-romains) = همرنگ جماعت شو

khamoushi
July 2nd, 2010, 06:01 PM
Expressions québécoises

Quelques expressions courantes


Les trois repas sont : le déjeuner (matin), le dîner (midi) et le souper (soir).
Ajout de « -tu » après les questions: T'en veux-tu? Il en veut-tu? Ils en veulent-tu? Tu m'écoutes-tu? Je l'ai-tu?
J'en ai en masse, j'en ai un char (beaucoup, en grande quantité)
À c't'heure ou Asteure (réduction de « À cette heure », a le sens de maintenant)
Envoye-donc! (lorsqu'on veut convaincre quelqu'un de faire quelque chose)
Pantoute! (signifie « pas du tout! »)
Je suis tanné, c'est plate (j'en ai marre, c'est ennuyant / ennuyeux)
Je suis mal pris (en détresse, j'ai besoin d'aide)
Pousser une craque (faire une plaisanterie ou une remarque piquante)

Lexique


Un aiguisoir (taille-crayon)
Une balloune (ballon)
Un barbier (coiffeur)
Un bec (un bécot, un baiser)
Un frigidaire (réfrigérateur)
Une lampe de poche (lampe-torche)
De la liqueur (boisson gazeuse)
Un minou (un chat)
Des mitaines (moufles)
Un bécyque (une bicyclette)
Une bibitte (insecte ou animal inconnu)
Une calotte (casquette)
De la cassonade (sucre brun)
Un cégep (collège)
Une chicane (conflit)
Une débarbouillette (petite serviette de toilette carrée utilisée en guise de gant de toilette)
Un dépanneur (petit magasin général)
Une patate frite (des frites)
Des patates pilées (pommes de terre en purée)
De la pâte à dents (dentifrice)
Un piton (bouton qu'on appuie)
Un pitou (un chien)
Un plasteur (pansement)
Des sparages (grands gestes)
Une tabagie (vend des cigarettes et des journaux)
Une tuque (bonnet d'hiver)
Des vidanges (ordures)
Une vue (un film)

Artin Raad
July 5th, 2010, 07:17 PM
Tenir le haut du pavé



à dix_huit ans,Léopold a décidé de quitter l'école et de tenter sa chance à paris:il est donc parti de son village et il s`est installé dans une petite chambre du quartier Latin.
il a commencé à écrire des livre ,mais aucun éditeur ne voulait pas le publier.puis ,un jour,le succes est venu.son roman,"le chat du paradis" ,a été venu à un million d'exemplaires;a été adapté au cinema et c`est devenu un film celebre.
depuis ,léopold tient le haut du pavé.

il a ecrit d`autre livre et tous le monde l`admire.dans le monde de la litterature francaise,,il est considere comme le plus grand



دوستان حتما این متن بخونید و ترجمه کنید
(جدیدا مشارکتتان پایین اومده یکم فعالتر باشید:))

khamoushi
July 9th, 2010, 01:32 PM
کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد

Qui ne dit mot consent
سکوت علامت رضاست

Un tiens vaux mieux que deux tu l'auras
سیلی نقد به از حلوای نسیه است
َ

khamoushi
July 9th, 2010, 01:32 PM
demander la main de qq'un
از کسی خواستگاری کردن
Mon petit doigt me l'a dit
کلاغه برام خبر آورده (معنی لفظ به لفظ اون یعنی انگشت کوچیکه من به من گفته)

khamoushi
July 9th, 2010, 01:33 PM
le tepms perdu ne se rattrape jamais
عمررفته هرگز باز نمی گردد

khamoushi
July 9th, 2010, 01:34 PM
il y a de l'orage dans l'air
هواپس است
faire une montagne de qqch
از کاه کوه ساختن

khamoushi
July 9th, 2010, 01:34 PM
ce nest pas la mer a boire
مگه می خواهی کوه بکنی؟
معنی لفظ به لفظ: مثل نوشیدن آب دریا که نیست

khamoushi
July 9th, 2010, 01:37 PM
Expressions diverses et tr�s courantes:

* Les trois repas ici sont: le d�jeuner (matin), le d�ner (midi) et le souper (soir).

* Ajout de "-tu" apr�s les questions: T'en veux-tu? Il en veut-tu? Ils en veulent-tu? Tu m'�coutes-tu? Je l'ai-tu?

* J'en ai en masse, j'en ai un char et puis une barge (beaucoup, en grande quantit�)

* T'sais? (r�duction de: tu sais?). Plusieurs Qu�b�cois ponctuent g�n�reusement leurs phrases de cette petite expression!

* � c't'heure ou Asteure (r�duction de "� cette heure", a le sens de maintenant)

* Envoye-donc! (lorsqu'on veut convaicre quelqu'un de faire quelque chose)

* Pantoute! (ou "pas-en-toute", signifie "pas du tout!")

* Tiguidou! (c'est d'accord!)

* C'est �coeurant! C'est l'enfer! (peut �tre extr�mement n�gatif OU extr�mement positif)

* Pendant la belle temp�rature, comme il est agr�able de prendre une marche (faire une ballade � pied)

http://www.republiquelibre.org/cousture/images/PATRIOTE.JPG * Je suis tann�, c'est plate (j'en ai marre, c'est ennuyant / ennuyeux)

* Je suis mal pris (en d�tresse, j'ai besoin d'aide)

* Au Qu�bec, on n'aime pas les gens qui s'�nervent! Tords pas tes bas! Capote pas! Brise pas ta cha�ne! Garde tes shorts! Grimpe pas dans les rideaux! Mange pas tes bas! Pogne pas les nerfs! Prends ton gaz �gal (du calme!)

khamoushi
July 9th, 2010, 01:38 PM
* Un abreuvoir (fontaine pour boire)

* Une agace (aguicheuse)

* Un aiguisoir (taille-crayon)

* La balloune (ballon)

* Un barbier (coiffeur)

* Des barniques (lunettes)

* Une broue (une bi�re)

* Un bazou (une vieille auto)

* Des b�belles (jouets ou babioles)

* Un bec (un b�cot, un baiser)

* Une b�cosse (toilette s�che)

* Un b�cyque (une bicyclette)

* Une b�daine (gros ventre)

* Une bibitte (insecte ou animal inconnu)

* Des bidoux (de l'argent)

* Ma blonde (mon amoureuse)

* Des bobettes (cale�on, sous-v�tement)

* Une calotte (casquette)

* La cassonade (sucre brun)

* Un c�gep (coll�ge)

* Un char (voiture)

* Une chicane (conflit)

* Mon chum (ami, copain ou amoureux)

* Un citron (auto en mauvais �tat)

* Des claques ou chouclaques (couvre-chaussures)

* Une craque (remarque d�sobligeante)

* Une d�barbouillette (une savonnette)

* Un d�panneur (petit magasin g�n�ral)

* Des flots (des enfants)

* Du foin (de l'argent)

* Des foufounes (fesses)

* Un frigidaire (r�frig�rateur)

* Galarneau (le soleil)

* Un Gino (un macho, un phallocrate)

* Une lampe de poche (lampe-torche)

* De la liqueur (boisson gazeuse)

* Un minou (un chat)

* Mes mitaines (moufles)

* Une passe (un laissez-passer)

* Une patate frite (des frites)

* Des patates pil�es (pommes de terre en pur�e)

* La p�te � dents (dentifrice)

* Une patente, un cossin (truc, chose, objet inconnu)

* Une peignure (coiffure)

* Un perron (petite v�randa)

* Une piastre ou piasse (un dollar)

* Un piton (bouton qu'on appuie)

* Un pitou (un chien)

* Un plasteur (pansement)

* Une pogne (pi�ge, ruse)

* Une polyvalente (�cole secondaire)

* Qu�taine (moche, pass� mode)

* Un siffleux (marmotte)

* Des sparages (grands gestes)

* Une tabagie (vend cigarettes et journaux)

* Une tuque (bonnet d'hiver en laine)

* Des vidanges (ordures)

* Une vue (un film)

khamoushi
July 9th, 2010, 01:39 PM
* Un abreuvoir (fontaine pour boire)

* Une agace (aguicheuse)

* Un aiguisoir (taille-crayon)

* La balloune (ballon)

* Un barbier (coiffeur)

* Des barniques (lunettes)

* Une broue (une bi�re)

* Un bazou (une vieille auto)

* Des b�belles (jouets ou babioles)

* Un bec (un b�cot, un baiser)

* Une b�cosse (toilette s�che)

* Un b�cyque (une bicyclette)

* Une b�daine (gros ventre)

* Une bibitte (insecte ou animal inconnu)

* Des bidoux (de l'argent)

* Ma blonde (mon amoureuse)

* Des bobettes (cale�on, sous-v�tement)

* Une calotte (casquette)

* La cassonade (sucre brun)

* Un c�gep (coll�ge)

* Un char (voiture)

* Une chicane (conflit)

* Mon chum (ami, copain ou amoureux)

* Un citron (auto en mauvais �tat)

* Des claques ou chouclaques (couvre-chaussures)

* Une craque (remarque d�sobligeante)

* Une d�barbouillette (une savonnette)

* Un d�panneur (petit magasin g�n�ral)

* Des flots (des enfants)

* Du foin (de l'argent)

* Des foufounes (fesses)

* Un frigidaire (r�frig�rateur)

* Galarneau (le soleil)

* Un Gino (un macho, un phallocrate)

* Une lampe de poche (lampe-torche)

* De la liqueur (boisson gazeuse)

* Un minou (un chat)

* Mes mitaines (moufles)

* Une passe (un laissez-passer)

* Une patate frite (des frites)

* Des patates pil�es (pommes de terre en pur�e)

* La p�te � dents (dentifrice)

* Une patente, un cossin (truc, chose, objet inconnu)

* Une peignure (coiffure)

* Un perron (petite v�randa)

* Une piastre ou piasse (un dollar)

* Un piton (bouton qu'on appuie)

* Un pitou (un chien)

* Un plasteur (pansement)

* Une pogne (pi�ge, ruse)

* Une polyvalente (�cole secondaire)

* Qu�taine (moche, pass� mode)

* Un siffleux (marmotte)

* Des sparages (grands gestes)

* Une tabagie (vend cigarettes et journaux)

* Une tuque (bonnet d'hiver en laine)

* Des vidanges (ordures)

* Une vue (un film)




http://www.republiquelibre.org/cousture/images2/QBCICON8.GIF Les actions (verbes):

* S'accorder comme chien et chat (se chicaner tout le temps)

* Se prendre pour un autre (se croire plus important qu'on ne l'est r�ellement)

* Achaler, gosser, tomber sur les nerfs (d�ranger quelqu'un)

* �tre sur son 36, se mettre beau ou belle (�tre chic)

* Ambitionner su' l'pain b�ni (abuser d'une situation avantageuse)

* Attacher son manteau (boutonner)

* Avoir le coeur gros (�tre triste, m�lancolique)

* Avoir les yeux dans la graisse de binnes (regard amoureux, r�veur)

* Baragouiner l'anglais, parler anglais comme une vache espagnole (avec beaucoup de difficult�)

* Barrer la porte (fermer � cl�)

* Bavasser (bavarder, se comporter en d�lateur)

* B�cher (tomber t�te premi�re)

* Becotter (embrasser)

* Brailler (pleurer)

* Brosser (se saouler la gueule)

* Capoter, perdre le nord (paniquer, devenir fou)

* Chauffer (conduire un v�hicule)

* Chi�ler (se plaindre)

* Chicaner (engueuler, r�primander)

* Crouser (faire la cour, conter fleurette)

* �crapoutir (�craser)

* Au Qu�bec on embarque et on d�barque d'une voiture (d'un char)

* Enfirouaper (jouer quelqu'un)

* �tre fou comme un balai ou comme d'la marde (dingue, en �tat de panique ou fou de joie)

* S'�vacher (s'affaler, paresser)

* Faire la baboune, faire du boudin (bouder)

* Faire dur (avoir mauvaise mine, mauvaise apparence)

* Faire ses commissions (ses emplettes)

* Magasiner (faire des achats)

* Manger une vol�e (se faire tabasser)

* Minoucher (caresser)

* Paqueter, paqueter ses p'tits (empaqueter ses choses, faire ses valises)

* Partir le char (d�marrer la voiture)

* Placotter, jaser, potiner (bavarder, discuter)

* Pogner (agripper, empoigner ou encore avoir du succ�s en amour)

* Se faire passer un sapin (se faire rouler)

* Se pogner l'cul (ne rien faire, paresser)

* Sacrer son camp (partir, quitter)

* Se sauter dans la face (s'engueuler)

* Taponner (perdre son temps)

* Tirer la pipe � quelqu'un (agacer, taquiner)

khamoushi
July 9th, 2010, 01:48 PM
Voir aussi :

Québécismes (http://legrenierdebibiane.com/participez/Expressions/quebec2.htm).
et
http://legrenierdebibiane.com/images/nouveau_petit.gif Autres Expressions (http://legrenierdebibiane.com/participez/Expressions/quebec3.htm) (Participation spéciale) ..

Accrocher ses patins : démissionner Accouche qu'on baptise : dis tout de suite ce que tu as à dire À (la) planche (ex: aujourd'hui, je me suis entraîné à (la) planche) : énormémentAller au batte : affronter une situation difficile
On dit aussi : Avoir le gros boutt du batte , avoir le gros bout du bâton
( signifie alors : être en position avantageuse)Aller gazer : faire le plein, mettre de l'essence dans la voiture Aller aux vues : aller au cinémaAller sur le trône: Aller aux WC, aux toilettes pour faire ses besoins naturelsÀ (la) mitaine : écrire à mitaine, faire à mitaine...
Faire à la main, sans aide mécanique ou technologique.Ambitionner su'l'pain béni : abuser d'une situation avantageuseAmmanché ou mal ammanché : mal fagoté, mal pris...Arrangé avec le gars des vues : les décisions ont été prises à l'avanceArrête de chigner : arrête de pleurnicher
On dit aussi : arrête de chialer Arrêter de tataouiner : Arrêter de tourner en rond, se décider à agir Arriver sur un saut pis sur un pet : arriver vite Arsoudre. : Apparaître.Astheure : maintenantAttache ta tuque ! : Tiens-toi prêt !Attacher sa tuque avec de la broche : se préparer à affronter des difficultés. Attraper par le chignon du cou : saisir quelqu'un en l'agrippant Au plus fort la poche : le plus riche est le premier à avoir tout ce qu'il désire Au plus sacrant : au plus viteAvoir d'autres chats à fouetter :
Être occupé par toutes sortes de choses.Avoir de l'allure : être correct, sensé...Avoir de la mine dans le crayon : avoir un gros appétit sexuel Avoir de la broue dans le toupet : avoir du travail par dessus la tête; être débordé, être très pressé, manquer de temps; être très agité, très occupé.Avoir de (d'la) misère : avoir de la difficulté, des problèmesAvoir de l'eau dans sa cave : Avoir des pantalons trop courtsAvoir des bidoux : être richeAvoir des motons dans l'estomac : être angoisséAvoir des vers : bouger beaucoup Avoir des yeux de chats : avoir une bonne vueAvoir du coeur au ventre : être vaillant Avoir du bacon : avoir de l'argent Avoir du foin : avoir de l'argent, être richeAvoir du front tout le tour de la tête :
être effronté, avoir de l'aplomb, de l'audace, du toupet... Avoir du pain sur la planche : avoir beaucoup de travailAvoir la chair de poule : avoir froid ou avoir peurAvoir la croupe lisse : être obligeant, ouvert à une demandeAvoir du guts : avoir du cran, du courageAvoir la chienne : avoir peur Avoir la couenne dure : être robuste

khamoushi
July 9th, 2010, 01:48 PM
Avoir la danse de St-Guy : Bouger tout le tempsAvoir la falle basse :
Avoir l'air triste ou très fatigué Avoir la face comme un oeuf de dinde : pleine de boutonsAvoir la "fale" ou "phalle" à l'air :
Avoir le cou ou le haut de la poitrine non protégés par un vêtement : foulard, manteau, chandail... OU : Mets ta "crémone", t'as la fale à l'air:
une crémone est un foulard
Avoir la flye à l'air : la fermeture éclair des pantalons ouverteAvoir la guédille au nez : avoir le rhume, avoir le nez qui coule Avoir la journée dans le corps : être fatigué, accablé Avoir la tête grosse de même : en avoir ras le bolAvoir le corps en signe de piastre ($) : se tenir mal, ne pas se tenir le corps droit, comme lorsqu'on est resté trop longtemps assis en s'écrasant sur sa chaise.Avoir le feu au cul : être très en colère
On dit aussi: avoir le feu au derrièreAvoir le flu : avoir la diarrhée
On dit aussi : Avoir le va viteAvoir le moton : être ému Avoir les bleus : être triste, mélancolique... Avoir les cannes blanches : ne pas être bronzéAvoir les deux pieds dans la même bottine : être maladroit, empotéAvoir les garcetttes en l'air : gesticuler beaucoupAvoir les mains plein de pouce : être malhabileAvoir les quatre fers en l'air :
Gesticuler Avoir l'estomac dans les talons : avoir faim

khamoushi
July 9th, 2010, 01:53 PM
La neige est coulante ce matin, j'ai failli prendre le champ avec mon char.
C'est glissant, il y a de la neige mouillée, j'ai failli quitter la route avec ma voiture.
Pousse plus fort sur la porte, il y a un banc de neige sur la galerie.
Banc de neige: congère.
Je pense que tu vas pouvoir partir, la charrue vient de passer.
Tu vas pouvoir quitter, le chasse-neige a déblayé la neige.
http://pages.videotron.com/micpreno/images/charrue.jpg
http://asp.csdeschenes.qc.ca/web009/municipalite/nos_hivers_rigoureux_d.htm (http://asp.csdeschenes.qc.ca/web009/municipalite/nos_hivers_rigoureux_d.htm)
Vois-tu quelque chose, toi? Moi rien pantoute, il poudre bien trop fort!
Je ne vois rien du tout, la neige soufflée par le vent empêche toute visibilité.
Attention dans le chemin, il y a de la glace bleue!
Glace bleue: glace que l'on peut confondre avec de l'asphalte sec.
Je suis calé dans le banc de neige, as-tu des grappins, des traction-aids?
Grappins, traction-aids: sorte de plaques métalliques munies de crampons que l'on met sous les roues de l'auto pour se sortir d'une mauvaise situation.
Mets tes mitaines et ton foulard, il fait frette en masse.
il fait frette comme chez le loup.
il fait frette à couper les chiens en deux.
il fait frette à faire péter les clous.
il fait frette à faire hurler les loups.
Enfile tes moufles et mets ton foulard, il fait très froid.
Les bordages sont hauts sans bon sens cette année, ça prend la souffleuse pour ouvrir le chemin.
Bordages: amoncellement de neige poussée par le chasse-neige sur les côté de la voie publique.
Souffleuse: Chasse-neige muni d'un dispositif motorisé permettant de projeter la neige à distance.
http://pages.videotron.com/micpreno/images/souffleuse.jpg http://www.grouperpmtech.com (http://www.grouperpmtech.com/)
As-tu des câbles à booster, mon char part pas, il fait trop frette.
Câbles à booster: câbles survolteurs pour faire démarrer la voiture par temps très froid.
Mets ta crémone ce matin, il fait froid et t'as la fale à l'air.
Crémone: foulard qui couvre le cou et la poitrine
Fale: poitrine
Les écoles sont fermées ce matin, il y a trop de poudrerie.
Poudrerie: neige poussée par le vent
http://pages.videotron.com/micpreno/images/poudrerie.jpg
Courtoisie de: http://www.radio-canada.ca/nouvelles/dossiers/meteo/02a.html
On va avoir une bonne bordée de neige, le nordet vient de se lever.
Nordet: Vent du nord-est annonciateur d'une bonne dépression l'hiver.
Ça fait une heure que je pellette la neige, j'ai la guédine au nez.
Guédine: morve qui coule du nez

khamoushi
July 9th, 2010, 01:54 PM
C'est le temps des sucres, on va avoir sûrement la tempête des corneilles.Temps des sucres: période de l'année, au printemps, où l'on récolte la sève des érables pour fabriquer le sirop d'érable.
Tempête des corneilles: chute abondante de neige mouillée qui tombe habituellement durant le temps des sucres.
http://pages.videotron.com/micpreno/images/sucres.jpg http://www.bonjourquebec.com/qc-fr/erablieres.html
Ah! enfin le printemps arrive! La glace du lac a calé.
Illusion d'optique qui donne l'impression que la glace descend au fond du lac lorsqu'elle fond.
Torrieu! J'ai pogné un ventre de boeuf et j'ai cassé un spring sur mon char.
Ventre de boeuf: renflement de la route causé par le dégel au printemps.
Spring: ressort
Tu peux serrer ton ski-doo, il n'y a presque plus de neige.
Tu peux remiser ta motoneige


http://pages.videotron.com/micpreno/images/soleil.jpgL'étéhttp://pages.videotron.com/micpreno/images/soleil.jpg


Cet été, nous allons à Old Orchard. Les filles vont se faire griller en masse.
Old Orchard: station balnéaire sur la côte Est des États-Unis
Se faire griller: se faire bronzer.
Ah! là! on va avoir sûrement de la pluie. Les poules se jouquent.
Se jouquer: se jucher
As-tu vu dehors. Il vente à écorner les boeufs.
Venter à écorner les boeufs: se dit d'un vent violent
Note: cette expressions viendrait du fait que l'on attendait qu'il vente très fort pour écorner les boeufs pour éviter que les mouches s'agglutinent sur les blessures et ainsi causer des infections.
Une sorcière vient de passer sur nos vailloches. Il faut les refaire.
Sorcière: Coup de vent tourbillonnant et de courte durée.
Vailloches: Petit tas de foin
Ça donne rien de couper le foin, le temps se chagrine.
Foin: fourrage
Le temps se chagrine: l'orage est imminent

khamoushi
July 9th, 2010, 01:55 PM
Je viens de tourner la page de mon calendrier. C'est novembre! Je te dis qu'on va avoir du temps dull.
Dull: maussade et ennuyeux.
Mets ton coupe-vent avant de sortir, le temps est cru ce matin.
Cru: froid et humide
C'est frisquet et il mouillasse, l'automne s'installe!
Frisquet: frais
Mouillasse: bruine

nojan
July 18th, 2010, 12:04 PM
هدف وسیله را توجیه می کند.
la fin justifie les moyens.

vakilian1363
July 22nd, 2010, 12:07 AM
je me débrouille, pas mal
می تونم گلیمم رو از آب بیرون بکشم :)

Red_Sky
July 25th, 2010, 07:48 AM
Jamais 2 sans 3 یعنی تا سه نشه بازی نشه

تو سریال Extra بود که خیلی حال داد این تیکش.

Red_Sky
July 25th, 2010, 05:20 PM
c'est les Champs-Elysées un samedi soir = پر رفت و آمده- جمعه بازاره - کاروانسراست
Extra Episode 5

Red_Sky
August 4th, 2010, 10:53 PM
کلی اصطلاح مخصوص کبک
http://www.tv5.org/cms/chaine-francophone/publications/Les-expressions-imagees-quebecoises/Expressions-imagees-quebecoises/p-9284-Se-prendre-pour-le-boss-des-becosses.htm?&previsu=1&dateprevisu=2010-05-10+15%3A46%253

artima
August 9th, 2010, 11:50 AM
اگه رفتيد كانادا و يا فرانسه و خداي ناكرده كسي قالتون گذاشت بايد بگيد:
Il m'a fait resté en carafe
يعني قالم گذاشت

Red_Sky
August 9th, 2010, 12:57 PM
اگه رفتيد كانادا و يا فرانسه و خداي ناكرده كسي قالتون گذاشت بايد بگيد:
Il m'a fait resté en carafe
يعني قالم گذاشت

فکر کنم اون بیشتر معنی بیخبر گذاشتن میده.
و البته اینها بیشتر رایج هستن :
poser un lapin چمن کاری کردن زیر پا - قال موندن سر قرار
و یا این faire faux bond

Red_Sky
August 9th, 2010, 02:15 PM
فکر کنم اون بیشتر معنی بیخبر گذاشتن میده.
و البته اینها بیشتر رایج هستن :
poser un lapin چمن کاری کردن زیر پا - قال موندن سر قرار
و یا این faire faux bond

هان رفتم نگاه کردم:
etre en carafe یعنی فراموش شده (بیخبر موندن نیست)

مرسی.

Artin Raad
August 15th, 2010, 11:52 AM
این اصطلاح همیشه برام جالب بودو عجیب!

huit jours=une semaine

nojan
August 19th, 2010, 12:30 PM
suivre quelqu'un comme son ombre: expression qui veut dire,le suivre de pres partout et tout le temps

Red_Sky
August 19th, 2010, 09:29 PM
suivre quelqu'un comme son ombre: expression qui veut dire,le suivre de pres partout et tout le temps

به به کتاب دور دنیا در 80 روز خوندی ؟

این هم سه صفحه قبلش هست که مرتبطه :
ne pas perdre de vue = le suivre pour le voir toujours

nojan
August 23rd, 2010, 11:08 AM
فارسیشم بنویسید
یعنی کسی را تعقیب کردن(مانند سایه اش )همه جا و تمام مدت

Artin Raad
October 11th, 2010, 07:38 AM
بابا چرا هیچکی تو این تاپیک فعالیت نمیکنه
پس کوشن دوستداران زبان فرانس!
میخواستم اصطلاحات کبکی اضافه کنم اما چون این تاپیم عملا تعطیل شده منصرف شدم

ca va etre difficile mais ca ne fait rien,je vais essayer
merci bcp

Afshin.o
October 11th, 2010, 10:31 AM
http://www.republiquelibre.org/cousture/EXPRES.HTM
Commencez M. Artin.
Merci Bcp.

بابا چرا هیچکی تو این تاپیک فعالیت نمیکنه
پس کوشن دوستداران زبان فرانس!
میخواستم اصطلاحات کبکی اضافه کنم اما چون این تاپیم عملا تعطیل شده منصرف شدم

ca va etre difficile mais ca ne fait rien,je vais essayer
merci bcp

Nazli
October 13th, 2010, 06:14 PM
qui se ressemble s'assemble
معادل فارسیش میشه: کبوتر با کبوتر باز با باز

se mettre sur son 31
ما تو فارسی میگیم فلان کس لباس عیدشو پوشیده.

leilaashhadi
October 14th, 2010, 11:43 AM
اصطلاح ca ne me dit rien یعنی چی؟

Red_Sky
October 15th, 2010, 09:46 PM
اصطلاح ca ne me dit rien یعنی چی؟

یعنی فلان مساله برام چی مفهومی نداره.

Artin Raad
October 16th, 2010, 07:55 AM
http://www.republiquelibre.org/cousture/EXPRES.HTM
Commencez M. Artin.
Merci Bcp.

ممنون
وقتی دوستان لینک میدن یعنی نیازی نیست به این بحث همونطور که در صفحه اول لینک دادند
ولی این اصطلاحات تو این سایت 5 درصد کل اصطلاحات رایج در کبک هم نمیشه!
اما کافی حتما

sohastar
October 21st, 2010, 11:05 PM
یعنی فلان مساله برام چی مفهومی نداره.

اصطلاح ca ne me dit rien یعنی چی؟
تحت الفظی ش میشه همونی که آقای رد اسکای گفتند یعنی فلان چیز اهمیتی یا مفهومی نداره اما این جمله در جواب دعوت به جایی یا چیزی استفاده میشه برای رد کردن اون. معادل انگلیسی ش میتونه این باشه I don't really feel like it.. البته در مواقع کاملا خودمونی استفاده میشه.

sohastar
October 21st, 2010, 11:55 PM
از دل برود هر آنکه از دیده برفت = Loin des yeux, loin du coeur
Se croire sorti de la cuisse de Jupiter= از دماغ فیل افتادن

leilaashhadi
October 28th, 2010, 11:55 AM
تحت الفظی ش میشه همونی که آقای رد اسکای گفتند یعنی فلان چیز اهمیتی یا مفهومی نداره اما این جمله در جواب دعوت به جایی یا چیزی استفاده میشه برای رد کردن اون. معادل انگلیسی ش میتونه این باشه I don't really feel like it.. البته در مواقع کاملا خودمونی استفاده میشه.

ممنون.ازاستادم پرسیدم دقیقا همین مفهومی که گفتید روداره.

Red_Sky
November 2nd, 2010, 02:48 PM
این اصطلاح هم تو کتاب CLE بود که نمیتونستم معنیش رو حدس بزنم.

faire part de qqch à qqn = چیزی را با کسی در میان گذاشتن.


دست بابیلون درد نکنه که هر چی میندازی توش بالاخره یه گلاسریش ترجمش میکنه.

osamuellao
January 25th, 2011, 07:40 PM
rebolot : encore le meme sujet :
اینو به نشانه ی اعتراض به کسی می گن که دوباره یک موضوع ناراحت کنند رو پیش می کشه.

merina
March 1st, 2011, 02:14 PM
imposible çe n'est pas français: يعني كار نشد نداره!

ababa
June 12th, 2011, 11:27 AM
Bouche B
يعني ديگه حرفي واسه گفتن نموند، مثل لالموني گرفتم تو فارسي ... يه چيزي دقيقا" معادل speechless تو انگليسي هست

merina
June 18th, 2011, 12:01 PM
avoir le cafard
يعني غمگين و نااميد

monirdelavari
July 26th, 2011, 05:46 PM
une hirondelle ne fait pas un printemps
با یه گل بهار نمیشه:):)

aida_11041
August 16th, 2011, 03:38 PM
partir, c'est mourir un peu
از دل برود هر آنکه از دیده برفت

aida_11041
August 16th, 2011, 03:40 PM
rien ne sert de courir, il faut partir a point
رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

kasra-dan
August 20th, 2011, 07:40 PM
Je vais lui montre de quel boi je me chauffe
بهش نشون میدم یک من ماست چقدر کره داره

kasra-dan
August 21st, 2011, 11:40 AM
C’est le bouqet
همینو کم داشتیم!این هم شد قوز بالا قوز!

Vouloir C'est Pouvoir
خواستن توانستن است

merina
August 29th, 2011, 09:27 AM
avoir des idées noires
يعني خيلي بدبين و نااميد بودن

aida_11041
September 24th, 2011, 07:31 PM
Qui n'a guere, n'a guerre

دارنده مباش ، از بلاها رستی
( یعنی هر کی چیزی نداره ، جنگی هم نداره )

sartre
October 27th, 2011, 10:11 AM
Un" tient" est mieux que deux "tu l'auras"

سیلی نقد به از حلوای نسیه!

Artin Raad
October 27th, 2011, 10:53 AM
Payer les pots cassés

غرامت چیزی را دادن خسارت پرداخت کردن


Un coup d'épée dans l'eau

تلاش بیهوده کردن آب در هاون کوفتن

globaltourism
October 27th, 2011, 03:02 PM
On ne marie pas les poules avec les renards
کبوتر با کبوتر، باز با باز ( مخصوصاً در مورد ازدواج)

sartre
October 28th, 2011, 03:13 AM
La nuit tous les chats sont gris
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش

Liberte
November 19th, 2011, 11:31 AM
به تو چه Ce n'est pas ton affaire
به من چه Ce n'est pas mes oignons

m3hiran
December 13th, 2011, 08:08 PM
mettre les pieds dans le plat = سوتی دادن, گند زدن
tu te fous de ma gueule ou quoi? = منو اوسگول کردی؟
casse-toi ou je te casse la gueule!=برو پی کارت تا دک و پوزتو خورد نکردم
c'est plus fort que moi=دست خودم نیست
la voie est libre = راه باز و جاده دراز
ça f'rait un repas = شرط سر يه غذا
ça prend pas avec moi= این حرفا به خرج من نمیره, واسه من از این فیلما بازی نکن
vous vous êtes trompés de porte=راه گم کردین!
un(e) revenant(e)!=چه عجب! از این طرفا
allez, t'emballe pas! = خیلو خوب! نمی خواد از کوره در بری
y nous a refilé sa bagnole = اون لگنشو به ما انداخت
chez eux, c'est la femme qui porte la culotte = يارو زن ذلیله
je te le souhaite pas! = خدا نکنه! دور از جونت
Alors, sur la demande d'une certaine "Fillette Idéaliste", je récapitule:
tu en fais une tête! = چته؟ قیافه گرفتی
mettre les pieds dans le plat = سوتی دادن, گند زدن
je te fais marcher = سر به سرت میذارم
y'a de quoi = حتما یه چیزی هست, حتما یه دلیلی داره
... y'a pas de quoi = اختيار دارین, قابلی نداره, کاری نکردم
fallait pas! = چرا زحمت کشیدید؟ (در جواب به کسی که هدیه ای به شما میده یا کاری واستون میکنه)

de quoi tu te mêles? = به تو چه ربطی داره؟

démerde-toi tout seul = خودت یه کاریش بکن
dis donc! = چیزه! راستی!
et bien entendu, c'est moi qui devrais descendre la poubelle! = حتما آشغالا رو هم من باید ببرم پایین, نه؟

m3hiran
December 13th, 2011, 08:12 PM
N'y pense pas!
اصلا بهش فکر هم نکن!
Un point c'est tout.
یه کلام ختم کلام
Je suis nul(le) en mathématiques.
من تو ریاضی خیلی ضعیفم، هیچی از ریاضی نمی فهمم
pêle-mêle
در هم بر همی، بلبشو
Honte a toi =shame on you
mettre les pieds dans le plat = سوتی دادن, گند زدن
je te fais marcher = سر به سرت میذارم
y'a de quoi = حتما یه چیزی هست, حتما یه دلیلی داره
y'a pas de quoi = اختيار دارین, قابلی نداره, کاری نکردم
fallait pas! = چرا زحمت کشیدید؟ (در جواب به کسی که هدیه ای به شما میده یا کاری واستون میکنه)
de quoi tu te mêles? = به تو چه ربطی داره؟
ce sont pas tes oignons = none of your business!
éclate-toi!
حالشو ببر!
allez, t'emballe pas! = خیلو خوب! نمی خواد از کوره در بری!
dis donc! = چیزه! راستی!
démerde-toi tout seul = خودت یه کاریش بکن
galèrer avec = دهن سرویس شدن, پدر در آمدن
elle galère avec l'allaitement de son bébé = سر شیر دادن بچه دهنش سرویس میشه
ça f'rait un repas = شرط سر يه غذا
la voie est libre = راه باز و جاده دراز
- Ils ont convenu/Ils sont convenus de se réunir la semaine prochaine. توافق كردن

m3hiran
December 13th, 2011, 08:13 PM
- Comme (cela a été) convenu طبق توافق/قرار
- Elles ont convenu d'un prix.
- 10 h, cela vous convient-il? ساعت ده برات خوبه؟
- Ce travail ne lui convient pas du tout. اصلا از اين كار خوشم نمياد.
- Cet emploi conviendra à mon frère. اين كار مناسب برادرم است
Aller plus vite que le vent : از باد هم تندتر رفتن
Courrir comme le vent : مثل باد رفتن
C'est du vent : حرف الکی. باد هوا
Allez ! Du vent ! : برو پی کارت
Qui sème le vent récolte la tempête: کلوخ انداز را پاداش سنگ است
ça t'a plu(e)? حال کردی ؟
Tiens tiens!
به به
ça tombe bien ! : چه تصادف خوبی
Rien que pour toi!
فقط به خاطر تو!
Je pige pas! نمی فهمم!
Tu as pigé? افتاد؟
Je ne pige rien à la chimie. من هیچی از شیمی سرم نمیشه
Tu y piges quelque chose, toi? چیزی از این سرت میشه؟
Jamais de la vie !
عمراً
vaut mieux qu'on se renseigne avant de dire des bêtises=بهتره آدم چیزی رو که نمیدونه اول راجع بهش بپرسه که ...شعر نگه!أ
une réponse toute bête= یه جواب الکی,...شعر
revenir à la charge=گیردادن, بیخیال نشدن
tu n'as pas honte a ton âge=خجالت نمی کشی با این سنّت؟

m3hiran
December 13th, 2011, 08:16 PM
être bobo=چس کلاس بودن, کلاس الکی گذاشتن, پرتوقع بودن
Quelle nana!
عجب دافیه!
fesses:
Donner sur les fesses à un enfant= در کونی به بچه زدن
En rester sur les fesses= چارچنگولی موندن(از شدت حیرت و تعجب)ء
Gare tes fesses != یه ذره آقا داییتو بکش کنار(یه کم برو اونور تر)ء
tenir Par la peau des fesses= از کسی آتو (و یا سوتی)داشتن
tu parles!= ای بابا! یه چی میگیا!ء
sinon gars à tes fesses=اونوقت من ميدونم و تو - هرچی دیدی از چشم خودت دیدی!
faut pas l'affoler = هولش نکنید!
il fait semblant comme si de rien n'etait = یه جور وانمود میکنه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
être bon à rien= به هيچ دردی نخوردن
il ne reconnaît rien de bon chez moi=هیچ خوبی در من نمیبینه, قدر خوبیامو نمیدونه
j'ai été à deux doigts de rompre avec elle= چیزی نمونده بود باهاش بهم بزنم
mettre les bâtons dans les roues à qqn= چوب لا چرخ کسی گذاشتن
il ne supporte pas nous voir ensemble=چشم نداره مارو با هم ببینه
se confier à= درد دل کردن
cette réflexion me travaille= این فکر عذابم میده
tu comprends ce aue je ressens= تو میدونی من چی میکشم
Ne t'affole pas : هول نشو
s'y connaître=اینکاره بودن
y'a pas le feu=حالا چه عجله ائیه؟
ne bouge pas,,,,,jarrive
جم نخور اومدم...
Je ne viens pas de la planète Mars, moi!
آز پشت کوه نیومدم ها!

Liberte
December 17th, 2011, 01:25 AM
Tu peux toujours courir
آنقدر صبر کن تا علف زیر پایت سبز شود!

salut_salut
February 22nd, 2012, 11:11 AM
salut mes amies! je veux vous dire un proverbe........
rien ne sert de courir,il faut partir a point...............
it means........you dont have to run if you start on time

segalesh
May 31st, 2012, 11:30 PM
سلام دوستان. من 1 سالی هست که مونترال هستم و روزهای پر هیجانی رو با این سایت سر کردم. بعد از یک سال، سر زدن به این سایت و اون هم این صفحه، لذت و هیجانه زیادی رو دوباره حس کردم. ممنون از همه شما. امیدوارم این جا هم که اومدید باز هم به فکر هم باشید. به خصوص از آقا یا خانم m3hiran (http://www.applyabroad.org/forum/member.php?69229-m3hiran) به خاطر اصطلاحات نابش ممنون. البته باید بگم که تو کبک خیلی اصلاحات معمول با فرانسه فرق می کنه مثلا:
(les deux doigts dans la nez (québecois)= comme une lettre dans la poste (Francais= مثل آب خوردنه، سادهست
به هر حال برای تشکر از این زحمت دوستان من اصطلاحات نوشته شده تا اینجا رو جمع بندی کردم و فایلشو می گذارم اینجا. همیشه شاد باشید و موفق.
9637

segalesh
May 31st, 2012, 11:41 PM
9639
اصطلاحات خاص کبکی کسی نداره دوستان ؟
خدمت شما دوست عزیز:
9638
9639

mehrdad110
July 30th, 2012, 12:34 PM
مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند .

مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .

مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود .

مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است .

مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن .

مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .

مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی .

مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .

مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را .
مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.
مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .
مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .
مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها .
مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .
مثل فرانسوی : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است.
مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.مثل فرانسوی : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ای

Comme une femme française et un oiseau sans avoir à revenir en arrière, peut voir.


Comme les Français, qui rejette les conseils pas cher ne prend pas longtemps, l'achat coûteux que vous regretterez.


Comme les Français, qui veut juste faire sauter votre esprit, il peut être coupable d'assassiner.

Comme les Français, il n'a pas belliciste.

Comme les Français: Ne pas brûler votre maison pour effrayer les souris.

Comme les Français: Si vous tuez le serpent, ils tuer son enfant.

Comme les Français, qui a promis de montrer que vous êtes dans la dette, la dette que vous avez promis.

Comme les Français, et la durée du mariage Zvdsh grosse erreur est une grosse erreur.

Comme les Français, la rouille mange le cœur de fer et jaloux.
Comme les Français, l'argent, et sert de façon rationnelle sur le stupide.
Comme les Français, le mari et les enfants dans leurs jeux, plus vous aimer, trouver un endroit tranquille.
Comme les Français, le marié a fait une nuit de joie et de la vie privée de crises de colère.

pit_pitak
July 30th, 2012, 08:28 PM
دوستان گلم کسی یه سری از اصطلاحات فرانسه رو که روز مصاحبه بدرد بخوره داره؟ ...ممنون

artima
July 31st, 2012, 11:22 AM
دوستان گلم کسی یه سری از اصطلاحات فرانسه رو که روز مصاحبه بدرد بخوره داره؟ ...ممنون

به اين لينك http://www.applyabroad.org/forum/showthread.php?47001-جملات-و-اصطلاحات-مفید-برای-مصاحبه-کبک-به-زبان-فرانسه يه سر بزنيد هم واسه استفاده هم واسه همكاري :rolleyes:

Mohegh
October 2nd, 2012, 11:22 AM
Partir, c'est mourir un peu!
از دل برود هر آنکه از دیده برفت
تحت اللفظی: ترک کردن، کمی مردن است!

mehrnazme
October 4th, 2012, 12:53 PM
اینم یه چند تا اصطلاح که من پیدا کردم و معادل های تقریبی اون در زبان فارسی ، امیدوارم مفید باشه براتون :)
Aide-toi, le Ciel t'aidera از تو حرکت، از خدا برکت
Mieux vaut tard que jamais دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
Aprés la pluie, le beau temps پایان شب سیه، سپید است
Loin des yeux, loin du coeur از دل برود هر آنچه از دیده برفت
Rira bien qui rira le dernier شاهنامه آخرش خوش است
Les murs ont des oreilles دیوار موش دارد ، موش هم گوش دارد

mehrnazme
October 6th, 2012, 08:13 PM
چند اصطلاح دیگر با معادل های تقریبی فارسی ، امیدوارم براتون قابل استفاده و کاربردی باشه :)

Le renard change de poil et non de naturel رنگ عوض می شود ولی طبیعت تغییر نمی کند
L' habit ne fait pas le moine عینک سواد نمی آورد
Chat échaudé craint l' eau froide مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد
Qui ne dit mot consent سکوت علامت رضاست
Mauvaise herbe croit toujours بادمجان بم آفت ندارد

شاد باشید :)

mehrnazme
October 13th, 2012, 06:08 PM
سلام دوستان عزیز :)

La fin justifie les moyens هدف وسیله را توجیه می کند
Une hirondelle ne fait pas le printemps با یک گل بهار نمیشه
Qui va à la chasse perd sa place هر که خواب است حصه اش بر آب است

mehrnazme
October 14th, 2012, 09:55 PM
چند اصطلاح که اعضای بدن در آنها به کار رفته است:
il fait la tête او بد عنقي مي کند
il en par-dessus la tête او ذله شده است
ça lui sort par les yeux مثل خاري در چشم است
il a perdu la tête او ديوانه است
il a le nez creux او شامه قوي دارد
il a la grosse tête او خيلي پر مدعا است (فکر مي کند کسي است)

mehrnazme
October 18th, 2012, 07:06 PM
چند اصطلاح که اعضای بدن در آنها به کار رفته است :
il fait la fine bouche او خيلي ناز دارد- مشکل پسند است
il a le bras long او شخص با نفوذي است
il a traité ce problème par-dessus la jambe او آن مسئله را ماسمالي کرد
il a gagné les doigts dans le nez مثل آب خوردن کاري را انجام مي دهد

mehrnazme
October 21st, 2012, 09:02 PM
Le temps, c'est de l'argent وقت طلاست
L' habitude est une seconde nature عادت طبیعت ثانوی است
Les petits ruisseaux font les grandes riviéres قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود
А bon vin point d'enseigne مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید
Qui casse les verres, les paye هر کس خربزه می خورد، پای لرزش هم می نشیند
Qui veut la fin, veut les moyens هر که را طاووس باید، جور هندوستان کشد

mehrnazme
October 26th, 2012, 04:31 PM
Qui cherche, trouve جوینده، یابنده است
Pas de fumée sans feu تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها
Il faut hurler avec les loups خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو
Qui vole un oeuf, vole un boeuf تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود
L' homme ne se mesure pas а l'autre فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

ad_az
October 29th, 2012, 06:50 PM
Les amis de nos amis sont nos amis
Loin des yeux, Loin du cœur : از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
Il fait un froid de canard : هوا بس ناجوانمردانه سرد است.
Il se couche avec les poules : به کسایی گفته میشه که خیلی زود میخوابن . تو فارسی میگیم با مرغا میخوابه.
nager comme poisson : به کسی که خیلی خوب شنا میکنه میگن...
parler à un sourd(mur) (rocher) m :انگار داری با دیوار حرف میزنی
Paris n'est pas fait en un jour
Impossible n'est pas français: غیر ممکن در فرانسه وجود ندارد.

juiz
October 29th, 2012, 09:50 PM
اگه گفتی " تو منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی " به فرانسوی چی میشه ؟:p

artima
October 29th, 2012, 11:42 PM
اگه گفتی " تو منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی " به فرانسوی چی میشه ؟:p

خب اگه خودت گفتی چی میشه:p
فکر کنم میشه tu m'as confondu avec un autre
این توی شانسون Les Stations Balnéaires de Da Silv هم هست

Ne m'attendais pas, ne m'attendais plus, je ne rentrerai pas même a des heures indues

tu m'as confondu avec un autre, je crois
moi je tire des traits et je porte ma croix,
je crache de la fumée
je bous, je brûle
je cloue les durs et je fonds dans le bitume

juiz
October 30th, 2012, 12:29 AM
خب اگه خودت گفتی چی میشه:p
فکر کنم میشه tu m'as confondu avec un autre


bravo bravo
confondre qch/qn avec qch/qn d'autre= to mistake sth/sb for sth/sb else.

این اصطلاح رو هم من در کتاب کافه 2 دیدم : vous vous trompez

ممنون

mehrnazme
October 30th, 2012, 09:04 PM
Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras سیلی نقد به از حلوای نسیه
Santé passe richesse سلامتی از ثروت بهتر است
Les loups ne se mangent pas entre eux چاقو دسته خودش را نمی برد
Tête de fou ne blanchit pas آدم بی عقل، پیر نمی شود
Jamais deux sans trois هیچ دویی نیست که سه نشود

ad_az
October 31st, 2012, 06:48 PM
mettre des bâtons dans les roues: چوب لای چرخ کسی گذاشتن.
Ne pas pouvoir voir quelqu'un en peinture: وقتی از کسی خیلی بدمون میاد و مثلا میخواییم بگیم حتی قیافشم نمیخوام ببینم....

mehrnazme
November 1st, 2012, 08:10 PM
Les cordonniers sont les plus malschaussés کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد
Tout ce qui brille n'est pas or هر گردی گردو نیست
Le loup mourra dans sa peau توبه گرگ مرگ است
Qui se ressemble s' assemble کبوتر با کبوتر باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز

mehrnazme
November 12th, 2012, 07:35 PM
. Assez de baratin اینقدر خود شیرینی نکن


.Je vais lui montre de quel boi je me chauffe بهش نشون میدم یک من ماست چقدر کره داره



.Je lui apprendrai بهش نشون میدم!ادبش میکنم!



.Gare a toi وای به حالت!



.Ca ne te regarde pas به تو ربطی نداره!



.J’en ai rien a fautre به من ربطی نداره!(به من چه!)

mehrnazme
November 21st, 2012, 08:19 PM
Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras سیلی نقد به از حلوای نسیه است

Faire d'une pierre deux coups با یک تیر دو نشان زدن

Les petits ruisseaux font les grandes rivières قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

Aide-toi, le ciel t'aidera از تو حرکت از خدا برکت

Autant de têtes, autant d'avis آشپز که دوتا شد آش یا شور می شه یا بی نمک

mehrnazme
November 25th, 2012, 07:59 PM
Ce n'est plus de ton âge! سنی ازت گذشته
s'arranger بهتر شدن ؛ روی غلطک بودن(مثال: Tout va s'arranger, on va régler ce problème. این مسئله رو حل میکنیم, همه چی روی غلطک میفته)
à vrai dire راستشو بگم
pour tout vous dire / pour ne rien vous cacher : از شما چه پنهان
Bien dit / Bien parlé / Tu l'as dit گل گفتی
raffoler de qch عاشق چیزی بودن (مثال: خواهرم عاشق بیسکویته Ma soeur raffole des biscuits )

mehrnazme
December 5th, 2012, 06:58 PM
: gagner beaucoup d'argent/ etre très riche/ Rouler sur l'or

درآمد بالایی داشتن

مثال : Les joueurs de football roulent sur l'or فوتبالیست ها درآمد بالایی دارند.

si je meurs, tu l'auras sur la conscience:!اگه مُردم؛ خونم گردن تو

c'est une histoire de gamin : بچه بازيه
tu te dégonfles alors! كم آوردي؟ جا زدي؟ (se dégonfler: جازدن- كم آوردن)

mehrnazme
December 14th, 2012, 03:22 PM
Je vais te faire ta "fête"=!حالا نشونت ميدم / !يك آشي واست بپزم

rentrer dedans à qqn: با سر تو شكم كسي رفتن (واسه دعوا)

se dégonfler: جازدن- كم آوردن / tu te dégonfles alors! كم آوردي؟ جا زدي؟

bourrer: كسي رو چپ و راست كردن؛ به باد كتك گرفتن
gagner sa vie امرار معاش کردن

ne pas donner d'importance au jugement des autres از هفت دولت آزاد بودن

nooji
December 17th, 2012, 11:55 PM
http://www.applyabroad.org/forum/images/icons/icon1.png پاسخ : اصطلاحات و ضرب المثل های روز فرانسه
از دل برود هر آنکه از دیده برفت .....
.... Loin des yeux, loin du coeur
:(

mehrnazme
December 18th, 2012, 07:08 PM
دوستان دعوا کنند،ابلهان باور کنند Entre l`abre et l`écorce il ne faut pas mettre le doigt


Attendez – moi sous l`orme وقت گل نی خواهم آمد / پشت گوشت را دیدی مرا هم خواهی دید

Il a l`air d`avoir avalé sa canne انگار عصا قورت داده / چقدر خشک است

Au royaume des aveugles les borgne son trois در کشور کوران یک چشمی پادشاه است

Je n`ai rien contre vous من هیچ مخالفتی با شما ندارم / از شما کینه ای به دل ندارم

mehrnazme
December 24th, 2012, 08:09 PM
sante passe richesse : سلامتی از ثروت بهتر است
une fois n'est pas coutume: یک بار هزار بار نمیشه

deux avis valent mieux qu'un: دو فکر بهتر از یکی است

une hirondelle ne fait pas le printemps: با یک گل بهار نمیشه

Tu bats la breloque مخت عیب پیدا کرده / پرت و پلا می گویی

Un bienfait n`est jamais perdu تو نیکی میکن و در دجله انداز،که ایزد در بیابانت دهد باز

mehrnazme
January 2nd, 2013, 07:37 PM
Mettre des bâtons dans les roues چوب لای چرخ گذاشتن، سنگ پیش پا انداختن

Ne faire ni chaud ni froid à quelqu'un برای کسی علی‌السويه بودن

Couper l'arbre pour avoir le fruit تیشه به ریشه ی منافع خود زدن

Une histoire à dormir debout داستان عجیب و غریب

Etre dans le bain تو باغ بودن، در جريان بودن

Faire la grasse matinee تا لنگ ظهر خوابیدن

**** Point de grammaire

c'est + adjectif + de + verbe
مثال:
C'est ennuyant d'étudier toute la journée. تمام روز درس خوندن خسته کننده است

C'est pas facile de vivre seul. تنها زندگی کردن آسون نیست

mehrnazme
January 14th, 2013, 08:57 PM
Ne plus savoir où donner de la tête یک سر و هزار سودا داشتن

Au compte-gouttes با صرفه‌جويی

Ça s'est passé comme sur des roulettes مثل آب خوردن بود
S'en tirer bien بیشتر از انتظار خود موفق شدن در انجام کاری


Je m'en tire pas trop mal, finalement این کار را بهتر از آنچه فکر میکردم انجام دادم


S'en sortir comme un chef با وجود دشواری های بسیار کاری را استادانه انجام دادن

mehrnazme
January 22nd, 2013, 07:12 PM
Se tirer d'affaire گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

obéir quelqu'un au doigt et à l'oeil چشم و گوش بسته از کسی اطاعت کردن

Oeuil pour oeuil, dent pour dent چشم در برابر چشم, دندان در برابر دندان

Avoir une dent contre quelqu'un از کسی متنفر بودن

Casser les pieds de qn مزاحم کسی شدن

mehrnazme
February 4th, 2013, 09:21 PM
Vouloir le beurre et l'argent du beurre هم خدا و هم خرما را خواستن

exm: Tu ne peux pas avoir le beurre et l'argent du beurre, il faut choisir soit la glace au chocolat, soit la glace à la vanille

Mettre du beurre dans les épinards : بهتر کردن وضعیت مالی کسی

exm: Elle a vendu sa voiture, ça a mis un peu de beurre dans les épinards

Mêles toi de tes affaires ! ça ne te regarde pas : فضولی موقوف
Faites ce que je dis, pas ce que je fais : رطب خورده چون منع رطب کند ؟

mehrnazme
April 16th, 2013, 08:23 PM
مورد لطف کسی بودن Etre apprécié de quelqu'un


arriver à (faire quelque chose) موفق شدن

Quand on appuie sur ton nez, il en sort encore du lait ! هنوز دهنت بوی شیر میده

Ecoute, je ne suis pas fakir علم غیب ندارم

Recevoir un cadeau کادو گرفتن

Recevoir un coup ضربه خوردن

mehrnazme
May 10th, 2013, 11:34 AM
Voir très loin - Avoir des yeux très perçants تیزبین بودن

Etre fleur bleu بى شيله و پيله و ساده لوح بودن

Etre apprécié de quelqu'un مورد لطف کسی بودن- مورد علاقه کسی بودن

à toutes jambes به سرعت

mehrnazme
July 7th, 2013, 08:14 PM
معانی مختلف و کاربرد کلمه : Délirer
1)هذیان داشتن : Il délire à cause de la fièvre به علت تب هذیان دارد
2)چرت و پرت گفتن : Quoi ?! Mais tu délires ! Paris est la capitale de la France, pas de la Belgique آخه چرت و پرت نگو پاریس پایتخت فرانسه است نه بلژیک
3)خوش آمدن: Ce film m'a fait délirer از این فیلم خیلی خوشم اومد

mehrnazme
July 24th, 2013, 05:57 PM
Se faire la malle فرار کردن رفتن
مثال :Je me suis fait la malle avant qu'il (n')arriveقبل از اینکه بیاید، رفتم

Baliser / Fouetter سخت ترسیدن

مثال: Quand j'ai vu que j'avais perdu les clés de ma maison, j'ai balisé وقتی دیدم کلید خونمو گم کردم سخت ترسیدم

Elle a fouetté quand le policier l'appeler وقتی پلیس صداش زد خیلی ناراحت شد(ترسید)

Avoir les chocottes ترسیدن
مثال: Il avait les chocottes à cause de la tempête از طوفان میترسید

mehrnazme
August 25th, 2013, 06:58 PM
passer sur qch : از روى چيزى رد شدن
se marier avec qn : با كسى ازدواج كردن مثال: Il faudra me passer sur le corps si tu veux te marier avec ce garçon! :مگه از روى نعش من رد بشى بذارم با اين پسرازدواج كنى !


se laisser pousser les cheveux: موها را بلند نگه داشتن
pousser: رشد کردن

Recevoir un coup: ضربه خوردن
مثال: Soudain, j'ai reçu un coup et j'ai perdu connaissance.: ناگهان ضربه خوردم و دیگه بی‌هوش شدم

rebwar_xkk
November 11th, 2013, 07:09 PM
معانی مختلف و کاربرد کلمه : Délirer
1)هذیان داشتن : Il délire à cause de la fièvre به علت تب هذیان دارد
2)چرت و پرت گفتن : Quoi ?! Mais tu délires ! Paris est la capitale de la France, pas de la Belgiqueآخه چرت و پرت نگو پاریس پایتخت فرانسه است نه بلژیک
3)خوش آمدن: Ce film m'a faitdélirer از این فیلم خیلی خوشم اومد

توی یک گزارش فوتبال هم شنیدم که مخبره می گفت:
c'est du délire ici
یعنی خیلی اینجا هیجان زیاده.
ممنون.

mehrnazme
November 14th, 2013, 11:29 AM
parole d'évangile وحی منزل

Se comporter رفتار کردن مثال: Il s'est comporté très bizarrement رفتارش خیلی عجیب بود

Comporter در بر داشتن مثال: Ce rapport comporte plusieurs cartes این گزارش دارای چند نقشه است

mehrnazme
January 2nd, 2014, 03:53 PM
faire la tête = bouder قهر کردن، ناز و ادا در آوردن
Ex: Au lieu de faire la tête, viens nous aider à trouver une solution ensemble

Il dit toujours ça... on connaît la chanson ! هر چی میگه باز هم همان آش و همان کاسه است


Pousser la chansonnette آواز خوندن


Advienne que pourra دل به دريا زدم , هرچى باداباد

m0naa
February 15th, 2014, 09:57 PM
« Les femmes sont faites pour être aimées, pas pour être comprises. » (http://www.top-citations.com/2012/09/les-femmes-sont-faites-pour-etre-aimees.html)
زنها برای دوست داشته شدن خلق شده اند نه برای فهمیده شدن

samirasam
September 28th, 2014, 11:59 PM
Chien qui aboie ne mordre pas : سگی که پارس کند گاز نمی گیرد ----> از ان نترس که های و هو دارد..از ان بترس که سر به تو دارد.

samirasam
September 29th, 2014, 12:01 AM
Quand les poules auront les dents : هر وقت مرغ ها دندون در بیارن ----> وقت گل نی