PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوالات در مورد ترجمه لغات را در این موضوع مطرح نمایید



صفحه ها : 1 [2] 3 4 5 6 7 8

safizamir
January 4th, 2009, 10:10 PM
دوستان کسی میدونه "مستمع آزاد" به انگلیسی چی میشه؟ لطفا اگر مطمئن هستین جواب بدین ;D. باتشکر

Sara.Sh:
اگر S/ NC بگیرین به شما auditor گفته میشه اگر فقط سر کلاس حضور داشته باشید معمولا" این طور استفاده میشه:
I vagabond that class

marine
January 4th, 2009, 10:29 PM
كسي مي دونه تفاوت Baccalaureate Honours با Baccalaurate 4 year چیه؟کارشناسی پیوسته کدومش میشه؟

safizamir
January 4th, 2009, 10:44 PM
ممنون. اما S/NC مخفف چیه؟

Sara.Sh:
شما زمان انتخاب واحد گاهی امکان انتخاب نوع نمره دهی رو دارید. به این معنی که میتونید درسی را برای A, B, C شدن انتخاب کنید یا فقط تمایل داشته باشید که در پایان ترم استاد مشخص کنه که شما درس را پاس کردین یا خیر. در این صورت S= Satisfactory (یعنی پاس شده- اما رنج نمره مشخص نیست. میتونه A, B یا C باشه) و NC= No Credit ( یعنی fail شدین)

hamedking
January 5th, 2009, 11:34 AM
ترجمه مناسب برای دوره شبانه ( نوبت دوم ) چی میشه ؟؟؟
دارلترجمه یه جا نوشته Night Course یه جا نوشته Evening Course !!!!
ولی این ترجمه گمراه کننده است اونجا فکر می کنند طرف شبها میرفته درس می خونده ???

blackrose
January 5th, 2009, 10:59 PM
سلام
تو انگلیسی واژه ای معادل "برگزار کردن" داریم؟؟ کلمه ای که بشه برای هر چیز قابل برگزاری ای ازش استفاده کرد (مثل جشن، همایش، کنفرانس، عزاداری و...)؟؟؟

sajjad e.
January 5th, 2009, 11:03 PM
سلام
تو انگلیسی واژه ای معادل "برگزار کردن" داریم؟؟ کلمه ای که بشه برای هر چیز قابل برگزاری ای ازش استفاده کرد (مثل جشن، همایش، کنفرانس، عزاداری و...)؟؟؟

It usually is expressed by "hold" for example:
the conference is held by physics union.

blackrose
January 5th, 2009, 11:36 PM
It usually is expressed by "hold" for example:
the conference is held by physics union.

ممنون
ولی فکر کنم hold خیلی کلی باشه و اگه بخواییم همون جمله رو از حالت passive در بیاریم میشه
the physics union holds the conference
چون hold معنی restrain هم میده، یکم ایهام داره ;D
نظرتون در مورد arrange چیه؟ یا settle؟
واژه بهتری هم وجود داره؟

sajjad e.
January 5th, 2009, 11:55 PM
ممنون
ولی فکر کنم hold خیلی کلی باشه و اگه بخواییم همون جمله رو از حالت passive در بیاریم میشه
the physics union hold the conference
چون hold معنی restrain هم میده، یکم ایهام داره ;D
نظرتون در مورد arrange چیه؟ یا settle؟
واژه بهتری هم وجود داره؟


restrain means: to hold back from action; keep in check or under control
moreover "restrain" is synonym for "hold in" not hold.

most common meaning of setle is : to place in a desired state or in order

I am sure about "hold" you can see following example from web

Over 125 delegates from leading organizations in the Middle East, Europe and USA has attended the two-day Conference titled as 'Arab RFID 2008' held from October 13-14, 2008, at the Moevenpick Hotel Dubai.

Sara.Sh
January 5th, 2009, 11:56 PM
ممنون
ولی فکر کنم hold خیلی کلی باشه و اگه بخواییم همون جمله رو از حالت passive در بیاریم میشه
the physics union holds the conference
چون hold معنی restrain هم میده، یکم ایهام داره ;D
نظرتون در مورد arrange چیه؟ یا settle؟
واژه بهتری هم وجود داره؟


سلام
تا جایی که من دیدم برای کلمه برگزار کردن از hold استفاده میکنند.
held a meeting of the board.

blackrose
January 6th, 2009, 12:15 AM
سجاد جان و سارا خانم ممنون از پاسختون ولی شما گفتید

moreover "restrain" is synonym for "hold in" not hold.

ولی من هم تو babylon هم تو word و هم http://www.yourdictionary.com/hold نگاه کردم restrain رو مترادف hold معرفی می کردند و برا hold in، متردف های زیادی معرفی کردند جز restrain ;D

sajjad e.
January 6th, 2009, 12:30 AM
سجاد جان و سارا خانم ممنون از پاسختون ولی یه جا منظورتون رو متوجه نشدم.
من گفتم
و شما گفتید

moreover "restrain" is synonym for "hold in" not hold.

مگه synonym همون هم معنی و مترادف نمیشه؟؟؟ میشه یکم بیشتر توضیح بدید. ???

yes, restrain= hold in......
, I meant, "hold in" is synonym for restrain
as a matter of fact , for this kind of verbs that you can assign lots of meaning, it would be better to write it down as a complete sentences or statement to find out its meaning precisely
hold has various meaning.

Sara.Sh
January 6th, 2009, 12:34 AM
سجاد جان و سارا خانم ممنون از پاسختون ولی یه جا منظورتون رو متوجه نشدم.


درسته hold این معنا را هم میده:
To impose control or restraint on; curb: She held her temper.

اما این دلیل نمیشه که معنای برگزار شدن نده-
این لینک رو ببینید:
http://www.yourdictionary.com/hold

milad.ra
January 6th, 2009, 12:37 AM
سلام
تو انگلیسی واژه ای معادل "برگزار کردن" داریم؟؟ کلمه ای که بشه برای هر چیز قابل برگزاری ای ازش استفاده کرد (مثل جشن، همایش، کنفرانس، عزاداری و...)؟؟؟


As my friends said, you can use hold

hold = to have a meeting, party, election etc in a particular place or at a particular time

example : the conference will be held in X uni

mparsas
January 6th, 2009, 04:56 PM
اگه کسی ترجمه ی "شماره ثبت" و نحوه ی نوشتن اون رو در مورد شرکت ها بگه ممنون می شم.

Sara.Sh:
شماره ثبت در مورد شرکت ها همان registration number هست. منظورتون رو از "نحوه نوشتن اون در مورد شرکت ها" متوجه نشدم-
به عنوان مثال می تونید بگید:
You can search by name or registration number and the results list gives you the registration number, type of company, name and date of registration.

CanadianMan
January 7th, 2009, 12:42 PM
سلام
میخوام این جمله را ترجمه کنم ,چه طوری میتونم بگم"این شرکت در زمینه فلان فعالیت میکند"
با تشکر

kubrick
January 7th, 2009, 09:39 PM
سلام به همه دوستان عزیز و پیشاپیش ممنون از پاسختون.
برای دو عبارت زیر:
"مدیر گروه حقوق"
"مدير گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق"
به نظرتون چی بگم بهتره؟

milad.ra:
مدیر گروه = Head of X department

arash_ak
January 8th, 2009, 01:12 AM
بچه ها یجا تو app. form گفته :

Give your professional experience (Teaching, Programming, etc.)
Name of Employer
Location
Date
Nature of Employment
منظور از Nature of Employment چیه؟

بچه ها این سوال قبلا مطرح شده .من این سوال رو داشتم که :
1- name of employer منظور نام شرکته یا نام شخص؟
2- در یکی از app. form هم position و هم Nature of position رو خواسته.به طور مثال آیا این درسته:
pos: Computer engineer
Nature of pos :web designer?

mohmad0014:
1- نام شخص 2- کاملا صحیح است

countdown:
Name of employer could be either a company/univ or that of an individual, not necessarily the later one.

arash_ak
January 8th, 2009, 05:02 PM
بچه ها معادل "تا الان" رو می خواستم. چند تا پیدا کردم ولی ظاهرا همه برای جملات منفی به کار میره :
so far, thus far, until now, up to now, yet ...

sajjad e.
January 8th, 2009, 05:06 PM
بچه ها معادل "تا الان" رو می خواستم. چند تا پیدا کردم ولی ظاهرا همه برای جملات منفی به کار میره :
so far, thus far, until now, up to now, yet ...

no, not necessarily for negative question. you can use "so far" or " up to now" for positive sentences too. for instence: well, do you have question so far?

or

up to now we covered three section from your course book.

arash_ak
January 8th, 2009, 05:44 PM
no, not necessarily for negative question. you can use "so far" or " up to now" for positive sentences too. for instence: well, do you have question so far?

or

up to now we covered three section from your course book.

check here :
http://www.thefreedictionary.com/up+to+now
http://www.answers.com/topic/up-to-now

milad.ra
January 8th, 2009, 06:00 PM
arash_ak:

sajjad is right. "So far " and specially "thus far" are, not only FORMAL but also are applicable in positive sentences. Consider the examples below which are from the LONGMAN dictionary


They're delighted with the replies they've received from the public thus far.


I think he's done a great job so far.


We've raised twelve thousand dollars so far, and we expect to reach our goal by the end of next week.

blackrose
January 8th, 2009, 11:24 PM
سلام

تفاوت management و administration چیه؟ (بیشتر تو کاربردشون منظورمه نه معنای تئوریکی )؟؟؟
یعنی چه جاهایی باید اولی رو به کار ببریم و چه جاهایی دومی رو؟

sajjad e.
January 9th, 2009, 12:09 AM
سلام

تفاوت management و administration چیه؟ (بیشتر تو کاربردشون منظورمه نه معنای تئوریکی )؟؟؟
یعنی چه جاهایی باید اولی رو به کار ببریم و چه جاهایی دومی رو؟

Management:
Organization and coordination of the activities of an enterprise in accordance with certain policies and in achievement of clearly defined objectives. Management is often included as a factor of production along with machines, materials, and money. According to the management guru Peter Drucker (1909-2005), the basic task of a management is twofold: marketing and innovation. Practice of modern management owes its origin to the 16th century enquiry into low-efficiency and failures of certain enterprises, conducted by the English statesman Sir Thomas More (1478-1535).

Administration:
Interpretation of the policy set by an organization's board of directors, and its translation into executive action.

کلا هرجا اشاره به وظیفه رهبری و مدیریت می‌شه ازmanagement

و هرجا وظیفه اجرائی تو سازمان می‌شه مثل کارگزینی یا تعریف سمت ازadministrative استفاده می‌شه.

برای روشن تر شودن موضوع، آموزش دانشگاه کار می‌کنه تو دیده کلان، از جهت دیگه با سازماندهی کلاس ااا کار رهبری دانشجوها رو داره، که کی‌ کجا باشن و چه هدفهأی(مثال: درس هائ) در این ترم باید دنبال بشه.

Saber
January 9th, 2009, 12:07 PM
بنظرتون این یعنی چی ؟!
I am on my maternity leave at the moment

mohmad0014:
maternity leave : time that a mother is allowed to spend away from work when she has a baby

Countdown
January 10th, 2009, 10:52 AM
سلام
میخوام این جمله را ترجمه کنم ,چه طوری میتونم بگم"این شرکت در زمینه فلان فعالیت میکند"
با تشکر



The field of the company' activities encompasses...............

The company is involved in ................

the fields of activities the company is involved are---------------

iBT
January 10th, 2009, 04:40 PM
معنی این جملات چی میشه ؟
- He could approach the problem from all angles
When Cynthia realized that nobody liked her,she knew she had been deceived
و این جمله:
Jeff moved off campus when he decided it was cheaper to live at home
در این جمله مگه it اشاره به campus نداره ؟ اگه داره پس معناش این میشه :جف خابگاه دانشگاه را ترک کرد وقتی فهمید که آن (خابگاه) ارزان تر از زندگی در خانه است
ولی ترجمش تو کتاب نوشته : جف وقتی به این نتیجه رسید که زندگی در خانه ارزانتر است خوابگاه را ترک کرد.

mohmad0014:
approach : Deal with او می تونه با این مشکل از تمام زوایا سر و کله بزنه !
وقتی که Cynthia فهمید که هیچ کس دوستش نداره دریافت که گول خوره بوده

iBT
January 10th, 2009, 05:19 PM
میشه یکم بیشتر توضیح بدید.من متوجه نمیشم چرا it به campus برنمیگرده

mohmad0014:
it خودش فاعل است و به چیزی بر نمی گرده و یک that هم قبل از آن بوده که حذف شده.
Jeff moved off campus when he decided that it was cheaper to live at home
البته این خودش یه ساختار گرامری است
مثل :
It is easier to say nothing هیجی نگفتن آسونتره
it is cheaper to live in Tehran. زندگی توی تهران ارزونتره

milad.ra:
As mohmad said, the second statement is independent and doesn't refer to campus

Amir Khan:
بعضی وقتها ضمیر به یه چیزی که بعدش اومده ممکن برگرده..
اینجا هم در واقع it به living at home بر میگرده..به این مثال نگاه کن:
it is difficult to wake up early in the morning.
it به چی بر میگرده؟ در واقع به چیزی که یعدش اومده برمیگرده یعنی wake up early in the morning

Saber
January 11th, 2009, 05:10 PM
دوستان کسی میدونه تو ترجمه اینا چی میشن :

نرم افزار عملی
طراحی و تجزیه تحلیل سیستم ها
اصول سرپرستی
اصول سیستم شبکه های اطلاع رسانی
اصول وکاربردسیستم شبکه های اطلاع رسانی
مستند سازی

hooman_teh
January 11th, 2009, 06:25 PM
شايد سوالم به نظر مسخره بياد ولي ممنون ميشم دوستان راهنمايي كنن.
من ميخوام توي application package يك صفحه A4 بزارم و يكسري توضيحات بدم كه مثلا" هنوز جي آر اي ندادم ولي 21 فوريه امتحان دارم و نتيجه مستقيما" براي شما ريپورت ميشه. و اينكه مدرك اصلي آيلتسم هم مستقيما" براي شما ريپورت ميشه و ...
حالا به نظر دوستان عنوان اين صفحه رو چي انتخاب كنم به نظر خودم مثلا:
Notes
Remarks
?

Sara.Sh:
به نظر من حتی میتونید بدون عنوان بفرستید. به جای عنوان اسم دانشگاه- دپارتمان- اسم خودتون- ID (اگر دارین) را تایپ کنید و بعد بنویسید additional explanations.

Amir Khan:
البته من چند بار این کار را کردم و از عنوان خاصی استفاده نکردم و همون application id را بالاش نوشتم و بعد نامه را شروع کردم ولی زیاد تاثیر چشمگیری در مقایسه با مثلا e-mail که واسه graduate office یا استاد زدم و موضوع را مطرح کردم نداشت.

Saber
January 11th, 2009, 06:56 PM
دوستان کسی میدونه تو ترجمه اینا چی میشن :

نرم افزار عملی
طراحی و تجزیه تحلیل سیستم ها
اصول سرپرستی
اصول سیستم شبکه های اطلاع رسانی
اصول وکاربردسیستم شبکه های اطلاع رسانی
مستند سازی



یعنی هیشکی تا الان از این درسا نداشته ;)

2009
January 11th, 2009, 07:10 PM
یعنی هیشکی تا الان از این درسا نداشته ;)


مواردی که دیدم:
طراحی و تجزیه تحلیل سیستم ها: System analysis and design
مستند سازی: Documentation
.......

2009
January 11th, 2009, 07:15 PM
نرم افزار عملی یعنی چی؟
اگر منظور همون پروژه نرم افزار باشه(پایان نامه)؟! : Software Project درسته.

Saber
January 11th, 2009, 08:16 PM
نرم افزار عملی یعنی چی؟
اگر منظور همون پروژه نرم افزار باشه(پایان نامه)؟! : Software Project درسته.

نه منظور همون نرم افزار عملی هست ! یه درسی بود به این اسم که یه چیزی تو مایه ها کارگاه نرم افزار بود

arash_ak
January 15th, 2009, 02:49 AM
بچه ها ایا ترجمه :
((با توجه به اینکه معدل من کمه , نمی تونم اپلای کنم .))
به شکل زیر درسته؟

Considering that I have a low GPA , I can't apply.
مشکل من اینه که مانند مثال زیر فاعل دو قسمت باید یکی باشه :

not obeying his order , they got fired.
مثال بالا در اصل این شکلی بوده :

because they didn't obey his orders ,they got fired.
برای همین در ترجمه بالا دچار مشکل شدم چون به نظر چمله در اصل به این صورته :

becuase I consider that I have a low ...

ALI_SH:
من بودم اینطوری می گفتم
...Considering that I cannot meet department requirement regarding GPA, I may not be qualified to apply for your graduate program
یا اینکه ...
...Considering that my GPA doe not transcend required minimum of department , I may not be able (or eligible) to apply for your graduate program

sisi_si3
January 16th, 2009, 04:26 PM
کسی میدونه
Degree Conferred یعنی چی؟

mohmad0014:
مدرک داده شده

Amir Khan:
مدرک داده شده= Degree has been awarded

arash_ak
January 17th, 2009, 01:31 AM
بچه ها جمله های :
"ببخشید که مزاحمتون شدم" و "ببخشید به خاطر زحمتی که دادم"
آیا در انگلیسی به صورت کاربردی وجود داره؟ به خصوص برای ایمیل. اگه معادل دارن ممنون میشم بنویسید.(تحت الفظی نباشه بهتره.)

Behrang.82:
رش جان کلا اونا زیاد عذر خواهی ندارن هی بگی ببخشید بابت این بابت آن.
شما میتونی بگی مثلا:
Thank you for your time.
یه چیزی تو این مایه ها خوبه.

marine
January 19th, 2009, 08:28 PM
كسي مي دونه ترجمه ,,حسابان,, جي ميشه؟

omid_mandegar
January 23rd, 2009, 02:27 PM
حمایت تشویقی انجمن نانو رو گرفتم را چطوری هم تو sop هم تو resume بگم تا هم تاثیرش زیاد باشه هم دروغ نشه. منظورم اینکه چطوری میشه گندش کرد. در ضمن ترجمه اش را هم میشه بگین

ممنون

farzancool
January 24th, 2009, 05:17 PM
سلام دوستان

من ریز نمراتمو برای ترجمه بردم دارالترجمه ولی ترجمه نکردن گفتن تأئید سازمان مرکزی دانشگاه آزادو می خواد، سازمان مرکزی هم میگه ریز نمراتو اینجوری تأئید نمیکنیم باید دانشگاه تو نامه ی در بسته بفرسته برامون در حالی که دانشگاهم میگه شما چون فارغ التحصیل نشدید نمیدیم...
من ترم آخرم، امتحانامم دادم ولی هنوز نمراتم نیومده و اگه بخوام تا آخر فارغ التحصیلیم صبر کنم deadline برای ثبت نام دانشگاه میگذره، توروخدا یکی راهنمایی کنه...

Pink Floyd
January 24th, 2009, 07:27 PM
كسي مي دونه ترجمه ,,حسابان,, جي ميشه؟

درود
معمولاً Calculus استفاده میکنیم.

arash_ak
January 25th, 2009, 02:44 AM
بچه ها جمله زیر رو چه شکلی ترجمه می کنید که محترمانه باشه برای میل زدن :
" میخواستم به اطلاع و استحضار شما برسونم که فلان کار رو انجام دادم..."
اینا خوبه یا بهتر شو میشه بگید:
I just want to let you know that I'have done it..
I just want to inform you that...
ممنون.

milad.ra:
I am writing to inform you ...

hooman_teh:
I am writing to keep you informed that

Sara.Sh:
I am writing to let you know that

fafari
January 25th, 2009, 12:35 PM
ترجمه اینا چی میشه:
"هر امری داشتید در خدمتتون هستم."

"معاون وزیر"

milad.ra:
Any inquiry from you would be welcomed

milad.ra
January 25th, 2009, 06:02 PM
Dear Sara:

I have already suggested your first sentence but don't you think the structure with KEEP is more formal

Another example,

We'll be keeping you informed of any new developments.


Take Care

Sara.Sh
January 25th, 2009, 06:25 PM
Dear Sara:
I have already suggested your first sentence but don't you think the structure with KEEP is more formal
Another example,
We'll be keeping you informed of any new developments.
Take Care


سلام
این مثالی که شما زدین به دلیل معنا این طور استفاده شده

milad.ra
January 25th, 2009, 06:37 PM
سلام
این مثالی که شما زدین به دلیل معنا این طور استفاده شده



keep somebody informed = to give someone the latest news and details about a situation

Sara.Sh
January 25th, 2009, 06:40 PM
keep somebody informed = to give someone the latest news and details about a situation


این معنی رو من هم می دونم
اما تو مثالی که شما زدین به دلیل معنی جمله از ساختار will+ be+ keeping استفاده شده- وگرنه میتونسته این طور باشه:
We will inform you

فکر میکنم تفاوت دو جمله مشخص باشه.

kubrick
January 25th, 2009, 06:44 PM
سلام دوستان.
به نظر شما این جمله رو چه طوری بگم؟
"اون تعدادی کنفرانس در کلاس من داشت ...."

milad.ra
January 25th, 2009, 07:01 PM
این معنی رو من هم می دونم
اما تو مثالی که شما زدین به دلیل معنی جمله از ساختار will+ be+ keeping استفاده شده- وگرنه میتونسته این طور باشه:
We will inform you

فکر میکنم تفاوت دو جمله مشخص باشه.


Dear Sara

Regarding the meaning, at the beginning of a communication we can use "I am writing to inform you" BUT at the middle we should use "I am writing to keep you informed" Because we have transfered some information before and want to continue the relationship and we are following the previous contact and we want to transfer this sense to the professor for example. I have used and have seen this structure a lot

Take Care

Sara.Sh
January 25th, 2009, 07:05 PM
Dear Sara
Regarding the meaning, at the beginning of a communication we can use "I am writing to inform you" BUT at the middle we should use "I am writing to keep you informed" Because we have transfered some information before and want to continue the relationship and we are following the previous contact and we want to transfer this sense to the professor for example. I have used and have seen this structure a lot
Take Care


من تناقض این بحث شما را با ارسال خودم متوجه نمیشم ???
ببینید:
I will inform you
و I will be keeping you informed
با هم از نظر معنایی تفاوت دارند هر چند جزیی

A07
January 25th, 2009, 08:53 PM
سلام این که میخوام بگم جزوه 3 نفره اول بودم کدامها درسته:
1)I was top 3 university student among X
2)I was top 3 university students among X
:D

Emaile_Alaky
January 25th, 2009, 08:54 PM
من میخوام عنوان پروژه کارشناسی ام رو ترجمه کنم
میتونین کمک کنین ؟ میخام یه جمله کامل باشه. Thesis باید باشه یا Bachlor Project

عنوان پروژه کارشناسی من "بررسی روشهای تولید و کار . . ." است. (یعنی بررسی روشهای تولید کردن و کاربردهای فلان)
چی ترجمه کنم؟
رشته مهندسی

خودم این رو در نظر دارم :
My B.S. thesis topic is "A survey of --- fabrication technologies & its applications"

2009
January 25th, 2009, 09:14 PM
سلام این که میخوام بگم جزوه 3 نفره اول بودم کدامها درسته:
1)I was top 3 university student among X
2)I was top 3 university students among X
:D


I ranked in the upper 3% among all the MSc. students in the department
or
I ranked the third among all the MSc. students in the department

aliavarator
January 26th, 2009, 02:13 PM
سلام بچه ها اگه ممکنه یکی معنی اینو بگه :( years attended ) اینو توی فرم پذیرش در قسمت ذکر مدارک تحصیلی دیدم حالا به نظر خودم یعنی تعداد سال درس خواندن هستش اما شاید سال فارغ التحصیلی باشه؟؟؟

Gartal
January 26th, 2009, 02:26 PM
سلام بچه ها اگه ممکنه یکی معنی اینو بگه :( years attended ) اینو توی فرم پذیرش در قسمت ذکر مدارک تحصیلی دیدم حالا به نظر خودم یعنی تعداد سال درس خواندن هستش اما شاید سال فارغ التحصیلی باشه؟؟؟

به نظر من همون سال های حضور در دانشگاه یا همان مدت طول تحصیل شماست. چون attended به معنی در جایی حضور داشتن و شرکت کردن است. اگه منظورش سال فارغ التحصیلی شما بود مینوشت: graduation date

kubrick
January 26th, 2009, 08:14 PM
سلام به دوستان.
یه سوال خیلی فوری دارم لطفا.
Degree sought یعنی مدرکی که دارم براش اپلای میکنم، یا مدرکی که گرفتم؟
ممنون میشم دوستان هر چه سریع تر راهنماییم کنن.

mohmad0014:
مدرکی که می خواهی اپلای کنی

aliavarator
January 26th, 2009, 09:02 PM
دوستان منظورش تو این مورد طول تحصیل هستش اما نه به عدد مثلا بنویسیم 4 سال بلکه به این صورت باید نوشته بشه مثلا 2008-2003 یعنی از سال 2003 تا 2008

Gartal
January 26th, 2009, 09:25 PM
دوستان منظورش تو این مورد طول تحصیل هستش اما نه به عدد مثلا بنویسیم 4 سال بلکه به این صورت باید نوشته بشه مثلا 2008-2003 یعنی از سال 2003 تا 2008


Definitely!!!!

blackrose
January 30th, 2009, 08:20 PM
سلام
من تو ترجمه این عبارت واقعا درمونده شدم >:( نمیدونم اینهمه it و this به چی برمیگرده؟ ???
امکانش هست اینو ترجمه کنید


Their high retention means they don’t get to diversify as much as they would if there was symmetric information and it is this that makes it unattractive for low value firms to mimic them.

milad.ra:
it is this به جمله قبلی برمیگرده یعنی جمله قبلی (قبل and) باعث شده که جمله بعدی (بعد and) اتفاق بیفته ... it دوم هم کلیه مثه جمله زیر
it is easy to criticize

blackrose:
انباشتگی زیاد سهام نزد اونا نشونه اینه که اونا قصد تنوع سازی به اون اندازه ای که اگر اطلاعات متقارن وجود داشت رو ندارن و همین باعث میشه تا شرکتهای کم ارزش تقلید از اونا براشون جذاب نباشه

kubrick
January 30th, 2009, 08:27 PM
سلام دوستان.
به نظر شما کدوم یک از این دو جمله درست تره؟

In fact the industry was very young and its related problems and crimes had not yet been government and lawmaker priority issues
و یا

In fact the industry was very young and its related problems and crimes had not yet been government's and lawmakers' priority issues

blackrose:
با استناد به اینکه تو مقالات زیاد دیده میشه که می نویسند X&Y's model بنابراین شما هم می تونید از این قاعده استفاده کنید

sajjad e.:
In fact the industry was very young and its related problems and crimes had not yet been the priority of goverment and lawmaker's issue

fafari
January 30th, 2009, 08:30 PM
ترجمه کنید لطفا:

1.معاون رئیس جمهور
mohmad0014:
vice president
2.از برخورد(رفتار)شما بسیار ناراحت شدم.
RaminR:
"I was offended by your behavior" or "I was insulted by your behavior"

blackrose:
I got very annoyed about your treatment

blackrose:
I got very annoyed about your treatment

arash_ak
February 2nd, 2009, 04:30 AM
بچه ها دو تا سوال داشتم :
1-ترجمه :"مقاله با عنوان X رو خوندم." (منظور از عنوان, نام و تیتر ... مقاله هست.)
2- "با گذشت زمان " رو چه شکلی ترجمه میکنید؟ (مثلا : زمین با گذشت زمان گرمتر میشود.)

countdown:
1-
I read an article titled " Designing and making a novel electronic devise for measuring cutting forces in a ...."
2-
the passing of time
by passing the time also COULD be correct only if you specifically do know which time really you have aimed at; but you mean here a GENERAL form of time, so
use the passing of time
By the passing time, the earth will get warmer

A_242
February 2nd, 2009, 11:17 PM
سلام
قبل از اسم دانشگاه باید The بذاریم؟؟
Applying to the university of X for Master of Y
یا The نباید بذاریم؟

2009
February 2nd, 2009, 11:40 PM
سلام
قبل از اسم دانشگاه باید The بذاریم؟؟
Applying to the university of X for Master of Y
یا The نباید بذاریم؟


به نظر من the باید بذارین...
I am applying for master of Y in the university of X
Or
I am applying for master of Y in your university

bashir.r
February 6th, 2009, 06:08 PM
با سلام

می خواستم بدونم معنی دقیق کلمه "پیاده شدن" مثلا پیاده شدن از تاکسی یا اتوبوس چی میشه؟

Sara.Sh:
get out
Get out of the car

این لینک رو هم ببینید:
http://www.applyabroad.org/forum/index.php/topic,14164.0.html

rasaonline
February 8th, 2009, 12:25 AM
he pushed aside a member of a rescue team in order to be filmed assisting a woman in a wheelchair down some steps.

او یکی از اعضا تیم امداد رو هُل داد تا از کمک کردن به یک زن روی ویلچر که از پله پائین می رفت فیلم بگیره.
معنی ایی که می کنم درسته؟؟

Sara.Sh:
تا از او فیلم برداری بشه

omid_mandegar
February 8th, 2009, 06:28 AM
میشه ترجمه کنین:

17 ژانویه یه امتحان تافل دادم.( باید از فعل take یا give استفاده کرد؟ یا چیز دیگری؟

Sara.Sh:
I took the TOEFL exam on January 17
OR
I took TOEFL on January 17

azim_utd:
ين مي تونه درست باشه؟
I had TOEFL exam on January 17
البته فكر مي كنم اين حالت نمي تونه قطعيت داشته باشه، چون ممكنه انجام نشده باشه...
ولي ميشه گفت:
I have TOEFL exam next week

A_242
February 9th, 2009, 01:21 PM
میخوام بگم:اگر چه نمرهاش در این 2 تا درس زیاد بال نبوده ولی جزوه 10 درصد اول کلاس بوده. این خوبه:
He was in the top 10% of his classes, although his grades were not very high(Outhstanding)
درسته؟
یه چنین چیزی واسه REC خوبه واسه 2 تا درسی که نمرم 14.5 بوده ولی جزوه 10% کلاس هم بودم؟؟؟

milad.ra:
Although he didn't get high scores in those two courses, He was among the top 10% students of the classes.

ALI_SH:
به نظر من همین که بگی جزء 10 درصد کلاس بودی کافیه...
He has done very well by being among the top 10% of the class
ولی میشه گفت:
Despite not exceeding the top scores of the course, he has been among the outstanding students by transcending the top 10% of the class
یا
.... Despite not gaining the top scores of the course, he has been

A_242
February 9th, 2009, 02:05 PM
یه چنین چیزی واسه REC خوبه واسه 2 تا درسی که نمرم 14.5 بوده ولی جزوه 10% کلاس هم بودم؟؟؟

snowman
February 11th, 2009, 12:18 AM
میدونم دفاع، دفاعیه (از رساله) میشه defense. ولی این اسمه، فعل اش چی میشه؟ defend؟ تو دیکشنری و بابیلون که این فعل نیومده! فکر کنم باید present رو بجاش بکار ببریم؟؟

milad.ra:
defend درسته :
to use arguments to protect something or someone from criticism, or to prove that something is right
مثال : Students should be ready to explain and defend their views.

Sara.Sh:
به شکل hold defence هم بکار میره. به عنوان مثال: I really do not think I can hold my MA thesis defence

countdown:
defend is a verb and you can for sure use it
present differs from defend- as when presenting something you are not necessarily responsible for defending it

mohmad0014
February 12th, 2009, 09:02 PM
سلام

توی یکی از رایتینگ ها باید از کلمه "سوزن بان" استفاده کنم از چه کلمه ای می توان استفاده کنم؟


milad.ra:
pointsman

snowman
February 13th, 2009, 07:03 PM
یه چیزی هست، فکر کنم به معنی " من دارم برای اون لحظه شماری می کنم" یا یک همچین چیزی.
چی بود؟
I really forward to it ؟

mohmad0014:
I'm looking forward to

marine:
i look forward to (verb+ing ) eg : I look forward to hearing from you soon

A_242
February 14th, 2009, 01:43 AM
سلام
نماینده انحصاری ترجمش چی میشه؟

blackrose:
به نظر من اگه تو جملتون از نمایندگی انحصاری استفاده کنی بهتره و رایج تره که میشه
Exclusive agency
http://legal-dictionary.thefreedictionary.com/Exclusive+Agency
ولی اگه خیلی اصرار داری که از نماینده انحصاری استفاده کنی می تونی از Exclusive Agent استفاده کنی.

payesh
February 19th, 2009, 09:52 AM
سلام خسته نباشيد
ترجمه استاندارد و اداري انگليسي اين جمله مي خواستم.
{ گواهي مي شود آقاي در شركت از تاريخ تا تاريخ به مدت 3 سال به عنوان مشغول به كار بوده است.}

gilbert3:
This is to certify that Mr. X, has been in Part time/full time employment with F Co. for 3years
During this period he has been working as ---------------------r in the ongoing bands ---------------- of this corporation

framezani2000
February 20th, 2009, 05:05 PM
سلام دوستان.
اگه بخوایم بگیم: «من یه میز پنج نفره رزرو کردم»، می گیم:
I reserved a table for five.

حالا اگه بخوایم بپرسیم: «میزچند نفره رزرو کردی؟» چی باید بگیم؟
در ضمن «میز پنج نفره رزرو کردم» با «برای پنج نفر میز رزرو کردم» با هم فرق دارن، درسته؟

sajjad e.
February 20th, 2009, 08:57 PM
hej everyone

what is your segestion for ''MODELE RAHBORDI''?

gilbert3:
i think "strategic model"
it depends on your field study and your major or paper...
but rahbord generally means guideline

countdown:
What about "approaching model"

snowman
February 21st, 2009, 10:47 PM
تفاوت بین

later و latter

especially و specially

???

hoda-computer
February 21st, 2009, 10:52 PM
later : بعدا ،

latter : وقتی دوتا چیز رو میگید latter اشاره به دومیه


especially, specially
It is better to use especially in front of adjectives to emphasize them, although some people also use specially
• The cake was especially good.
• This part is especially interesting.
Use especially to say that something applies more to one thing or situation than to others
• Everyone loved it, especially the children.
• You should call first, especially if you're going to be late.Use specially to say that something is done or made for a particular purpose
• I got this specially for you.
• specially designed equipment!!Especially never comes at the start of a sentence
• He loves fruit. He especially likes kiwis (NOT Especially he likes ...).

Countdown
February 22nd, 2009, 03:23 PM
تفاوت بین

later و latter

especially و specially

???

Hoda directed well , but as u asked:

later= بعدا

I will talk to you later on


latter= اشاره به اخیر الذکر- یا دومی

I have two books: Mechatronics and Fracture Mechanics; Latter is a rare book


meaning the fracture one is rare; for example

mohhhamad
February 26th, 2009, 05:41 PM
دوستان من برای یه پروژه به اینها احتیاج دارم ممنون میمش کمکم کنید.
منظورم تو سوال های مربوط به ترمو دینامیکه .منظور از این دوتا واژه چیه؟
درباره اینها چی میدونید؟ هر چی میدونید به من بگید؟
reciprocal
subband
CVD

arash:
CVD به احتمال زیاد میشه Chemical Vapor Deposition که میتونی تو ویکیپدیا بخونی ببینی چیه
http://en.wikipedia.org/wiki/Chemical_vapor_deposition

maryam20
February 27th, 2009, 02:38 AM
این جملات را ممکنه به انگلیسی بنویسید؟

با توجه به اینکه پاکتم تازه به دست .... رسیده(به علت اینکه پاکتم به اشتباه در جای دیگری تو دانشگاه رفته بود و کسی گیرنده را نمی شناخت و مدتی طول کشید تا پیدایش کنیم) هنوز بررسی نشده وشما می تونید آنرا از خانم... یا احتمالا آقای... بگیرید و نگاه کنید

countdown:
My package/envelope was delivered mistakenly to an anonymous person, and it took us a while to find the recipient; however it has been just received by Mr. Mrs ------, and now you could take it from Mrs.---or maybe Mr....and take a look at it/review it
بهرحال من تو فارسی هم نمیفهمم یه بسته رو گرفتن و بهش نگاه کردن چه معنی میده!!!!!!!!!!.....
منظورتون چی بوده از جمله آخر؟؟؟؟ بگیرید و نگاه کنید؟؟؟ یا مدارک توش رو نگاه کنه با روی بسته رو؟ نگاه کردن اینجا معنی بررسی کردن میده شاید؟؟!!!!

bijanh_2006
March 1st, 2009, 08:54 AM
(فوری)سلام دوستان،لطفا ترجمه این کلمات رو به من بگید ممنون
حساب دیفرانسیل و انتگرال
ریاضیات گسسته
هندسه تحلیلی و جبر خطی

RaminR:
1. Calculus
2. Discrete Mathematics
3. Linear Algebra & Analytical Geometry

maanfered
March 1st, 2009, 02:40 PM
سلام
معنی ill-posedness در جمله ی زیر چی هست؟
The identifications of parameters in some cases are hard to
achieve due to ill-posedness in the inverse problems

RaminR:
iill-posedness در اینجا یعنی عدم تعریف درست و دقیق

sajjad e.:
ill-posed problem is kind of classical mathematics problem. you can find complete information here:
http://www.proba.jussieu.fr/pageperso/ramacont/inverse.html

mjf
March 3rd, 2009, 04:24 PM
وقتي داريم راجع به سوم شخص مفرد مقاله مينويسيم از ضمائر مذكر استفاده ميكنيم يا مؤنث - مثلا راجع به خصوصيات يك مدير نمونه ميخواهيم بنويسيم

maryamgoli:
you can write:
the stablished manager and his/her capabilities

Farboud
March 4th, 2009, 05:28 PM
سلام
بچه ها merit certificate یعنی‌ چی‌؟

sajjad e.:
یعنی‌ گواهی معتبر واسه یک مهارت خاص

hoda-computer
March 4th, 2009, 11:15 PM
وزارت آموزش و پرورش و وزارت آموزش عالی چی میشه؟

bijan86:
Minestry of education و Minestry of science and higher education

mjf
March 5th, 2009, 12:55 AM
داراي پروانه اشتغال بكار در رشته مهندسي عمران پايه يك
ترجمه كنيد

HesamMe
March 16th, 2009, 04:30 PM
سلام
لطفا بفرمایید چطور میتونم تجربه تدریس واسه مقطع کاردانی رو تو دانشگاه بیان کنم

bijanh_2006
March 16th, 2009, 04:43 PM
سلام
لطفا بفرمایید چطور میتونم تجربه تدریس واسه مقطع کاردانی رو تو دانشگاه بیان کنم




one alternative is:Teaching/instructing experience in associate of "your field"

sajjad e.
March 17th, 2009, 05:43 PM
من همیشه اینeffect رو باaffect قاطی می‌کنم، کسی‌ می‌تونه یه تحلیل اساسی‌ از استفادهٔ اون ۲ تا اینجا بیاره که مثلا تو چه حالتی‌ از کدوم باید استفاده بشه........

bijanh_2006
March 17th, 2009, 05:47 PM
من همیشه اینeffect رو باaffect قاطی می‌کنم، کسی‌ می‌تونه یه تحلیل اساسی‌ از استفادهٔ اون ۲ تا اینجا بیاره که مثلا تو چه حالتی‌ از کدوم باید استفاده بشه........





Well affect is a verb e.g. high air pollution might affect the city dweller's health,however effect is a noun e.g. air pollution has dangerous effects on city dweller's health,as you see affect do not have any proposition but effect comes with proposition (on),regards

بابی
March 17th, 2009, 11:03 PM
من همیشه اینeffect رو باaffect قاطی می‌کنم، کسی‌ می‌تونه یه تحلیل اساسی‌ از استفادهٔ اون ۲ تا اینجا بیاره که مثلا تو چه حالتی‌ از کدوم باید استفاده بشه........

have an effect (on somebody/something)
big/major/profound/significant/dramatic effect
bad/harmful/negative/damaging/detrimental/adverse effect
beneficial/positive effect
long-term effect
feel the effect (of something)
knock-on-effect British English (=an effect caused by the thing that happened before)
cumulative effect (=the effect of many things happening one after another)
the desired effect (=the effect you wanted)
cause and effect (=one thing directly causing the other

to affect=to influence
to have an effect on sb/sth=to have an impact on sb/sth

blackrose
March 18th, 2009, 12:02 AM
آیا تو انگلیسی لغت شسته رفته ای معادل "شبانه روز" داریم؟؟؟
مثلا اگه بخوایم بگیم که من تو شبانه روز سه تا از این قرصا رو سروقت مصرف کرده ام. چی میگیم؟؟؟

countdown:
round-the-clock

bijan86:
I have taken three of these tablets per day

sajjad e.:
Depending upon the situation, one of following words are used:
round/around the clock e.g. around the clock resturant, round the clock nursery service
nonstop e.g. nonstop bombing during last day
day and night e.g. I should study all day and night for tomorrow exam

blackrose
March 18th, 2009, 07:04 PM
ممنون از جواباتون

بیشترمی خوام بدونم که تو یه جمله چه جور میشه مقطع زمانی یک روز رو از یک شبانه روز متمایز کرد.

مثالا فرض کنیم بخوایم بگیم
من این ضد آفتاب رو سه بار تو روز مصرف می کنم اما اون کرم رو سه بار تو شبانه روز مصرف می کنم.

ببینید این درسته؟


I use this sunscreen three times a day but use that cream three times a round the clock.

Countdown
March 19th, 2009, 03:03 AM
OKKKKKKKKKKKAY
I now understand what you meaaaan!!!

I apply this sunscreen three times every daytime but three times every day

WHY???!!! okay see this:
NOTE:

DAYTIME as a NOUN:
The time between sunrise and sunset.

As you meant here and we all know


and DAY:
has several meanings and one of them in a broad view beside that we all know:

if Noun
1. the period of 24 hours from one midnight to the next
2. the period of light between sunrise and sunset
3. the part of a day occupied with regular activity, esp. work
.
.
.

blackrose
March 20th, 2009, 01:14 AM
این round the clock فقط در نقش adj می یاد یا adv هم می تونه باشه؟؟؟

Behrang:
هم می تونه صفت باشه هم قید.

Countdown
March 21st, 2009, 02:52 AM
in your Teaching Experience title:

teaching in association program, Mech Dep., Univ of ...

HesamMe
March 22nd, 2009, 12:01 PM
منیخوام تو first mail بنویسم که :
با توجه به اینکه من در دوره فوق لیسانس درس x رو پاس کردم........
چطور باید بگم؟

bijanh_2006
March 22nd, 2009, 12:20 PM
منیخوام تو first mail بنویسم که :
با توجه به اینکه من در دوره فوق لیسانس درس x رو پاس کردم........
چطور باید بگم؟



Due to the fact that I have passed X course during the M.Sc. degree...

sajjad e.
March 26th, 2009, 01:53 AM
واسه اصطلاح ``جامع و کامل`` بودن چیزی چه موردی رو پیشنهاد می‌کنید؟ مثلا میگیم این تعریف خیلی‌ جامعه و کامل هستش و دلالت بر همهٔ
جنبه‌های موضوع می‌کنه?

Sara.Sh:
از comprehensive میتونید استفاده کنید.

maanfered
March 27th, 2009, 04:26 PM
سلام
معنی properly posed problems چی هست؟یا در این جمله


Implementation
of this category of mathematical problems generally
employs the model equations that can be argued to lead to an improperly posed set of equations in open
channels hydraulic, where the number of equations is generally greater
than the number of unknowns

با تشکر فراوان..

arash_ak
April 7th, 2009, 12:01 AM
دوستان من یک متن برای افزایش فاند نوشتم. چون یکم برام حساسه می خواستم شما هم نظر بدین. و اگر جملات بهتری در نظر دارید یا متن مشکل گرامری یا مفهومی .. داره لطف کنید و متن رو ویرایش کنید:

First of all , I would like to really thank you for accepting me
as a student for Msc program in computer sicence.
I got admission from another university with higher fund.
and besides the financial issue, the amount of fund is an important factor for enhancing the chance of getting visa.
.However, I would be grateful and would prefer to accept your admission if you could reconsider the amount of fund for me.
At the end , I would like to thank you for your time and consideration.

Jupiter1
April 7th, 2009, 01:20 AM
دوستان من یک متن برای افزایش فاند نوشتم. چون یکم برام حساسه می خواستم شما هم نظر بدین. و اگر جملات بهتری در نظر دارید یا متن مشکل گرامری یا مفهومی .. داره لطف کنید و متن رو ویرایش کنید:

First of all , I would like to really thank you for accepting me
as a student for Msc program in computer sicence.
I got admission from another university with higher fund.
and besides the financial issue, the amount of fund is an important factor for enhancing the chance of getting visa.
.However, I would be grateful and would prefer to accept your admission if you could reconsider the amount of fund for me.
At the end , I would like to thank you for your time and consideration.


نامه شما خیلی هم خوبه ...
من هم نامه زیر رو نوشتم اگه دوست داشتین ترکیبی از هر دو رو استفاده کنین


At first, I would like to appreciate you for offering me the
admission of your department.
Considering the fact that I've also received the admission of another university with
higher amount of funding I am asking whether or not there is any kind of possibility to rise the amount of funding for my Master Studies.

To best of my knowledge, one of the crucial parameters affecting the
chance of getting visa would be the amount of fund.
Therefore, I would be very much pleased if you could reconsider this matter providing
me the opportunity of education at your institution.

Finally, I would like to thank you for your time and consideration.
Kind regards,
:)

Behrang
April 7th, 2009, 03:36 AM
نامه شما خیلی هم خوبه ...
من هم نامه زیر رو نوشتم اگه دوست داشتین ترکیبی از هر دو رو استفاده کنین


At first, I would like to appreciate you for offering me the
admission of your department.
Considering the fact that I've also received the admission of another university with
higher amount of funding I am asking whether or not there is any kind of possibility to rise the amount of funding for my Master Studies.

To best of my knowledge, one of the crucial parameters affecting the
chance of getting visa would be the amount of fund.
Therefore, I would be very much pleased if you could reconsider this matter providing
me the opportunity of education at your institution.

Finally, I would like to thank you for your time and consideration.
Kind regards,
:)

من دست به چهار چوب نامه علی جان نمی زنم. نامه خوبی نوشته اند.
من فقط چند تا کلمه پیشنهاد می کنم اگه دوست داشتید از این کلمه های جایگزین استفاده کنید:
I would like to appreciate you for=I should express my sincere thanks for
من تا حالا ندیدم که appreciate با For بیاد.
Funding=Financial support
institution=University/Esteemed university
Finally, I would like to thank you for your time and consideration= In the end,I would like to thank you , in advance, for your kind consideartion and time.
موفق باشید.

sajjad e.
April 7th, 2009, 04:25 AM
دوستان من یک متن برای افزایش فاند نوشتم. چون یکم برام حساسه می خواستم شما هم نظر بدین. و اگر جملات بهتری در نظر دارید یا متن مشکل گرامری یا مفهومی .. داره لطف کنید و متن رو ویرایش کنید:

First of all , I would like to really thank you for accepting me
as a student for Msc program in computer sicence.
I got admission from another university with higher fund.
and besides the financial issue, the amount of fund is an important factor for enhancing the chance of getting visa.
.However, I would be grateful and would prefer to accept your admission if you could reconsider the amount of fund for me.
At the end , I would like to thank you for your time and consideration.


It would be better to get into main purpose of the mail at the first parageraph. it is not necessary to thank so many times during one email [consider their cultural view];your first sentences can, however, write inthis form:
Your help for getting admission in MSc. in .... is appreciated.

the main frame and structure of letter is fine.

Moreover the following sentences(I would be grateful and would prefer to accept your admission if you could reconsider the amount of fund for me) can change in order:

I would be grateful and prefer to accept your admission, on the condition that the financial support can reconsider.

mjf
April 12th, 2009, 02:59 PM
مهندسي عمران گرايش عمران چي ترجمه ميشه

bijan86:
الان که نگاه کردم دارالترجمه برای من زده civil eng. /major:civil

تبیان:
مهندسی CIVIL چند تا گرایش داره که یکیش همین هست که شما هستید. اگر شما گرایش خاصی داشتید میشد گفت که اصطلاح بالا درسته ولی چون شما همون گرایش اصلی رشته خودتون هستید دیگه نمیگن Civil Engineering: Majoring in Civil

attanew
April 16th, 2009, 12:00 PM
بچه ها یه اصطلاح می خواستم معنیش رو به انگلیسی بدونم.
"تابوت ساز" جی می شه. مرسی :D

bijan86:
coffin maker

از یکی شنیدم. تابوت ساز می شه " diemaker" . ولی هیچ دیکشنری پیدا نکردم. یعنی درسته!؟

Spiro:
Tool and die maker
Tool and die makers are highly skilled workers in the manufacturing industry. Some of the job functions of a tool and die maker consist of producing jigs, fixtures, form tools, dies, molds, machine tools, cutting tools, and many other mechanical items used in manufacturing processes. Depending on which area of concentration a particular person works in, he or she may be called by variations on the name, including tool maker (toolmaker), die maker (diemaker), mold maker (moldmaker), tool fitter (toolfitter), etc.
See more at Wikipedia.org

Behrang
April 17th, 2009, 02:12 AM
البته آمریکایی ها به تابوت Casket می گویند.

sajjad e.:
Casket is espicial kind of coffin which is more cheaper and somehow the person can prepare it by him/herself i.e. for casket, you do not need to hire a coffin maker. but making a professional coffine need skillful coffinmaker

تبیان
April 18th, 2009, 01:43 AM
سلام به همه

بابا یه دونه تابوت عجب انرژی از دوستانمون میگیره. ولی خوبه که خیلی ها به تکاپو می افتند که برن فرهنگهای انگلیسی به انگلیسی رو چک کنند.
در ضمن DIEMAKER همون قالب ساز های خودمون هستند که در بخشهای مختلف صنعت کار میکنند. البته تابوت هم باید قالب تن باشه دیگه مگه نه!!!!
ناراحت نشید فقط یه شوخی بود.
حالا میخوام باب یک اصطلاح شاید خیلی ساده ولی خیلی مهم را باز کنم. من در ترجمه های خودم برای ریز نمرات چند عبارت دارم. دوستان کدام یکی را می پسندند؟

Transcript (دقت کنید که فقط Transcript ساده و بدون پسوند یا پیشوند)

Academic Achievement Records

دو مورد فوق برای دانشگاه بود.

High School Records برای دبیرستان
Vocational School Records برای هنرستان

من اصلا با عبارت Transcript of Grades که بعضی از همکاران من در ترجمه رسمی برای ریز نمرات ذکر میکنند موافق نیستم.

شما چطور؟

hoda-computer
April 18th, 2009, 11:31 AM
این لغات مربوط به یک مقاله ی ریاضی راجع به احتمالات هست


Bayesian Inference

Bayes ' theorem

Posterior probability

prior Probability

ممنون میشم اگه کسی معنی اینار و بگه

sajjad e.
April 19th, 2009, 01:51 AM
Bayes ' theorem
که همون تئوری بیز هستش، و پایهٔ این تئوری رو شرح میده؛ احتمال یک واقعه مثل Aبه شرط اینکه پیشامد Bقبلان اتفاق افتاده باشه.

واسه بقیه اینجا رو ببین:

Bayesian inference is statistical inference in which evidence or observations are used to update or to newly infer the probability that a hypothesis may be true
--------------------------------

Flip a fair coin. If the result is heads, flip it again. If instead the result was tails, flip a double-headed coin.

Let A be the event that the first coin flip was a heads.
Let B be the event that the second coin flip (whichever coin was used) was a heads.

The unconditional probability P(A) = 1/2. This is something we can calculate before performing the experiment, and is thus called the prior probability of A. However, if we are given information about event B, we must revise the probability of the outcome of experiment A. (This may seem counter-intuitive at first, since it seems as if the future is affecting the past. Think of it instead as narrowing down the pool of possible sequences of events, not changing the likelihood of an actual past event.)

What is the probability that the first coin was a heads, given that the second coin came up heads? This is asking for the value of P(A|B): The probability of A, given B.

Using Bayes' theorem, P(A|B) = 1/3. In other words, knowing that the second flip was a heads tells us that the first flip was likely a tails. (Intuitive approach: If there's an equal chance you have a fair coin or two-headed coin, you can expect that heads will be more likely.) This revised probability of past events based on new evidence is called the posterior probability

http://en.wikipedia.org/wiki/Posterior_probability

oskarklain
April 20th, 2009, 02:46 PM
خواهش می کنم کسی از دوستان اگر ریز نمرات ترجمه شده رشته مواد متالورژی رو داره یه نسخه اسکن شده رو برام بگذاره به شدت نیازمندم.

bijanh_2006
April 20th, 2009, 03:38 PM
خواهش می کنم کسی از دوستان اگر ریز نمرات ترجمه شده رشته مواد متالورژی رو داره یه نسخه اسکن شده رو برام بگذاره به شدت نیازمندم.


من ندارم ولی فکر نمیکنی یه کم شخصی باشه!

oskarklain
April 20th, 2009, 11:29 PM
بله درست میگید ولی خوب مسلما کسی که این لطف رو در حق بنده میکنه میتونه اسامی مربوط به خودش و دانشگاهش یا هر چیز دیگه رو حذف کنه یا حتی نمره ها رو.

تبیان
April 21st, 2009, 05:06 AM
خواهش می کنم کسی از دوستان اگر ریز نمرات ترجمه شده رشته مواد متالورژی رو داره یه نسخه اسکن شده رو برام بگذاره به شدت نیازمندم.


سلام. اسکن شده را ندارم ولی بگو کدوم درساشو میخوای تا برات تو جدول بنویسم.

snowman
April 22nd, 2009, 11:50 PM
"تا کی"، تا چه موقع" چی میشه؟
مثلا تا کی باید منتظر بمونم.

بنظرم ساده میادا ولی عقلم قد نمیده ;)، نیست داریم به امتحان نزدیک میشیم

تبیان:
how long shall I wait?
When does it come to ...?

fafari
April 29th, 2009, 10:24 AM
ترجمه:
من دوست دارم بدانم آیا پذیرفته خواهم شد؟

bijan86:
could you please let me know whether I could be addmitted or not?

RaminR:
I would like to know whether I would be admitted or not.

mjf
April 29th, 2009, 04:53 PM
كدام براي ترجمه " مديريت ماشين آلات ساختماني " بهتر است
Management of construction machinery
construction machinery Management

تبیان:
به نظر من هر دو درسته ولی دومی ضحیح تر است.

mjf
April 29th, 2009, 08:34 PM
به نظر شما ترجمه زير درست است
"اميد است با عنايت الهي همواره در عرصه هاي علمي و حرفه اي كشور موفق باشيد"
Wishing your success in other scientific and vocational fields divine dispensation

blackrose:
I hope you are always prosperous in scientific and vocational fields under the kindness of God.

تبیان:
چند جور میتوانید بنویسید:
It is hoped that you succeed in all scientific and vocational fields demanded in our country under the help of God Almighty.
May God Almighty help you to accomplish scientific and vocational tasks at nationwide level.

mjf
April 30th, 2009, 01:29 PM
كدام بهتر است
"نحوه كار پرسنل آن (شركت) از هر حيث مورد تاييد اين شركت ميباشد"
their personnel's behavior is satisfactory
the behavior of its personnel is confirmable

blackrose:
This corporation confirms that its personnel's performance is completely satisfactory.

تبيان:
خوب بد نیست ولی جمله من را هم نگاه کن شاید پسندیدید.
Personnel’s work performance is to the full satisfaction of the company management in all respects.
یا مثلا این یکی
The management of company verifies personnel’s working capability whatsoever

happy75
May 1st, 2009, 12:33 PM
"سند مالکیت منزل" رو چی باید بنویسم؟

blackrose:
Certificate of title for house
Document of title for house
house ownership certificate

تبیان:
Title Deed خودش یعنی سند مالکیت . نوع منزل یا مغازه یا هر چیز دیگری را می توانید جلوش بنویسید
Title Deed (Apartment - Shop - Land etc

blackrose
May 1st, 2009, 03:59 PM
سلام
معادل انگلیسی کلمات زیر رو که تو آدرس استفاده میشه رو کسی می دونه. (خیلی فوریه)
شهرک
azim_utd:
من همیشه نوشتم Shahrak Omid یا مثلا" Shahrak Mahallati و مشکلی هم نبوده
فاز
بلوک Block یا ساختمان Bldg
ورودی Entrance یا مخفف اون: ENT
پلاک No.
واحد Unit
کدپستی

درضمن کدپستی رو باید اول نوشت یا آخر با توجه به اینکه کدپستی ما استاندارد جهانی توش رعایت نشده و فقط مختص خودمونه؟؟؟
Postal Code که آخر بنویسش...

happy75
May 2nd, 2009, 12:00 PM
"حكم كارگزيني" چي ميشه؟

تبيان:
Personnel Department Order

mjf
May 2nd, 2009, 10:29 PM
با تشكر از دوستان اگه كسي بتونه متن زير را ترجمه كنه ممنونش ميشم
ببخشيد كه زياده و خيلي سخت

"يادگار پرفروغتان بر تارك اين كنفرانس درخشيد . نقش سپاسمان را بر اين لوح مينگاريم. دهمين كنفرانس دانشجويي مهندسي عمران تفكر توانمند و خلاقيت شما را به عنوان ارائه دهنده مقاله برگزيده ارج مي نهد . بارش انديشه هاي بارور جواناني چون شما ايراني آباد و سرفراز را نويد ميدهد "

دارالترجمه كل متن بالا را بصورت زير ترجمه كرده
We appreciate your kind efforts in 10th Civil – Engineering Conference of Students
And your innovation for your selected paper

azim_utd
May 2nd, 2009, 10:39 PM
با تشكر از دوستان اگه كسي بتونه متن زير را ترجمه كنه ممنونش ميشم
ببخشيد كه زياده و خيلي سخت

"يادگار پرفروغتان بر تارك اين كنفرانس درخشيد . نقش سپاسمان را بر اين لوح مينگاريم. دهمين كنفرانس دانشجويي مهندسي عمران تفكر توانمند و خلاقيت شما را به عنوان ارائه دهنده مقاله برگزيده ارج مي نهد . بارش انديشه هاي بارور جواناني چون شما ايراني آباد و سرفراز را نويد ميدهد "

دارالترجمه كل متن بالا را بصورت زير ترجمه كرده
We appreciate your kind efforts in 10th Civil – Engineering Conference of Students
And your innovation for your selected paper


من فکر نمی کنم خیلی در ترجمه تقدیر نامه ها عین متن مهم باشه! مثلا" اینکه ما بیایم دقیقا" "به حول و قوه ی الهی " و این اصطلاحات مخصوص ایران اسلامی :) رو ترجمه کنیم خیلی مهم باشه...
به نظر من که خیلی کوتاه و مناسب ترجمه شده...

پ . ن: ما ایرانی ها از اطناب خیلی خوشمون میاد در صورتی که خیلی هم مهم نیست ;) همه ی جمله ی بالا رو می شه تو یه خط کوتاه جمع کرد و ترجمه کرد.

البته اینا نظرات شخصی من بود...

Robin
May 3rd, 2009, 03:20 PM
آقای تبیان، می شه جواب این سوال من رو هم بدین؟ (البته گفته بودین باید سوالها مربوط به امور آکادمیک باشه ولی من فروم دیگه ای برای مطرح کردن این سوالهام پیدا نکردم و سوالم هم در پروسه پذیرش برام ایجاد شده)
می شه بگین هر کدام از اصطلاحات زیر که در صفحه نقل و انتقالات سند ملکی و در زیر ستون "نوع معامله" می یاد، چی ترجمه می شه؟
هبه، صلح عادی/صلح، صلح عمرا، قطعی

تبيان:
خلاصه معاملات = Abstract of Title
هبه = Gift
صلح عادی = Grant
صلح عمرا = Lifelong assignment of all and every supposed rights, interests and privileges
انتقال قطعی = final transfer of title یا irrevocable transfer

nariman_robatic
May 5th, 2009, 01:22 PM
دوستان گرامی لطفا اسم این درسها رو به انگلیسی بگین:

كنترل فازي
شبكه هاي عصبي
كنترل مدرن
ارتعاشات مكانيكي
ديناميك ماشين
مكانيك سيالات
مباني برنامه سازي كامپيوتر
مدارهاي منطقي
سيستمهاي كنترل خطي
تجزيه و تحليل سيستم ها (همون سیگنال خودمونه)
مقاومت مصالح
سنسورهاي ربات
كنترل ربات
الكترونيك قدرت و محركه ها
اصول ميكروكامپيوترها
رباتيك و اتوماسیون
آز ربات

لطفاچیزی الکی پیشنهاد ندین. اگه بلدین بگین. ;D

Robin
May 5th, 2009, 01:39 PM
دوستان گرامی لطفا اسم این درسها رو به انگلیسی بگین:

كنترل فازي
شبكه هاي عصبي
كنترل مدرن
ارتعاشات مكانيكي
ديناميك ماشين
مكانيك سيالات
مباني برنامه سازي كامپيوتر
مدارهاي منطقي
سيستمهاي كنترل خطي
تجزيه و تحليل سيستم ها (همون سیگنال خودمونه)
مقاومت مصالح
سنسورهاي ربات
كنترل ربات
الكترونيك قدرت و محركه ها
اصول ميكروكامپيوترها
رباتيك و اتوماسیون
آز ربات

لطفاچیزی الکی پیشنهاد ندین. اگه بلدین بگین. ;D




اونهایی که من بلدم:


شبكه هاي عصبي neural networks
ارتعاشات مكانيكي mechanical vibration
ديناميك ماشين dynamics of machinery
مكانيك سيالات Fluid mechanics
مقاومت مصالح mechanics of materials / solid mechanics
رباتيك و اتوماسیون Robotics and Automation

nariman_robatic
May 5th, 2009, 10:25 PM
مرسی Robin جان. نام کاربریت منو یاد سریال How I met your mother میندازه. به هر حال یه دنیا ممنون.
آقایون علما ، نظر بدین واسه بقیش لطفا.

تبیان
May 6th, 2009, 04:05 AM
[quote=Robin ]

اونهایی که من بلدم:


شبكه هاي عصبي neural networks
ارتعاشات مكانيكي mechanical vibration
ديناميك ماشين dynamics of machinery
مكانيك سيالات Fluid mechanics
مقاومت مصالح mechanics of materials / solid mechanics
رباتيك و اتوماسیون Robotics and Automation

سلام. البته رسیدن به درجه علمایی مراتب خاصی دارد که ما نداریم

بقیه اونهایی که دوستمون ننوشتن

Fuzzy Control
Modern Control
Basics of Computer Programming
Logic Circuits Design
Linear Control Systems
Systems Analysis and Design
Robotic Sensors
Electronics (Power & Electric Drive)
Microcomputer Principles
Robotics Lab

nariman_robatic
May 7th, 2009, 11:01 AM
با سپاس فراوان از دوستان عزیز
اگه ممکنه لطفا مناسبترین نام برای دروس زیر رو هم بگین :
نقشه کشی صنعتی
طراحی مکانیزم
طراحی اجزا 1و2
کنترل ربات
کارگاه برق
کارگاه جوشکاری و ورقکاری(بعضی جاها هم اسمشو نوشته کارگاه عمومی)
کارگاه ماشین ابزار
کارآموزی
زبان تخصصی
ممنون از همه

Robin
May 7th, 2009, 11:34 AM
با سپاس فراوان از دوستان عزیز
اگه ممکنه لطفا مناسبترین نام برای دروس زیر رو هم بگین :
نقشه کشی صنعتی
طراحی مکانیزم
طراحی اجزا 1و2
کنترل ربات
کارگاه برق
کارگاه جوشکاری و ورقکاری(بعضی جاها هم اسمشو نوشته کارگاه عمومی)
کارگاه ماشین ابزار
کارآموزی
زبان تخصصی
ممنون از همه






دانشگاه تهران اینجوری ترجمه می کنه:

نقشه کشی صنعتی Industrial Drawing
طراحی مکانیزم Mechanism Design
طراحی اجزا 1و2 Machine Elements Design I & II
کارگاه جوشکاری و ورقکاری Welding Sheet Metal Workshop
کارگاه ماشین ابزار Machine Tool Workshop
کارآموزی Training
زبان تخصصی Technical English

بقیه اش رو نگذرونده بودم که ترجمه درسشو داشته باشم. :D

sajjad e.
May 8th, 2009, 12:18 AM
سلام به همه
یه اصطلاحی هست میگن مشکل رو از یه جائی‌ بر میداری میزاری جای دیگه، یعنی‌ درواقع مشکل رو کلا از بین نمیبری فقط جاشو تغییر میدی، این اصطلاح چیه؟ من یه جا خوند بودم ولی‌ حالا اصلا یادم نمیاد.

تبیان
May 8th, 2009, 02:32 AM
دانشگاه تهران اینجوری ترجمه می کنه:

نقشه کشی صنعتی Industrial Drawing
طراحی مکانیزم Mechanism Design
طراحی اجزا 1و2 Machine Elements Design I & II
کارگاه جوشکاری و ورقکاری Welding Sheet Metal Workshop
کارگاه ماشین ابزار Machine Tool Workshop
کارآموزی Training
زبان تخصصی Technical English

بقیه اش رو نگذرونده بودم که ترجمه درسشو داشته باشم. :D



آفرین به Robin عزیز

اونهایی که تو ننوشتی

Robotic Control
Electricity Workshop

attanew
May 8th, 2009, 07:07 PM
دوستان من می خوام یه عنوان مناسب برای یه سری عکس در یک مطلبی انتخاب کنم" برگی از تاریخ:" مثلا! عنوان انگلیسی منایبش چی می تونه باشه!! :) مرسی!

تبيان:
فکر کنم Memories of History بد نباشه. البته فقط یک پیشنهاده.

Robin:
a page from history
pages from histroy
pages from memory
pieces from history
pieces from memory

peymanhajavi
May 9th, 2009, 10:14 PM
خیلی ممنون میشم از دوستان اگر ترجمه ی این لغات را بفرمایند:
1. گردشگری؟
2. گردشگر؟؟؟
3. مسافران بالقوه
4. زیست محیطی

Sara.Sh:
Tourism
tourist
Potential passengers
تا جایی که من در مقالات دیدم environmental ترجمه میشه

5. مسافران موجود

تبيان:
Existing or Potential passengers

green_34
May 11th, 2009, 09:02 AM
ببخشيد ترجمه اين کلمه ها چي مي شه؟
دروس پایه -> basic یا foundation یا یه چیز دیگه

دروس اصلی->core یا major یا یه چیز دیگه

دروس تخصصي-> special یا specialized یا یه چیز دیگه

دروس اختياري-> optional یا elective یا یه چیز دیگه

تبیان
May 11th, 2009, 11:22 PM
ببخشيد ترجمه اين کلمه ها چي مي شه؟
دروس پایه -> basic یا foundation یا یه چیز دیگه

دروس اصلی->core یا major یا یه چیز دیگه

دروس تخصصي-> special یا specialized یا یه چیز دیگه

دروس اختياري-> optional یا elective یا یه چیز دیگه


به ترتیب نوشتن شما

Basic
Core
Specilized
Elective

green_34
May 13th, 2009, 05:10 PM
یه سوال دبگه:
کارگاه برق کدوم می شه؟
electrical workshop
electric workshop
electricity workshop

peymanhajavi
May 13th, 2009, 07:39 PM
ترجمه ی واژه ی بر اساس و یا بر طبق ؟؟؟

Robin:
according to
based on
with regard to

تبيان:
as per
on the basis of
on the strength of
pursuant to
in view of

تبیان
May 14th, 2009, 01:22 AM
یه سوال دبگه:
کارگاه برق کدوم می شه؟
electrical workshop
electric workshop
electricity workshop


electricity Workshop

peymanhajavi
May 15th, 2009, 05:48 PM
مناسب ترین ترجمه برای عبارت وسایل حمل و نقل ؟؟؟
نمی دونم به transportation باید چه عبارت مناسبی اضافه کنم که معنی وسایل حمل و نقل رو بده؟؟؟

bijan86: transportation vehicles

sajjad e.: Transportation Facility

تبیان: خود transportation به تنهایی هم معنای وسایل حمل و نقل میده. لازم نیست چیزی به ان اضافه کنید. حالا اگر خیلی دلتان خواست میتوانید از System استفاده کنید که معنایش بالاتر از وسایل میرود و به معنی وسایل و سیستم اداره کننده یا مجری انهاست.
ضمنا Vehicles کلا به معنی وسایل حمل و نقلی زمینی است. یعنی اگر Transportation Vehicles بنویسید خودتان را محدود به وسایل حمل و نقلی زمینی کرده اید.

reza.bahmaniar
May 18th, 2009, 08:45 PM
با سلام خدمت دوستان :)
من یه گواهی گرفتم که توش نوشته من فقط واسم 3 واحد پروژه تخصصی مونده تا فارغ التحصیل بشم (من رشتم برقه). چند ترجمه مختلف تو سایت دانشگاهها دیدم واسه این واحد مثل :
individual project, electronic project, special project,... حالا کدومش درسته؟ اصلا به نظر شما اسم درسو بگم ننویسن بهتر نیست؟ فقط بگن 3 واحد مونده.

ممنون از لطف دوستان ;)

تبیان
May 19th, 2009, 01:47 AM
با سلام خدمت دوستان :)
من یه گواهی گرفتم که توش نوشته من فقط واسم 3 واحد پروژه تخصصی مونده تا فارغ التحصیل بشم (من رشتم برقه). چند ترجمه مختلف تو سایت دانشگاهها دیدم واسه این واحد مثل :
individual project, electronic project, special project,... حالا کدومش درسته؟ اصلا به نظر شما اسم درسو بگم ننویسن بهتر نیست؟ فقط بگن 3 واحد مونده.

ممنون از لطف دوستان ;)


سلام

منظور از پروژه تخصصی شما همان Bachelor's Program Project است. چیز خاصی نیست. یا مثلا میتوانید بگویید Final Project

موفق باشید

sajjad e.
May 19th, 2009, 07:18 PM
What is your suggestion for "lazem be zekr ast ke", when you want to remark something at the begining of paragraph?

blackrose:
It is worthy of note that...

RaminR:
it should be pointed out that
pay attention to the fact that
it should be noted that

mjf
May 20th, 2009, 11:41 PM
رولوه به انگليسي چي ميشه؟ ( يك اصطلاح فرانسوي در معماريست به معني تهيه نقشه از ساختمان موجود )

تبيان:
Revolve

azim_utd
May 21st, 2009, 03:33 PM
بچه ها
tuition in یعنی چی؟
مثلا" تو این جمله:

Visiting students with no previous knowledge of the Swedish language and who intend to study a programme with tuition in Swedish are required to attend the compulsory Foundation Course in Swedish
مگه tuition معنی دیگه ای هم غیر از شهریه داره؟

RaminR:
Th word "tuition" in this sentence means "teaching" or "instruction"... So it's saying that if a students wishes to study in a program whose language of instruction is Swedish, then they must attend the compulsory

peymanhajavi
May 22nd, 2009, 08:07 PM
درود

برای عبارت گردشگری تجاری:
گردشگری تجاری، سفرها و بازدید هایی که توسط کارمندان و سایر افراد در هنگام کارشان انجام می شود؛ از جمله شرکت در جلسات، کنفرانس ها و نمایشگاهها.

Sara.Sh:
business trip

peymanhajavi
May 23rd, 2009, 05:15 AM
درود بر شما

یک ترجمه ی مناسب برای جمله ی زیر لطفا!

اگرچه خدمات X و Y دارای اغلب کاربر درنظر گرفته می شوند

با سپاس فراوان

Countdown
May 23rd, 2009, 05:45 AM
Though X and Y are considered to be high (or more)-user services

baheri
May 23rd, 2009, 09:56 AM
از دوستان کسی ترجمه مکانیک ضربه رو میدونه؟
Impact of Mechanicدرسته؟

countdown:
Actually IMPACT MECHANICS

peymanhajavi
May 23rd, 2009, 03:10 PM
Though X and Y are considered to be high (or more)-user services


سلام جناب countdown

اگر به جای X و Y این دو کلمه باشه ترجمه تغییری می کنه؟ (من رو ببخشید باید از همون ابتدا جمله رو کامل می نوشتم.)

اگر چه خدمات گردشگری و هتل دارای اغلب کاربر در نظر گرفته می شود،

تبیان
May 24th, 2009, 12:00 AM
درود بر شما Sara.Sh

سپاسگزارم به خاطر پاسختون ولی اگر جمله این باشه:

گردشگری تجاری، سفرها و بازدید هایی که توسط کارمندان و سایر افراد در هنگام کارشان انجام می شود؛ از جمله شرکت در جلسات، کنفرانس ها و نمایشگاهها.

آیا باز Commercial Tourism می تونه گزینه ی مناسبی باشه؟؟؟



سلام

فکر میکنم پرسیدن لغات به صورت منفرد گاهی فرد را به اشتباه و راهنمایی غلط وا میدارد. کاری که دوست عزیزمان Sara برای شما انجام داد و وقتی شما جمله را به صورت کامل نوشتید آنوقت ایشان صحیح ترین مورد را به شما راهنمایی کرد. مثلا وقتی میگوییم مکانیک سیالات چه میشود امری بدیهی است که یک اصطلاح بیشتر ندارد. ولی وقتی بگوییم "سود" چه میشود باید توجه کرد که باید مشخص شود چه سودی؟ سود از فروش؟ سود سرمایه؟ سود بانکی؟ و...
اگر دوستان لطف کنند و عبارتی که میخواهند بپرسند در خود جمله بنویسند بهتر راهنمایی میشوند.

peymanhajavi
May 25th, 2009, 11:56 PM
1. برای عبارت " در زمینه ی " معادل مناسب چی می تونه باشه؟ depending in sentences; but u can use "in the area of" in the field of

2. ترجمه ی کلمه هتلداری؟؟؟ hotel industry
hotel-keeping

3. برای عبارت "دربست کردن هواپیما" Chartering درسته؟ یا واژه ی دیگه هست؟؟؟ Yes-definitely

4. برای سوال قبلیم، ترجمه ی این جمله: اگرچه خدمات X و Y دارای اغلب کاربر درنظر گرفته می شوند جناب Countdown این جمله رو گفتند:

Though X and Y are considered to be high (or more)-user services

آیا ترجمه ای که ایشون (جناب آقای countdown) فرمودند، با اضافه کردن کلمات گردشگری و هتل به جای x و y آیا هنوز هم ترجمه می تونه همین باشه؟؟؟ بله

مرسی

arash_ak
May 26th, 2009, 04:45 AM
بچه ها ترجمه شرکت راه وساختمان رو میخواستم.
مثلا:
آقای XX در شرکت YY که یک شرکت راه وساختمان هست کار میکنه.
ممنون

Countdown
May 26th, 2009, 04:52 AM
بچه ها ترجمه شرکت راه وساختمان رو میخواستم.
مثلا:
آقای XX در شرکت YY که یک شرکت راه وساختمان هست کار میکنه.
ممنون

Mr. Arash_ak has been working in the YY road and building Co. for a year.

arash_ak
May 26th, 2009, 06:04 AM
Mr. Arash_ak has been working in the YY road and building Co. for a year.

ممنون از جوابتون. ولی میدونید فرق construction company و road and building Co چیه؟ اصلا فرقی دارن؟

Countdown
May 27th, 2009, 01:04 AM
HI


Actually , both are corerct; I ahve seen them named their componies in both fasion; but "construction" sounds more professional than building
Also, be careful that there is no need always to name such companies like that; there are a lot as belows , and you can mimc their way of calling:
like:

Elegance Co.
Road and construction

YY Inc.
Bridge and Highways

Hope , I could have axplained them to make it more clear

تبیان
May 27th, 2009, 03:28 AM
بچه ها ترجمه شرکت راه وساختمان رو میخواستم.
مثلا:
آقای XX در شرکت YY که یک شرکت راه وساختمان هست کار میکنه.
ممنون


معمولا Construction Company هست. یعنی شرکت ساختمانی که راه سازی هم میتونه یکی از موضوعات شرکتش باشه.

Mr. XX works for Farzi Construction Co

peymanhajavi
May 27th, 2009, 05:09 PM
سلام دوستان

برای عبارت رفت و آمد کنندگان واژه ی Commuters مناسبه یا نه؟

کسی می دونه مشاعات چی میشه؟ :-\ حدس من عبارت common areas ؛ ؟ :-\ ؟ نظر شما؟

برای کلمه ی ساختمانی معادل structural درسته؟

معادل واژه اهداف آمارگیری عبارت Actuary Purposes میتونه درست باشه یا نه؟

خیلی ممنون میشم اگه دوستان یه کوچولو زودتر پاسخ بدند (جسارت من رو ببخشید) 8)

peymanhajavi
May 28th, 2009, 12:10 AM
شمالگان منطقه ایست واقع در داخل مدار قطب شمال که به عنوان یک مقصد گردشگری توسعه نیافته است و در حال حاضر اغلب توسط دانشمندان و دانشجویان مورد بازدید قرار می گیرد.

Arctic is a region, situated inside of the south pole zone which has been as an undeveloped tourism destinations and nowadays it has been visiting by Scientis and students very often.

این ترجمه انگلیسی برای اون جمله ی فارسی مناسبه؟

تبیان
May 29th, 2009, 01:50 AM
HI


Actually , both are corerct; I ahve seen them named their componies in both fasion; but "construction" sounds more professional than building
Also, be careful that there is no need always to name such companies like that; there are a lot as belows , and you can mimc their way of calling:
like:

Elegance Co.
Road and construction

YY Inc.
Bridge and Highways

Hope , I could have axplained them to make it more clear


کاملا درست است. Construction Company یک اصطلاح عمومی و کلی است. اما در موارد فوق شرکتهای نامبرده دقیقا Field کاری که در ان تخصص دارند را مشخص کرده اند.

تبیان
May 29th, 2009, 01:59 AM
Commute بیشتر برای کسانی استفاده میشود که معمولا بین خانه و محل کار به طور مرتب رفت و آمد میکنند. منظور شما همین است یا خیر؟
Common Areas یا Common parts

منظورتان از ساختمانی دقیقا چیست؟ ساختمانی که در ان زندگی میکنیم؟ امور ساختمانی؟ شرکت ساختمانی؟

برای مورد آخر من Purposes of Census یا Census Objectives را پیشنهاد میکنم.

تبیان
May 29th, 2009, 02:03 AM
شمالگان منطقه ایست واقع در داخل مدار قطب شمال که به عنوان یک مقصد گردشگری توسعه نیافته است و در حال حاضر اغلب توسط دانشمندان و دانشجویان مورد بازدید قرار می گیرد.

Arctic is a region, situated inside of the south pole zone which has been as an undeveloped tourism destinations and nowadays it has been visiting by Scientis and students very often.

این ترجمه انگلیسی برای اون جمله ی فارسی مناسبه؟


این هم پیشنهاد من

Aectic is a region inside the South Pole where is recognized as an undeveloped tourism destination. Presently, the region is mostly visited by scientists and studens

arash_ak
May 29th, 2009, 04:03 AM
ممنون میشم اگر بهترین ترجمه برای جمله زیر ارائه کنید :
فلانی موقعیت مناسبی در یک شرکت معتبر دارد.
. XX has a proper(suitable,appropriate...) position( condition...) in a creditable(?) company.

RaminR
May 29th, 2009, 09:22 AM
شمالگان منطقه ایست واقع در داخل مدار قطب شمال که به عنوان یک مقصد گردشگری توسعه نیافته است و در حال حاضر اغلب توسط دانشمندان و دانشجویان مورد بازدید قرار می گیرد.

Arctic is a region, situated inside of the south pole zone which has been as an undeveloped tourism destinations and nowadays it has been visiting by Scientis and students very often.

این ترجمه انگلیسی برای اون جمله ی فارسی مناسبه؟



Tebian's translation is mainly correct. However, there are some minor mistakes: 1) at the beginning of the sentence it should be "The Arctic",
2) Also, you should use "North Pole" instead of the "South Pole",
3) In addition, we don't say "where is recognized"! "which is recognized" should be used instead.
4) "tourist destination" is more common than "tourism destination"
So the correct sentence is:

"The Arctic is a region inside the North Pole which is recognized as an underdeveloped tourist destination. Presently, the region is mostly visited by scientists and students.

Countdown
May 29th, 2009, 09:45 AM
also we dont have " have been visiting" and in case of using a passive present perfect you should use : have been visited
for where" we also can use as long as we add another word in it:
.........pole zone a/the place/region where is
.....

تبیان
May 31st, 2009, 04:22 AM
ممنون میشم اگر بهترین ترجمه برای جمله زیر ارائه کنید :
فلانی موقعیت مناسبی در یک شرکت معتبر دارد.
. XX has a proper(suitable,appropriate...) position( condition...) in a creditable(?) company.

Mr/Ms ------ holds a good position in an accredited company

memol27
June 28th, 2009, 04:29 PM
مي خواستم ببينم ترجمه ناظرين فني چي ميشه. يك دوره اي از آموزش ناظرين فني تجهيزات پزشكي رو شركت كردم و تو آزمونش قبول شدم. چه جوري ميتونم اين رو تو CV ام بنويسم. راستش خودم هيچ ايده اي ندارم :(

Robin
June 28th, 2009, 04:58 PM
مي خواستم ببينم ترجمه ناظرين فني چي ميشه. يك دوره اي از آموزش ناظرين فني تجهيزات پزشكي رو شركت كردم و تو آزمونش قبول شدم. چه جوري ميتونم اين رو تو CV ام بنويسم. راستش خودم هيچ ايده اي ندارم :(


technical overseer or technical supervisor

james
June 29th, 2009, 05:37 AM
ترجمه "نقص مدارک"رو می خواستم هرچی فکر میکنم یادم نمیاد.
مثلا : نقص های(کمبود های) مدارک شما: ... و ... هست.
راستی یک برنامه دیکشنری فارسی به انگلیسی خوب برای کامپیوتر سراغ دارین؟
ممنون میشم کمکم کنید.

kourosh
June 29th, 2009, 09:01 AM
ترجمه "نقص مدارک"رو می خواستم هرچی فکر میکنم یادم نمیاد.

try Document Deficiency or Missing Documents

green_34
June 29th, 2009, 10:20 PM
سلام
ترجمه عدد 15.02 چي مي شه؟
fifteen point o two
يا
fifteen point zero two
يا؟
ممنون

memol27
July 1st, 2009, 05:27 PM
میشه ببینید این رو درست نوشتم یا نه؟! اصلا مفهوم رو میروسونه؟!

certificated by Ministry of Health and Medical Education to supervise Exportations and Importations of medical equipments in iran.


Ministry of Health and Medical Education ترجمه وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکیه.

اگه خوب نگفتم، میخواستم بگم من از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی گواهینامه ناظرین فنی تجهیزات پزشکی در مورد نظارت بر وواردات و صادرات تجهیزات پزشکی رو گرفتم.
help me please

Countdown
July 2nd, 2009, 10:04 AM
Holding a supervision certificate, (issued) by the ministry of X, in import and export of medical instruments

Countdown
July 2nd, 2009, 10:11 AM
Both of them are correct-the first is informal

تبیان
July 5th, 2009, 05:21 AM
سلام
ترجمه عدد 15.02 چي مي شه؟
fifteen point o two
يا
fifteen point zero two
يا؟
ممنون


سلام.

همون اولی درسته.

تبیان
July 5th, 2009, 05:38 AM
میشه ببینید این رو درست نوشتم یا نه؟! اصلا مفهوم رو میروسونه؟!

certificated by Ministry of Health and Medical Education to supervise Exportations and Importations of medical equipments in iran.


Ministry of Health and Medical Education ترجمه وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکیه.

اگه خوب نگفتم، میخواستم بگم من از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی گواهینامه ناظرین فنی تجهیزات پزشکی در مورد نظارت بر وواردات و صادرات تجهیزات پزشکی رو گرفتم.
help me please



سلام. پیشنهاد من:

I have obtained Technical Inspector Certificate from IR. Iran Ministry of Health for supervising on and checking out Import and Export of Medical Equipment

safizamir
July 5th, 2009, 07:04 PM
بچه ها یه سوال: آدرس زیر رو چطوری بگیم:

خیابان گل 3، اولین فرعی سمت راست، پلاک 35

منظورم اون تیکه bold هستش. میشه به جای اون بگیم: خیابان گل 3/1 ؟

azim_utd
July 5th, 2009, 08:58 PM
بچه ها یه سوال: آدرس زیر رو چطوری بگیم:

خیابان گل 3، اولین فرعی سمت راست، پلاک 35

منظورم اون تیکه bold هستش. میشه به جای اون بگیم: خیابان گل 3/1 ؟





فرعی فکر کنم می شه: By lane

Sara.Sh
July 5th, 2009, 10:58 PM
بچه ها یه سوال: آدرس زیر رو چطوری بگیم:
خیابان گل 3، اولین فرعی سمت راست، پلاک 35
منظورم اون تیکه bold هستش. میشه به جای اون بگیم: خیابان گل 3/1 ؟


سلام تا جای که من اطلاع دارم به خیابان فرعی side street میگن.
اما در مورد سوال شما: اون خیابان فرعی اسم نداره؟

kourosh
July 5th, 2009, 11:49 PM
I prefer this one:
No 35, First Ext (Extension) of Gol 3rd St.

safizamir
July 6th, 2009, 12:17 AM
سلام تا جای که من اطلاع دارم به خیابان فرعی side street میگن.
اما در مورد سوال شما: اون خیابان فرعی اسم نداره؟


نه متاسفانه! البته با کدپستی پستچی پیدا می کنه ولی برا خودم سوال بود که این چی میشه. در ضمن از همه دوستانی که کمک کردن متشکرم.

safizamir
July 6th, 2009, 12:18 AM
I prefer this one:
No 35, First Ext (Extension) of Gol 3rd St.



سمت راست رو چیکار کنیم؟ بگیم first right extension ??

Sara.Sh
July 6th, 2009, 12:19 AM
نه متاسفانه! البته با کدپستی پستچی پیدا می کنه ولی برا خودم سوال بود که این چی میشه. در ضمن از همه دوستانی که کمک کردن متشکرم.


سلام
همون طور که گفتم تا جایی که من دیدم side street استفاده میکنند- اما برای دادن آدرس تا حالا به چنین موردی برنخوردم. یعنی من ندیدم این طوری آدرس بدن 8) تمامی خیابان ها شماره یا اسم داره !

Sara.Sh
July 6th, 2009, 12:20 AM
سمت راست رو چیکار کنیم؟ بگیم first right extension ??


extension برای خیابان استفاده نمیشه- اما برای داخلی تلفن میتونید ازش استفاده کنید ;)

kourosh
July 6th, 2009, 01:21 AM
extension برای خیابان استفاده نمیشه- اما برای داخلی تلفن میتونید ازش استفاده کنید ;)


البته سارا خانم در این فروم مقام مرجعیت دارند :)
درسته که استفاده اولیه Ext در شماره داخلی تلفنه ولی به معنی انشعاب از خیابان یا جاده اصلی هم هست و علت پیشنهاد من این بود که چند مورد این کلمه رو در آدرس حتی چند دانشگاه در امریکا دیدم می تونید سرچ کنید

Sara.Sh
July 6th, 2009, 01:24 AM
البته سارا خانم در این فروم مقام مرجعیت دارند :)
درسته که استفاده اولیه Ext در شماره داخلی تلفنه ولی به معنی انشعاب از خیابان یا جاده اصلی هم هست و علت پیشنهاد من این بود که چند مورد این کلمه رو در آدرس حتی چند دانشگاه در امریکا دیدم می تونید سرچ کنید


سلام
اختیار دارین :)
راستش من تا به حال ندیدم این طور استفاده بشه.


ex·ten·sion
n.
1. The act of extending or the condition of being extended.
2. The amount, degree, or range to which something extends or can extend: The wire has an extension of 50 feet.
3.
a. The act of straightening or extending a limb.
b. The position assumed by an extended limb.
4. Medicine The application of traction to a fractured or dislocated limb to restore the normal position.
5.
a. An addition that increases the area, influence, operation, or contents of something: an extension for the vacuum cleaner; built a new extension onto the hospital wing.
b. An additional telephone connected to a main line.
6.
a. An allowance of extra time, as for the repayment of a debt.
b. The period of this extra time: three months' extension on the loan.
7. The property of an object by which it occupies space.
8. A program in a university, college, or school that offers instruction, as by television or correspondence, to persons unable to attend at the usual time or in the usual place.
9. Logic The class of objects designated by a specific term or concept; denotation.
10. Mathematics A set that includes a given and similar set as a subset.
11. Computer Science A set of characters that follow a filename and are separated from it by a period, used to identify the kind of file: In most operating

zari
July 6th, 2009, 02:01 AM
لغت درست، همون side street هست.

sajjad e.
July 7th, 2009, 03:50 PM
سلام به همه
برای کلمهٔ vaguarityچه معنی‌ تو فارسی‌ پیشنهاد میکنی‌؟

Robin
July 7th, 2009, 04:01 PM
سلام به همه
برای کلمهٔ vaguarityچه معنی‌ تو فارسی‌ پیشنهاد میکنی‌؟


vaguarity؟؟؟ من این کلمه رو تو هیچ dictionary پیدا نمی کنم. کجا دیدین این کلمه رو؟؟

sajjad e.
July 7th, 2009, 04:16 PM
vaguarity؟؟؟ من این کلمه رو تو هیچ dictionary پیدا نمی کنم. کجا دیدین این کلمه رو؟؟


Not surprisingly, given the
vaguarities that surround this definition, hundreds of
different interpretations have evolved to operationalize
sustainability.

Robin
July 7th, 2009, 04:34 PM
Not surprisingly, given the
vaguarities that surround this definition, hundreds of
different interpretations have evolved to operationalize
sustainability.


من تقریبا مطمئنم که همچین کلمه ای وجود نداره. چون من تو چند تا dictionary گشتم و پیدا نکردم. من حدس می زنم نویسنده این متن منظورش vagueness بوده. به معنی ابهام . noun of vague. به متنی که ارسال کردین هم می خوره.

blackrose
July 7th, 2009, 04:42 PM
من تقریبا مطمئنم که همچین کلمه ای وجود نداره. چون من تو چند تا dictionary گشتم و پیدا نکردم. من حدس می زنم نویسنده این متن منظورش vagueness بوده. به معنی ابهام . noun of vague. به متنی که ارسال کردین هم می خوره.



Vague irregularities = Vaguarities

A new English word

http://www.macdailynews.com/index.php/weblog/comments/15300/

kourosh
July 7th, 2009, 04:48 PM
سلام به همه
برای کلمهٔ vaguarityچه معنی‌ تو فارسی‌ پیشنهاد میکنی‌؟



Ambiguity + vagueness = Vaguarity

ابهام، چند پهلو بودن کلام

Excuse my French! It’s just a guess,
if you don mind

sajjad e.
July 8th, 2009, 07:45 PM
سلام به همه عزیزان
یه بر یادم میاد یکی‌ از بچها لیستی از اسمهای سبزی ایرانی‌ رو به انگلیسی‌ اینجا گذشته بود، مثل جعفری، آویشن، ریهان، و ...
من دنبالش گشتم ولی‌ نتونستم پیدا کنم اگه کسی‌ لطف کنه رهنمأیم کنه ممنون میشم.

Robin
July 9th, 2009, 09:59 AM
سلام به همه عزیزان
یه بر یادم میاد یکی‌ از بچها لیستی از اسمهای سبزی ایرانی‌ رو به انگلیسی‌ اینجا گذشته بود، مثل جعفری، آویشن، ریهان، و ...
من دنبالش گشتم ولی‌ نتونستم پیدا کنم اگه کسی‌ لطف کنه رهنمأیم کنه ممنون میشم.


من اونهایی که بلدم رو می گم:

جعفری: parsley
آویشن: oregano
ریحان: Basil
ترخون:tarragon
تربچه:radish
تره فرنگی: leek
نعناع: mint

zari
July 9th, 2009, 12:41 PM
سلام به همه عزیزان
یه بر یادم میاد یکی‌ از بچها لیستی از اسمهای سبزی ایرانی‌ رو به انگلیسی‌ اینجا گذشته بود، مثل جعفری، آویشن، ریهان، و ...
من دنبالش گشتم ولی‌ نتونستم پیدا کنم اگه کسی‌ لطف کنه رهنمأیم کنه ممنون میشم.

شاید این به دردتون بخوره.

Cauliflower گل کلم
Broccoli کلم بروکلی
Cabbage کلم
Watercress شاهی
Lettuce کاهو
Spinach اسفناج
Celery کرفس
Artichoke کنگر فرنگی
Lima beans لوبیا سبز
Pea نخود فرنگی
Asparagus مارچوبه
Radish تربچه
Garden leek تره
Parsely جعفری
Basil ریحان
Mushroom قارچ

mohhhamad
July 23rd, 2009, 10:19 AM
سلام بچه ها من برای پروژم دارم یه سری قطعه به چین سفارش می دم.
اینها جواب نامه هامو دادن نمی فهمم چی میگند.
ممنون میشم کمکم کنید.این قسمتی از ایمل اوناهست:



1) The price above‐mentioned based on DDU (The goods shipped by DHL or UPS or FedEx)
2) Payment term: 50% T/T in advance when P.O. placed, the balance 50% T/T before the shipment
3) Lead‐time: 12 days after have your P.O. and deposit
4) The COA or SGS report will be attached with the goods

من هیچ کدوم از کلمه های مخفف بالا رو نمیفههمم یعنی چی

zari
July 23rd, 2009, 11:58 PM
سلام بچه ها من برای پروژم دارم یه سری قطعه به چین سفارش می دم.
اینها جواب نامه هامو دادن نمی فهمم چی میگند.
ممنون میشم کمکم کنید.این قسمتی از ایمل اوناهست:



1) The price above‐mentioned based on DDU (The goods shipped by DHL or UPS or FedEx)
2) Payment term: 50% T/T in advance when P.O. placed, the balance 50% T/T before the shipment
3) Lead‐time: 12 days after have your P.O. and deposit
4) The COA or SGS report will be attached with the goods

من هیچ کدوم از کلمه های مخفف بالا رو نمیفههمم یعنی چی

ِDDU به این معناست که فروشنده هزینه های پست و بیمه ی محصول رو عهده دار میشه (بجز مالیات)
DHL ،FeDex و UPS شرکتهای پستی بین المللی هستند.
P.O همون اداره پست هست.
SGS فکر کنم همون شرکت SGS سوئیس رو منظورشون باشه که یه شرکت سرتیفیکیت هست. COA رو نمیدونم ولی احتمالا شرکتی مشابه SGS باشه.

peymanhajavi
July 31st, 2009, 12:25 AM
سلام

کسی معنی دقیق این عبارت رو می دونه؟ Animal-Derived Products

معنی که واسه Derived بود و تو دیکشنری دیدم اشتقاقی بود؛ یه جورایی با دو تا کلمه ی قبل و بعدش جور در نمیاد!!!

مرسی

last1370
July 31st, 2009, 12:51 AM
سلام

کسی معنی دقیق این عبارت رو می دونه؟ Animal-Derived Products

معنی که واسه Derived بود و تو دیکشنری دیدم اشتقاقی بود؛ یه جورایی با دو تا کلمه ی قبل و بعدش جور در نمیاد!!!



سلام

فرآورده های حیوانی (محصولات مشتق شده از حیوانات)
برای مثال گروههای خاصی از گیاهخواران، مثلا Ethical/environmental vegetarians، علاوه بر محصولات خوردنی حیوانی مثل گوشت، تخم مرغ و...، سایر Animal-Derived Products مثل چرم، کرم و صابونهای ساخته شده از چربی حیوانات و... رو هم استفاده نمی کنند.

hoda-computer
August 4th, 2009, 04:14 PM
ترجمه ی این عبارت چیه؟

"به نقل از مضمون"

Countdown
August 4th, 2009, 05:16 PM
ترجمه ی این عبارت چیه؟

"به نقل از مضمون"

I think:
quoted by a denotation from

kourosh
August 8th, 2009, 07:59 PM
I think:
quoted by a denotation from



I prefer this one:
Paraphrasing,
Paraphrase: Write it in Your Own Words

Learn to borrow from a source without plagiarizing

mjf
August 10th, 2009, 11:20 AM
Tuition fees paid to date:None
يعني شهريه دانشگاه را روزانه نميتوانيم بدهيم يا معني ديگري دارد

zari
August 10th, 2009, 12:46 PM
Tuition fees paid to date:None
يعني شهريه دانشگاه را روزانه نميتوانيم بدهيم يا معني ديگري دارد

من مطمئن نیستم اما فکر میکنم به معنای شهریه ای باشه که تا کنون پرداخت شده
to date: تا کنون

biscuitpolo
August 10th, 2009, 12:48 PM
Tuition fees paid to date:None
يعني شهريه دانشگاه را روزانه نميتوانيم بدهيم يا معني ديگري دارد


شهریه ی پرداخت شده تا به حال : هیچی!

mohhhamad
August 10th, 2009, 07:16 PM
دوستان من تو فهم این متن مشکل دارم>

"Copper oxide and copper aluminium oxide thin
films were deposited on glass microscope slides by
pulsed magnetron sputtering from powder targets
in a rig specificallydesigne d for this technique
[18–24]. The copper oxide target was formed from
99% pure Cu2O powder (Alfa Aesar), whilst the
copper aluminium oxide target was formed from a
1:1 mole ratio mixture of 99% Cu2O powder and
99.99% Al2O3 powder (Alfa Aesar). For each
material, the average particle size was 50 mm.
The powder blends were made bymixing the
ARTICLE IN PRESS
222 E.M. Alkoy, P.J. Kelly / Vacuum 79 (2005) 221–230
appropriate quantities of Cu2O and Al2O3 powders
in a rotating drum for several hours. In both
cases, a charge of approximately60 g of powder
was evenlydistribut ed across the surface of a
copper backing plate on the magnetron to form a
target. The backing plate had been recessed to a
depth of 2mm to allow a reasonable target
thickness to be produced. The powder was lightly
tamped down to produce a uniform thickness and
surface to the target. No further processes were
involved in target production."
تو اینکه rig چیه واین که 60 گرم پودر رو چی کار کرده مشکل دارم.نمیفهممش.
منون میشم من رو تو درک این کمک کنید

arash
August 12th, 2009, 03:28 PM
به نظر میرسه rig فقط به یه دستگاه خاص اشاره داره، معنی: device for a particular purpose، که انگار ساختمان اون در رفرنسهایی که اشاره کرده توصیف شده.

در مورد اون پودر، در سطح یک صفحه مسی، که به اندازه 2میلیمتر خالی شده، پخش شده و بعد به ارامی متراکم شده (tamped) . این پودر ماده هدف شما برای magnetron sputtering رو تامین میکنه، لایه ها از روی این صفحه برداشته میشن و روی صفحه شیشه ای نشانده میشن.

Jupiter1
August 15th, 2009, 02:12 AM
دوستان من میخوام یک آدرس رو به انگلیسی بگم ممنونم اگر راهنمائی کنید :

انتهای بلوار X ، بعد از کوچه Y ، درب دوم ، منزل Z

متاسفانه این آدرس رو باید به همین شکل بگم چون کوچه هنوز اسم نداره...

ممنون
:)

Jupiter1
August 15th, 2009, 11:39 AM
دوستان من میخوام یک آدرس رو به انگلیسی بگم ممنونم اگر راهنمائی کنید :

انتهای بلوار X ، بعد از کوچه Y ، درب دوم ، منزل Z

متاسفانه این آدرس رو باید به همین شکل بگم چون کوچه هنوز اسم نداره...

ممنون

ckh
August 17th, 2009, 10:08 PM
سلام
ترجمه "ضمانتنامه بانکی" میشه bank endorsement یا bank statement یا ...؟
سپاس
چهارشنبه میرم سفارت اگه میشه یه کم زودتر دست یاری دراز کنین :-[

Pearson
August 17th, 2009, 10:30 PM
دوستان من میخوام یک آدرس رو به انگلیسی بگم ممنونم اگر راهنمائی کنید :
انتهای بلوار X ، بعد از کوچه Y ، درب دوم ، منزل Z
متاسفانه این آدرس رو باید به همین شکل بگم چون کوچه هنوز اسم نداره...
ممنون


Mr Z
2nd Door
After Y Alley
End of X Blv

متاسفانه کشوری که هنوز منازلش شماره پلاک نداره، پیشرفت رو ابتدا توی دستیابی به انرژی اتمی می دونه!

azim_utd
August 17th, 2009, 10:55 PM
سلام
ترجمه "ضمانتنامه بانکی" میشه bank endorsement یا bank statement یا ...؟
سپاس
چهارشنبه میرم سفارت اگه میشه یه کم زودتر دست یاری دراز کنین :-[

فکر می کنم endorsement واسه ضمانتنامه بهتر باشه، چون statement می شه اظهارنامه ی بانکی که معمولا" تو ایران می گن تمکن مالی... البته این کلمات رو نمی شه تحت الفظی ترجمه کرد چون حقوقی هستند...

zari
August 17th, 2009, 11:32 PM
سلام
ترجمه "ضمانتنامه بانکی" میشه bank endorsement یا bank statement یا ...؟
سپاس
چهارشنبه میرم سفارت اگه میشه یه کم زودتر دست یاری دراز کنین :-[

فکر نمیکنم هیچکدوم از اینها مناسب باشند. ضمانت نامه بانکی bank bond هست.

ckh
August 18th, 2009, 12:36 AM
فکر نمیکنم هیچکدوم از اینها مناسب باشند. ضمانت نامه بانکی bank bond هست.

ممنون زری و عظیم عزیز...درسته طبق لینک زیر bank bond اصطلاح رایج هست:
http://www.businessdictionary.com/definition/bond.html

ali_applyabroad
August 18th, 2009, 01:06 AM
ممنون زری و عظیم عزیز...درسته طبق لینک زیر bank bond اصطلاح رایج هست:
http://www.businessdictionary.com/definition/bond.html

ّبچه ها ببخشید Bank Bond خیلی کلی است و بیشتر برای قرارداد های مالی (مناقصه و تسهیلات و ...) استفاده می شود.

ولی معنی دقیق تر ضمانت نامه بانکی : Bank Surety Bond است ;)



http://www.businessdictionary.com/definition/surety-bond.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Surety_bond

raya100
August 24th, 2009, 03:09 PM
سلام
من ریز نمرات انگلیسمو ازدانشگاه گرفتم . رشتم کامپیوتره . درس کارآموزیو internship ترجمه کرده. درسته ؟

biscuitpolo
August 24th, 2009, 05:20 PM
سلام
من ریز نمرات انگلیسمو ازدانشگاه گرفتم . رشتم کامپیوتره . درس کارآموزیو internship ترجمه کرده. درسته ؟

بله .... دقیقاً درسته

mohhhamad
September 4th, 2009, 01:28 PM
-ترجمه این آدرس رو اینطوری بگم درسته من میخوام بگم مثلا جنب مسجد دانشگاه شریف
No 500.next sharif mosque.azadi avenue.Tehran iran.
کد پستی رو کجا باید بگم؟اولش آخرش؟مثلا کد پستیمون هم 15555 هست.ممنون میشم کمکم کنید

rm_cpu
September 4th, 2009, 02:41 PM
با تشكر از پاسختون. ببخشيد ميخوام ببينم از 20 چه نمره اي ميشه يعني نمرمو كه از 20 هست بر 5 تقسيم كنم و اون معياري كه از 4 ارائه كرديد رو در نظر بگيرو يا بر 2 تقسيم كنم و اون يكي معياري كه از 10 ارائه كرديد رو در نظر بگيرم چون با هم عددهاش فرق ميكنه مثلا" من معدلم 15 هست با روش اول( بر 5 تقسيم كنم ) ميشه 3 از 4 يعني upper second 2.8 - 3.0/4 GPA واز روش دوم (بر 2 تقسيم كنم) ميشه 5/7 كه ميشه first class 3.5/4 GPA 7.0/10 حالا كدومش درسته؟

(http://www.applyabroad.org/forum/index.php/board,35.0.html اينجا رو ببينيد)

بعد از تغییراتی که در سایت بوجود آمده لینک بالا کار نمیکنه ، اگه ممکنه یه نفر لینک رو update کنه.ممنون.

rm_cpu
September 4th, 2009, 03:29 PM
ممنون میشم اگر ترجمه جمله زیر بگید :
The specific requirements may be assessed as not fulfilled if
1. the average grade is in the lower third on the grading scale used (above pass level)

blackrose
September 6th, 2009, 09:31 PM
بعد از تغییراتی که در سایت بوجود آمده لینک بالا کار نمیکنه ، اگه ممکنه یه نفر لینک رو update کنه.ممنون.

http://applyabroad.org/forum/showthread.php?t=24&highlight=%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84+%D9%85%D8 %B9%D8%AF%D9%84

rm_cpu
September 14th, 2009, 02:09 AM
ترجمه ی "هم نیاز" چی میشه ؟ (هم خانواده ی پیش نیاز)

blackrose
September 14th, 2009, 03:15 AM
ترجمه ی "هم نیاز" چی میشه ؟ (هم خانواده ی پیش نیاز)

co-requisite

rm_cpu
September 17th, 2009, 10:27 PM
در قسمت معدل honours چه معنی ای میده ؟ مثلا :GPA 15 with honours

biscuitpolo
September 17th, 2009, 11:08 PM
در قسمت معدل honours چه معنی ای میده ؟ مثلا :GPA 15 with honours


Any good University in the UK will only accept you for a hons. course. All UK degrees, whether BSC or BA, are graded in the same way:



1 Hons (First Class with honours): The Best Level of Degree you can get from that Uni in that subject



2:1 Hons (Upper Second Class with honours): Very Good



2:2 Hons (Lower Second Class with honours): Good



3 (Ordinary Degree): Ordinary - notice the lack of hons!



عذر میخوام ولی مثل اینکه چپ چین و راست چین فروم هنوز مشکل داره... به هر حال همینه!

rm_cpu
September 17th, 2009, 11:48 PM
ممنون دوست عزیز از جوابت اما من یه ذره گیج شدم هم به خاطر چپ چین و راست چین هم خیلی خوابم میاد اما خواهشا کمک کنید ، ببینید من یه فرمی رو باید پر کنم که این گزینه های رو داره :
Average grade
Maximum grade possible
with Honours : yes/no
من که دانشگاه آزاد بودم no باید بزنم ؟؟؟
یه سئوال دیگه هم یادم رفت بپرسم Maximum grade possible حداکثر نمره ای هست که میشه گرفت (20) یا اینکه حداکثر معدلی هست که با احتساب ترم های باقیمانده برای کسانی که فعلا دانشجو هستند میشه محتمل شد (مثلا یه نفر الان معدلش 16.5 هست و ترم 7 هست ، و حساب میکنه اگه ترم 8 نمرات عالی بگیره معدلش 16.75 میشه).
خواهشن این رو جواب بدید چون خیلی حیاتیه

Some14Myself
September 20th, 2009, 04:27 PM
من برای اینکه تغییر رشته ای بودم ، یه سری واحد از بچه های لیسانس بهم دادن و نمره شون توی کارنامه ام هست ... توی recomm می خواستم بنویسم که مثلآ :

همچنین اون (یعنی من!) در 2 تا درس جبرانی X و Y که از undergraduate department گرفت scored outstandingly شد.

any idea dudes !!!

neda_1982
September 21st, 2009, 11:36 AM
از دوستان کسی می دونه مرخصی بدون احتساب یعنی چی؟

rm_cpu
September 21st, 2009, 08:56 PM
من معنی این چند تا اصطلاح رو می خواستم ،ببخشید اگه خیلی ممکنه ابتدایی به نظر برسه ، اگه این موضوع رو در جای نامناسب مطرح کردم لطفا منتقلش کنید ، اما من واقعا جایی دیگه پیدا نکردم ،لطف دوستان رو ایشاله جبران کنم .... (منبع این لغات در آخر اومده):
1-Declaration of value
2-a certified academic transcript confirming the examinations passed
3-detailed study programs(منظور ترجمه سر فصل دروس هست ؟)

منبع :
It is necessary to contact the Italian Diplomatic Representative in the country of residence and submit before the deadline (around the end of November) the request (MODELLO F) for pre-enrolment at our university. This is the list of documents to be enclosed compulsorily to the request

a) Bachelor diploma or a certificate issued by a competent office, translated into Italian and certified by the Italian diplomatic representative in the country where the educational system of the university issuing the diploma belongs to (for example: for a university with British educational system in Peruvian territory the Italian Diplomatic Representative of reference is the Italian Embassy/Consulate in London);

b) the “Declaration of value” (Dichiarazione di valore) issued by the Italian Diplomatic Representative as indicated in point a), related to the Bachelor degree;

c) a certified academic transcript confirming the examinations passed, issued directly by the university and duly confirmed by the Italian Diplomatic Representative. The Politecnico di Milano does NOT require a translation of certifications written in English, French or Spanish;

d) detailed study programs for each of the courses taken at the university to obtain the Bachelor degree/university qualification, on letterhead or stamped by the university where the student has achieved the degree. Politecnico di Milano DOES NOT require the translation of detailed study programs if written in English, French or Spanish.

JUDIABOT
September 23rd, 2009, 09:27 AM
fبچه ها ترجمه گرايش به انگليش چي ميشه.مثلا بخوام بگم مهندسي شيمي گرايش فرايند يا كنترل؟

JUDIABOT
September 23rd, 2009, 09:34 AM
يه سوال ديگه: سفارش كار گرفتن به انگليش چي ميشه؟

7aseman
September 23rd, 2009, 11:07 AM
سلام دوستان

ترجمه ؛دبير كميته؛ به انگليسي چي مي شه؟؟

با سپاس

biscuitpolo
September 23rd, 2009, 12:30 PM
سلام دوستان

ترجمه ؛دبير كميته؛ به انگليسي چي مي شه؟؟

با سپاس

committee secretary

mojedy
September 25th, 2009, 03:50 PM
من مدارکم دادم ترجمه .. پیش نویسشم چک کردم .. وقتی که رفتم تحویل گرفتم دیدم در صفحه ی در ترجمه ی دانشنامم Msها رو Mr زده(نمیدونم چرا ن من متوجه شدم و نه اونا) .. چون مدارکم دارالترجمه رفته بود و پلمپ شده بود ، حرف r رو لاک غلط گیر زدن و با ماشین تحریر s رو جاش تایپ کردن .. به نظرتون به مشکل بر میخورم؟ اونجا که گفتن مشکلی پیش نمیاد .. به نظرتون چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نگرانم .. نکنه مدارکم رجکت کنن

mm_yaki
September 25th, 2009, 04:25 PM
سلام

من كارشناسي ناپيوسته نرم افزار دانشگاه آزاد هستم. اگه بخوام براي مثلا 7 تا دانشگاه Apply كنم بايد از دانشگاه هاي خودم، 7 سري در مقطع فوق ديپلم و 7 سري در مقطع كارشناسي درخواست ريز نمرات بكنم؟ يعني نميشه يك سري بگيرم و بقيه كپي باشه ؟ و كپي رو برابر اصل كنم؟

دوم اينكه، اگر بايد اين كار رو بكنم، براي ترجمه، بايد فقط يك سري رو بدم دارالترجمه ، ترجمه كنه و مابقي رو كه به زبان فارسي هست رو خودم بايد تاييد دادگستري و وزارت خارجه بگيرم يا بايد اونا رو هم بدم دارالترجمه؟

در مورد اصل مدرك چطوريه؟ با توجه به اينكه اصل مدرك فقط 1 دونه هست؟


ممنون

orange
October 5th, 2009, 02:40 AM
یکی کمک کنه بگه ترجمه اینها چی میشه ممنون میشم :
طراحی قالبهای پرس press dies design
تولید مخصوص specific manufacturing
آمار و احتملات مهندسی
پلاستیسیته عملی و تغییر شکل فلزات metal foming.....?
کاربرد برق و الکترونیک این کاربرد چی میشه ؟! چیزی به نظرم نرسید application؟
کاربرد هیدرولیک و سیستمهای بادی به غیر از کاربردش بقیش میشه
hyderaulics and pneumatics systems
محاسبات عددی نمیدونم چی بنویسم!
البته حدس خودم برا بعضی هاشو گذاشتم اگر گزینه بهتری در نظر دارید بگید ممنون میشم برا بقیش هم لطف کنید بگید .مرسی.

تبیان
October 5th, 2009, 03:07 AM
یکی کمک کنه بگه ترجمه اینها چی میشه ممنون میشم :
طراحی قالبهای پرس press dies design
تولید مخصوص specific manufacturing
آمار و احتملات مهندسی
پلاستیسیته عملی و تغییر شکل فلزات metal foming.....?
کاربرد برق و الکترونیک این کاربرد چی میشه ؟! چیزی به نظرم نرسید application؟
کاربرد هیدرولیک و سیستمهای بادی به غیر از کاربردش بقیش میشه
hyderaulics and pneumatics systems
محاسبات عددی نمیدونم چی بنویسم!
البته حدس خودم برا بعضی هاشو گذاشتم اگر گزینه بهتری در نظر دارید بگید ممنون میشم برا بقیش هم لطف کنید بگید .مرسی.
به ترتیب
Press Die Design
دومی درسته
Engineering Statistics and Probability
Practical Plasticity and Metal Forming
Electronics and Electricity Application
آخرش یک Application بگذار
Numerical Comupations

orange
October 5th, 2009, 03:14 AM
به ترتیب
Press Die Design
دومی درسته
Engineering Statistics and Probability
Practical Plasticity and Metal Forming
Electronics and Electricity Application
آخرش یک Application بگذار
Numerical Comupations
یک دنیا تشکر .
فقط یک سوال دیگه یادم رفت بپرسم تکنولوژِی روشهای جوشکاری میشه
technology of welding ways.
پیشاپیش ممنونم.

تبیان
October 5th, 2009, 03:20 AM
یک دنیا تشکر .
فقط یک سوال دیگه یادم رفت بپرسم تکنولوژِی روشهای جوشکاری میشه
technology of welding ways.
پیشاپیش ممنونم.
به جای Ways از کلمه ،Methods یا Techniques استفاده کنید.

hashem.Zarafat
October 5th, 2009, 06:29 PM
بچه ها ترجمه گرايش به انگليش چي ميشه.مثلا بخوام بگم مهندسي شيمي گرايش فرايند يا كنترل؟

You can use "Specialization" or "major"' for that purpose.

ali_applyabroad
October 5th, 2009, 09:58 PM
بچه ها ترجمه گرايش به انگليش چي ميشه.مثلا بخوام بگم مهندسي شيمي گرايش فرايند يا كنترل؟

You can use "Specialization" or "major"' for that purpose.
گرایش : Major درسته و ترجمه مهندسی شیمی گرایش کنترل فرایند بصورت یک عبارت میشه :
Chemical Engineering Majoring Process Control

تبیان
October 6th, 2009, 01:38 AM
گرایش : Major درسته و ترجمه مهندسی شیمی گرایش کنترل فرایند بصورت یک عبارت میشه :
Chemical Engineering Majoring Process Control
بعد از Majoring از in هم استفاده کنید (Majoring in)

sajjad e.
October 7th, 2009, 06:21 PM
what is the differences between "negotiation" and "bargaining"? please answer based on technical viewpoint not just translating the word in persian.

thank u.

تبیان
October 8th, 2009, 03:24 AM
what is the differences between "negotiation" and "bargaining"? please answer based on technical viewpoint not just translating the word in persian.

thank u.
Bargaining means discussing about the conditions of an agreement, business contract, sale contract or something like these in order to get an advantage (for example discount or lower price) (چانه زنی)
Negotiation is high level discussions for reaching into an agreement.
In other words, you negotiate to enter into a contract, agreement, treaty etc. and then bargain for better advantages or creating better situation for yourself.
حالا فارسی
شما اول برای رسیدن به یک توافق، قرارداد، پیمان و امثالهم مذاکره میکنید. بعد که هدف اصلی (یعنی عقد قرارداد یا موافقت نامه) حاصل شد آنگاه شروع به چانه زنی میکنید که بتوانید شرایط مطلوب تری در آن قرارداد کلی که با مذاکره حاصل شده بدست بیاورید. به فرض، شما اول مذاکره میکنید تا طرف شما را به عنوان نماینده شرکت خودش در ایران بپذیرد (مثلا) بعد بحث Bargain پیش می آید که به فرض که حالا شما نماینده طرف شده اید شرایط سهل تری نسبت به دیگر نمایندگان شرکت در کشورهای دیگر به دست بیاورید.
اگر نتوانستم درست توضیح دهم به خاطر زبان الکن من است. بگویید تا قشنگ آن را بشکافم.

m0h3n
October 13th, 2009, 03:27 PM
سلام،

دوستان لطف می کنن نظر کارشناسانه خودشون رو در مورد ترجمه لغات زیر بدن یا اون دسته از دوستان که اینها رو دارالترجمه واسشون ترجمه کرده :

1. برنامه نویسی سیستمهای تجاری
2. ساختمان و زبان ماشین
3. نرم افزار عملی
4. اصول سرپرستی
5. آشنایی با سیستم عامل
6. مباحث ویژه
7. کارورزی
8. کارآفرینی
9. انديشه اسلامی

ممنون از دوستان

تبیان
October 14th, 2009, 02:59 AM
سلام،

دوستان لطف می کنن نظر کارشناسانه خودشون رو در مورد ترجمه لغات زیر بدن یا اون دسته از دوستان که اینها رو دارالترجمه واسشون ترجمه کرده :

1. برنامه نویسی سیستمهای تجاری
2. ساختمان و زبان ماشین
3. نرم افزار عملی
4. اصول سرپرستی
5. آشنایی با سیستم عامل
6. مباحث ویژه
7. کارورزی
8. کارآفرینی
9. انديشه اسلامی

ممنون از دوستان
Programming for Commercial Systems
Machine Language and Structure
Software (Practicum)
Supervision Principles
Introduction to Operating System
Topic Discussion (نام رشته قید میشود: سخت افزار یا نرم افزار)
Internship
Entrepreneurship
Islamic Knowledge

sheidakhareji
October 14th, 2009, 03:43 PM
سلام !
رشته مهندسی پزشکی چی ؟! کسی ترجمه واحدهاش رو داره !؟
من بردم ریز نمراتم رو ترجمه اما نمیدونم بر چه مبنایی چک کنم تا مطوئن شم درست هستن !

hashem.Zarafat
October 15th, 2009, 10:34 AM
what is the differences between "negotiation" and "bargaining"? please answer based on technical viewpoint not just translating the word in persian.

thank u.
= Bargaining means1 "چانه زدن، چانه زنی‌"
Negotiation means = "مذاکره کردن، بحث و گفتگو کرد"

example: "Bargaining power of customer" means the extent to which a customer have power to reduce the price of a product, service or a total amount of a contract..

قدرت چانه زنی‌ مشتری

Example: The negotiations with the company had reached a crucial stage means that
مذاکرت (یا بحث و گفتگو/گفتمان) با شرکت به مراحل تعیین کننده‌ای رسیده بود.