PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوالات در مورد ترجمه لغات را در این موضوع مطرح نمایید



صفحه ها : [1] 2 3 4 5 6 7 8

Yalda62
October 27th, 2007, 09:10 PM
[b]Pink Floyd : (http://www.applyabroad.org/forum/index.php?action=profile;u=1093) [b]دوستان عزیز از این تاپیک برای ترجمه لغات مورد نظر خود استفاده نمائید.

لطفاً برای ترجمه لغاتی که مربوط به مدارک تحصیلی و یا نام دروس مندرج در ریز نمرات است از تاپیک ویژه مشاوره به منظور ترجمه لغات مدارک تحصیلی و ریز نمرات در لینک زیر استفاده نمائید:
مشاوره به منظور ترجمه لغات مدارک تحصیلی و ریز نمرات (http://www.applyabroad.org/forum/index.php/topic,10999.0.html)

farhan:
براي جلوگيري از افزايش بي رويه صفحات، بعضي از جواب‌هايي كه دوستان داده‌بودند، با رنگ قرمز به زير سوالات اضافه گرديد.

سلام دوستان
1. عنوان پایان نامه من اینه: طراحی وپیاده سازی کارتابل دبیرخانه دانشگاه ...
کی می دونه "کارتابل" به انگلیسی چی می شه؟؟
2. تشویق نامه های دولتی ملی رو چطوری به معادل دقیق انگلیسی ترجمه کنم؟؟ مثلا این: "کارشناس نمونه کشوری در سال ... "

winterboy
October 28th, 2007, 10:24 AM
دوستان سلام
من يه سئوال در مورد معادل جند تا عبارت فارسي در انگليسي دارم
1-دبيرستان نمونه مردمي ما معادلي تو انگليش داره يا نه!
2- مدرسه هاي تيزهوشان چظور
Affiliated with/part of the National Organization for Development of Exceptional Talents (NODET)
3-پيش دانشگاهي خودمونو به چه اسمي بايد معرفي كنيم pre univesity!
بله
پيشاپيش مرسي از لطفتون.

mohammadreza
October 28th, 2007, 11:37 AM
سلام يلدا خانم
معني يه كارتابل ميشه خودش يعني : cartable

اگر خواستي ميتوني به اين سايت يه سر بزني، منبع من هم همين سايت بود:

http://forum.persiantools.com/showpost.php?p=1107128&postcount=1

شاد باشي

Yalda62
October 28th, 2007, 12:43 PM
ممنون از راهنماییتون.حد اقل ریشه این کلمه رو فهمیدم!! اما من اگه معادل انگلیسی شو بنویسم که می شه school bag !!! اگه بنویسم cartable هم که اصلا انگلیسی نیست، تازه من نمی دونم آیا به فرانسه هم مفهومی که ما تو فارسی ازش برداشت می کنیم رو داره یا نه :(
توضیح : کارتابل یک دبیر خونه (به عنوان مثال) یه چیزیه که شخص با استفاده ازش می تونه به نامه های فوری یا نامه های جدید یا ... (و نه همه امکانات یک نرم افزار دبیر خونه) دسترسی داشته باشه.
اگه نظر دیگه ای دارین ممنون میشم کمک کنید.

vahdat
October 28th, 2007, 01:44 PM
با توجه به توضیحت فکر کنم میتونی از portfolio بجای cartable استفاده کنی

Yalda62
November 2nd, 2007, 02:56 PM
لطفا معادل انگلیسی اینا رو هم بگین :
رییس هیئت مدیره
Chair of Board of Directors
جهاد خود کفایی نیروی زمینی ارتش !!!
I think you better mention it's abbreviation, something like BETAJA. OR Independency mobilization of the army ground force
شرکت برق ایران
You can tell "Tavanir Co.", and comment it's nationwide responsibility.
دفتر خدمات مشترکین تلفن همراه !!!
Probably: Mobile Telecommunications Services Office OR mobile phone customer service

karimpour
November 12th, 2007, 02:41 PM
سلام

معادل فارسی خدمت سربازی میشه obligation draft؟

Mandatory Draft OR Mandatory Military Service

Roger
November 13th, 2007, 07:15 PM
[b]Pink Floyd : (http://www.applyabroad.org/forum/index.php?action=profile;u=1093) [b]دوستان عزیز از این تاپیک برای ترجمه لغاتی که مربوط به مدارک تحصیلی و یا نام دروس مندرج در ریز نمرات استفاده نمایند.
همانطور که می دانید قبل از ترجمه مدارک بهتر است که جهت محکم کاری ریز نمرات خود را با توجه به آشنایی خود به رشته ترجمه کنیم تا از اشتباهان احتمالی دارالترجمه ها پیشگیری نماییم.
لطفاً برای ترجمه لغاتی که مربوط به این تاپیک نمی باشند از تاپیک ویژه ترجمه لغات در زیر گروه رفع اشکال در لینک زیر استفاده نمائید:
سوالات در مورد ترجمه لغات را در این موضوع مطرح نمایید (http://www.applyabroad.org/forum/index.php/topic,642.0.html)


واسه "دبیرستان نمونه دولتی" چه معادلی پیشنهاد می کنید؟

???

lili
November 26th, 2007, 09:40 AM
سلام،

كسي مي دونه ترجمه دقيق "حذف پزشكي" چيه؟

vahidtavakoli
November 26th, 2007, 02:25 PM
به نظرم Dropping a course due to medical reasons

Babak
November 26th, 2007, 11:54 PM
drop due to medical emergency

lili
December 8th, 2007, 09:53 AM
سلام،

منظور از Emphasis چيه؟ بعد از رشته مورد نظر و قبل از degree پرسيده؟ منظورش زمينه تحقيقاتيه؟

ufo
January 9th, 2008, 02:01 PM
یکی میشه منو کمک کنه:
میخوام بگم بعد از درخواست ها و پیگیری های دانشجویانن علاقه مندی مثه من (ارواح عمم!!) بعد از2 تا درس فلان و فلان با دکتر فلانی, همین استاد فلان درس هم ارائه کرد.
این درسته:
In reply to the demands of a group of interested B.Sc. students like me, after two courses of heat distribution with a tough but pleasant teacher, Dr. Olaghson presented xxx.

After Presenting course A and B, Dr X was convinced to teach course C in reply to our enthusiastic demands for it..

و یه چیز دیگه:
I had heard a lot from folani about folan chiz :
ترکیبه درستیه؟؟؟

I had heard a lot about Y from Z.
Merc!

Yalda62
February 3rd, 2008, 06:45 PM
بچه ها یه استادای دارم که US هست و واسه چند تا دانشگاه برام recommendation فرستاده..
حالا می خوام واسه چند جا دیگه هم ازش بخوام ولی این استاده فقط یه ترم تو دانشگامون بوده و خلاصه خیلی داره مرام می ذاره .. فکر کنم به زور منو حتی یادشه! واسه همین روم نمی شه بهش میل بزنم :D

می خواستم بدونم تو انگلیسی از این جمله های "خیلی شرمنده می کنید" و ... چی می شه؟ دارن اصلا؟؟ ;D

مرسی ;D

kavy
February 3rd, 2008, 07:19 PM
to do a favor for somebody یعنی لطف زیاد کردن مثلاً:
I would be thankful if you do me a favor and submit a letter for me

kh_mhs
February 3rd, 2008, 07:51 PM
You would like to look at this email I wrote and was successful


Dear Prf. X,
>>
>> As part of my application to the Friedrich Miescher Institute for
>> Biomedical Research, Basel - FMI, I kindly ask you to write a
>> recommendation. The recommendation template form is provided by FMI
>> faculty and is attached to this email. The letter would be return to the
>> following address preferably via email.
>>
>> XXXXX
>>
>> The application deadline is X. Thank you very much in
>> advance for your help.
>>
>> Kind regards,
>> Mohsen Khorshid

NNaser54
February 3rd, 2008, 08:07 PM
بخش عمده‌ي اين متن رو از اينترنت برداشتم:



Dear Dr. XXX,
Thank you for taking the time to to write on my behalf as I apply to graduate school. I know that recommendation letters take a great deal of time, energy, and effort, and I appreciate your support throughout this process. I was wondering if you would be so kind and let me ask you to write on my behalf for XXX more universities. Thank you for sharing in the process and writing on my behalf.

Sincerely,

XXXX

atash
March 2nd, 2008, 08:25 AM
سلام به همه
اگر كسي ميدونه لطف كنه اينا رو يه توضيحي بده : ???

Master of Science Degree - Thesis option
Master of Science Degree - Paper option
Master of Science Degree - Thesis proposal option
Doctor of Philosophy Degree
Master of Engineering
Master of Science Degree - Non-thesis option with paper
اصلا" چند نوع MASTER داريم ، چه فرقي با هم دارن؟ توي دكترا هم اينطوري؟ يعني چند نوع دكترا داريم يا اينا فقط براي فوقه؟اين post doctoral چيه؟
از راهنماييتون ممنون.

goodgirl
March 2nd, 2008, 09:27 AM
سلام

تا جايي كه من ميدونم بعضي كشورها گزينه هاي مختلفي براي تحصيلات تكميلي دارن... مثلا شما ميتونيد فوق ليسانس رو صرفا با گذروندن واحد بگذرونيد (taught based) يا با انجام تحقيق و پژوهش بگذرونيد (research based( ...

به نظر ميرسه توي اين دانشگاه براي فوق ليسانس گزينه هاي مختلفي داشته باشيد... thesis option يعني اينكه براي اتمام تحصيلاتتون بايد پايان نامه انجام بدين و ازش دفاع كنيد و يا گزينه paper كه احتمالا يه مقاله علمي- پژوهشي بايد توي ژورنالهاي معتبر بتونيد چاپ كنيد ... post doctoral هم يعني فوق دكترا...

atash
March 5th, 2008, 07:16 AM
خب حالا اگر ما توي هركدوم از MS ها درس بخونيم چه تفاوتي با بقيه داره؟
ارزش مدارك فرق ميكنه ؟ كدوم بهتره؟ با همش مي شه رفت مقطع بالاتر يا نه؟
لطفا" اگر مي شه يه توضيح كاملتر بديد من الان اينطوري ام ??? ??? ???
ممنون

goodgirl
March 5th, 2008, 08:49 PM
تا جايي كه من ميدونم فرقي از نظر اعتبار نداره... چون در مدل research اي هم اگه استاد لازم بدونه شما رو مجبور ميكنه كه واحدهايي كه در راستاي تحقيق لازم هستند رو بگذرونيد... و همه هدف تحصيلات تكميلي اينه كه شما بتونيد پژوهش بكنيد و به نتايج علمي برسيد...

هر كدوم يه سري خاصيتهاي خودشون رو دارن ديگه...مثلا فكر ميكنم احتمال ساپورت مالي براي مدل research‌اي بيشتر باشه... چون اينطوري ميتونيد كمك استادتون باشيد در يك پروژه... ولي شايد ( به نظر شخصي من فقط) براي MS مدل taught يه كوچولو بهتر باشه كه پايه تئوري آدم قويتر بشه ....

توي اين سايت ميتونيد اطلاعات بيشتري در مورد نظام آموزشي كشورهاي مختلف پيدا كنيد:
http://www.iranscholarship.net/

( سمت چپ، قسمت كتاب نظام ارزشيابي...)

شما دنبال دانشگاههاي استراليا هستيد؟

mehrdad1976
March 5th, 2008, 11:56 PM
بهترین راه برای فهمیدن میزان اعتبار مدرک هر یک از این انواع Master اینه که نگاه کنید پیش نیاز ورود به دوره دکترا در همون دانشگاه داشتن کدامیک از انواع Master های همون دانشگاه هست؟ برای مثال اگر با داشتن مدرک Master of Engineering همون دانشگاه نمی شه واسه دوره دکترا در همون دانشگاه اقدام کرد بدیهی است که به احتمال زیاد برای دوره دکترای دانشگاهای دیگه هم نمی شه اقدام کرد.

Yalda62
May 18th, 2008, 11:47 AM
بعد از N سال دوباره این تاپیکو بالا آوردم :D

Job Offer همسرم رو "مدیر کل فناوری اطلاعات اداره ..." می ده و مال منو "معاون کل فناوری اطلاعات همون اداره"
ترجمه 1 بهتره یا 2 یا گزینه ای بهتر از این دو تا می دونید؟؟؟

1) Head Manager of whatever برای اولی و Junior Manager of whatever برای دومی
2) Senior Manager of whatever برای اولی و همون Junior Manager of whatever برای دومی

و اصلا head manager یا senior manager به اندازه کافی مهم هستند؟؟؟!! هر چی باشه طرف مدیر کله برای خودش!

برای مدیر کل و معاون کل ، معادل های general director & vice president بهترن.

Mahin
May 20th, 2008, 02:12 AM
فوق ديپلم چي ميشه؟؟؟؟

Nice_Guy
May 20th, 2008, 02:40 AM
معادل فوق ديپلم فكر كنم Associate Degree باشه ولي مطمئن نيستم

Pink Floyd
May 20th, 2008, 11:13 AM
به نظر شما برای "مرخصی تحصیلی" استفاده از leave of absence مناسبه؟
بنظر من بار منفی داره
اگه معادلی به ذهنتون میرسه ممنون میشم

pegah57
May 20th, 2008, 12:04 PM
به نظر شما برای "مرخصی تحصیلی" استفاده از leave of absence مناسبه؟
بنظر من بار منفی داره
اگه معادلی به ذهنتون میرسه ممنون میشم


به نظرم Study Leave بهتره. اينجا رو ببين:
www.nyu.edu/students.guide/policies/leave_policy.pdf

aliqajar
May 20th, 2008, 12:44 PM
سلام
فكر كنم به جاي كارتابل بشه گفت Inbox

Sara.Sh
May 20th, 2008, 07:56 PM
به نظر شما برای "مرخصی تحصیلی" استفاده از leave of absence مناسبه؟
بنظر من بار منفی داره
اگه معادلی به ذهنتون میرسه ممنون میشم


Just to assure you. check these out ;)

http://www.policy.cornell.edu/vol7_1.cfm

http://policies.csusb.edu/student_leave_of_absence_policy.htm


http://louisville.edu/graduatecatalog/leave-of-absence

sandbad
May 24th, 2008, 07:24 PM
سلام
من این بخش رو افتتاح میکنم
این تاپیک باشه برا ترجمه
برای شروع این رو برای من ترجمه کنید:
"هیچی نشدم"

I CANT TO BE A GOOD MAN
I CANT REACH A GOOD LEVEL IN MY LIFE

اما یه نکته باید جمله رو گذشته معنا کنیم مثلا
i couldnt reach a good level in my life

sohrabrahmani
May 25th, 2008, 03:58 PM
میشه لطفا ترجمه این لغات رو بنویسید؟
-واحدهای عمومی
-واحدهای الزامی
-واحدهای اختیاری

در ضمن بنظر شما ذکر این نکات در ترجمه ضروریست؟ چون در ریز نمرات فارسی ذکر شده.

e_nazarian
May 25th, 2008, 04:46 PM
معادل فوق ديپلم فكر كنم Associate Degree باشه ولي مطمئن نيستم


associate درسته

Yalda62
May 31st, 2008, 08:03 AM
برای پر کردن DS ممنون می شم معادل انگلیسی اینا رو بگین:
1) نیروی زمینی ارتش
LAND ARMY
2) ستوان دوم
Second Lieutenant

sajjad e.
June 2nd, 2008, 02:56 AM
Can you help me....What dose ''دبیرستان نمونه دولتی'' mean?


Public School for Talented Children
And don't worry about the exact translation. It is due to lack of some concepts in one language and not in the target language.
Even if you take your certificate to Translation Offices they do no have an exact pattern to follow.
By the way, the other university degrees that you hold are more important for application than the high school diploma.

solani
June 24th, 2008, 10:25 AM
سلام
معادل انگلیسی مسئله مخصوص چی می شه؟
یه درس اختیاری که مثل پایان نامه است در واقع یه جور پایان نامه کوتاه که می تونه هم عملی هم به صورت ترجمه باشه

special /particular issue
special/ particular matter
special/ particular concern

و حتی چند معادل دیگه. بستگی به متن داره

davoudi
June 27th, 2008, 08:41 PM
ترجمه ی "گرایش" به انگلیسی چی میشه؟ مثلا

من دانشجوی مهندی عمران با گرایش سازه هستم.

من این طور ترجمه می کنم:

I am a student of civil engineering, majoring in structural engineering

نظر شما چیه؟

your translation is ok.
You can take advantage of the word BRANCH as well

Marique
July 9th, 2008, 10:12 AM
ميشه ترجمه اين ها رو ببنيند و چك كنيد درست نوشتم يا نه؟ مرسي
اوليش رو نميدونم چي بنويسم.

1- طراحی دستگاه آبمیوه گیری دستی با قابلیت جداسازی تفاله ، پوست و هسته برای مصارف خانگی
Design a home user product to squeezing the fruits in order to reach a pure juice fruit

2-طراحی مبلمان خانگی مدولار
Design a home furniture and made a prototype in order to be a modular sitting and use in different positions

sandbad
July 9th, 2008, 10:23 AM
سلام

بابا ایول اینا رو شما طراحی کرده اید

مورد دوم کاملا درسته

اما مورد اول بایستی قبل از فعل ING دار حرف اضافه به کار رود معنیشم هم درستتره یعنی:

Design a home user product for squeezing the fruits in order to reach a pure juice fruit

Marique
July 9th, 2008, 10:33 AM
[quote=sandbad ]
سلام

بابا ایول اینا رو شما طراحی کرده اید

مورد دوم کاملا درسته

اما مورد اول بایستی قبل از فعل ING دار حرف اضافه به کار رود معنیشم هم درستتره یعنی:

Design a home user product for squeezing the fruits in order to reach a pure juice fruit

[/quote

آره ;D دارم رزومه ام رو درست مي كنم. هر چي تو دوران دانشگاه كار كردم دارم مي نويسم ;)

مرسي از كمكت. فقط تو مورد اول اين قسمت رو نمي دونم چي بنويسم :با قابلیت جداسازی تفاله ، پوست و هسته برای مصارف خانگی
چي به نظرت مي رسه؟

بازم مرسي از جوابت

mahtabrad
July 9th, 2008, 10:35 AM
ببخشيد وكالت بلا عزل محضري چي مي شه؟ ;)
the notarial full power

sandbad
July 9th, 2008, 10:47 AM
به Marique :

فکر میکنم این بهتر باشه:

with scum , epicrap and stone separation capability

به mahtabrad :

the notarial full power

توصیه میکنم سی دی قفل شکسته نارسیس5.0 رو نصب کنید از وکیل الرعایا گرفته تا لغتی مثل سینه زنی توش هست

e_nazarian
July 9th, 2008, 11:03 AM
ميشه ترجمه اين ها رو ببنيند و چك كنيد درست نوشتم يا نه؟ مرسي
اوليش رو نميدونم چي بنويسم.

1- طراحی دستگاه آبمیوه گیری دستی با قابلیت جداسازی تفاله ، پوست و هسته برای مصارف خانگی
Design a home user product to squeezing the fruits in order to reach a pure juice fruit

2-طراحی مبلمان خانگی مدولار
Design a home furniture and made a prototype in order to be a modular sitting and use in different positions




1- design of a manual fruit juicer for home use, capable of seperating scum. skin and stone

2- اگه فارسيش اينقدر كوتاهه بايد انگليسيش هم همينطور باشه. يعني اگه در فارسي كلمه مدولار جا افتاده پس نيازي به توضيحش در زبان انگليسي نيست. لابد خارجي ها زودتر از ما معني اين كلمه رو درك كردن و بعد وارد زبان فارسي شده. مگر اينكه اين كلمه تو زبان انگليسي معني ديگه اي بده كه در اين صورت شما بايد معادل معني اين كلمه در زبان فارسي رو تو اصطلاحات تخصصي انگليسي پيدا كني. معمولا براي چيزايي كه قابليت جابجا شدن رو داشته باشن كلمه mobile رو استفاده ميكنن. البته اگه من منظور شما رو درست فهميده باشم.

Marique
July 9th, 2008, 11:41 AM
مرسي .ترجمه اولي خيلي خوب شد.
در مورد دوم حق با شماست.اما موضوع و كار من اين بوده:
طراحي مبلمان مدولار خانگي و ساخت يك نمونه از آن با قابليت نشستن در حالت مختلف.( مدولار هم منظور چند قطعه هستند كه با هم يك طرح رو تشكيل داده و با جابجا كردنشون ميشه حالت هاي مختلف براي نشستن ايجاد كرد)
به نظرتون اين عنواني كه انتخاب كردم اين مفهوم وكاركرد رو مي رسونه؟ (البته اين طرح ساخته شده)

Countdown
July 9th, 2008, 11:46 AM
سلام
ببخشید دارم جلو توپچی ترقه در میکنم اما فکر نمیکنید home user , ... رو کلمه بهتری براش دارند؟؟؟کلمه ای که جاش همین جاست:


appliance

sandbad
July 9th, 2008, 11:55 AM
سلام
ببخشید دارم جلو توپچی ترقه در میکنم اما فکر نمیکنید home user , ... رو کلمه بهتری براش دارند؟؟؟کلمه ای که جاش همین جاست:


appliance




سلام سیاوش جان شما حتما کتاب رضا امیرخانی رو خوندید (ببخشید دارم جلو توپچی ترقه در میکنم)

اما در مورد appliance کاملا حق با شماست من همین الان رفتم کتاب آکسفورد 2007 رو بررسی کردم این توش بود:

ap·pli·ance: a machine that is designed to do a particular thing in the home, such as preparing food, heating or cleaning:
electrical / household appliances
They sell a wide range of domestic appliances—washing machines, dishwashers and so on.

pouya4
July 27th, 2008, 01:44 AM
درود
منم تو یه کلمه ابتدایی گیر کردم :) هیئت تحریریه دانش آموزی

Can u use these?
Student editorial Committee
Student editorial board
OR those with "writing" instead of editorial
OR Student scribal Committee

hooman_teh
July 27th, 2008, 07:33 AM
با سلام خدمت همگي من براي يه دانشگاهي مي خوام apply كنم توي شرايطش اينو نوشته:
Applicants with a grade level equivalent to Second Class Lower Division, or lower, will not be considered for admission.
حالا به نظر شما اين Second Class Lower Division معادل چه معدلي تو ايران ميشه؟ممنون ميشم راهنمايي كنيد.

I. first class 3.5/4 GPA 7.0/10 70/100
II. upper second 2.8 - 3.0/4 GPA 6.5/10 65/100
II. lower second 2.2/4 GPA 6.0/10 60/100
III third or pass 2.0/4 GPA 5.0/10 50/100

hooman_teh
July 27th, 2008, 02:43 PM
با تشكر از پاسختون. ببخشيد ميخوام ببينم از 20 چه نمره اي ميشه يعني نمرمو كه از 20 هست بر 5 تقسيم كنم و اون معياري كه از 4 ارائه كرديد رو در نظر بگيرو يا بر 2 تقسيم كنم و اون يكي معياري كه از 10 ارائه كرديد رو در نظر بگيرم چون با هم عددهاش فرق ميكنه مثلا" من معدلم 15 هست با روش اول( بر 5 تقسيم كنم ) ميشه 3 از 4 يعني upper second 2.8 - 3.0/4 GPA واز روش دوم (بر 2 تقسيم كنم) ميشه 5/7 كه ميشه first class 3.5/4 GPA 7.0/10 حالا كدومش درسته؟

(http://www.applyabroad.org/forum/index.php/board,35.0.html اينجا رو ببينيد)

maryamgoli
July 31st, 2008, 07:11 PM
سلام دوستان
اگر كسي بخواد در CV ايش بگه كه در اردوي تيم ملي بوده( سوابق ورزشي) وليكن عضو تيم نبوده- فقط در تمرينات آمادگي شون بوده- چطور بايد بگه؟
ممنون هستم

بابی
August 2nd, 2008, 01:25 AM
سلام دوستان
اگر كسي بخواد در CV ايش بگه كه در اردوي تيم ملي بوده( سوابق ورزشي) وليكن عضو تيم نبوده- فقط در تمرينات آمادگي شون بوده- چطور بايد بگه؟
ممنون هستم

He/she took part in National Team Training Sessions; however, he/she was not an official member (of the team).

ta ta

sandbad
August 2nd, 2008, 01:32 AM
سلام دوستان
اگر كسي بخواد در CV ايش بگه كه در اردوي تيم ملي بوده( سوابق ورزشي) وليكن عضو تيم نبوده- فقط در تمرينات آمادگي شون بوده- چطور بايد بگه؟
ممنون هستم

He/she took part in National Team Training Sessions; however, he/she was not an official member (of the team).

ta ta


اگه به صورت ماضی نقلی بیاریم بهتر نیست؟

she/he has taken in training camps of national team

بابی
August 2nd, 2008, 01:38 AM
سلام دوستان
اگر كسي بخواد در CV ايش بگه كه در اردوي تيم ملي بوده( سوابق ورزشي) وليكن عضو تيم نبوده- فقط در تمرينات آمادگي شون بوده- چطور بايد بگه؟
ممنون هستم

He/she took part in National Team Training Sessions; however, he/she was not an official member (of the team).

ta ta


اگه به صورت ماضی نقلی بیاریم بهتر نیست؟

she/he has taken in training camps of national team

It depends on the time. If it happened some years ago and the effect of the action is lost or not important; then Past simple is ok. On the other hand, the agreement between two tenses of two clause should be taken into account.
Take care

niloofarhb
August 16th, 2008, 01:27 PM
سلام میشه اگه کسی می دونه کمکم کنه؟
برای نوشتن رتبه کنکور توی رزومه بهترین ترجمه انگلیسی چیه؟ Entrance exam?!
یه سوال ترجمه ای دیگه هم داشتم اونم اینه که "سازمان ملی استعدادهای درخشان" رو چی بنویسییم که مرسوم باشه و بشناسن و بعد چطوری بگیم توی رزومه که مثلا ما جزء تیزهوشان بودیم!
National Organization for Development of Exceptional Talents = NODET
بعد هم باید توی همون قسمت Education بنویسیم این دو تا رو دیگه نه؟
من تو بخش Education ، پیش دانشگاهی و دیپلم و راهنمایی را نیز نوشتم!

sandbad
August 16th, 2008, 01:53 PM
سلام میشه اگه کسی می دونه کمکم کنه؟
برای نوشتن رتبه کنکور توی رزومه بهترین ترجمه انگلیسی چیه؟ Entrance exam?!
یه سوال ترجمه ای دیگه هم داشتم اونم اینه که "سازمان ملی استعدادهای درخشان" رو چی بنویسییم که مرسوم باشه و بشناسن و بعد چطوری بگیم توی رزومه که مثلا ما جزء تیزهوشان بودیم! بعد هم باید توی همون قسمت Education بنویسیم این دو تا رو دیگه نه؟ بچه های سمپادی اگه می دونن کمک کنن . ممنون




سوال اولت رو خودت دادی.

برا سوال دومت باید بگم که تو قسمت تحصیلات رزومه وقتی مختصات لیسانس رو نوشتی زیرش این رو اضافه کن (مثل خودم):


Math-Physics Diploma: your school, your city, Under Supervision of
NODET(National Organization for Developing Exeptional Talent), Iran 1999-2002

این برا دبیرستانه میتونی این رو برا پیش دانشگاهی هم اضافه کنی (من توصیه میکنم چون هم براشون مهمه و هم سمپاد رو میشناسن):


Pre-University in Mathematics: your school, your city, Under Supervision of NODET
(National Organization for Developing Exeptional Talent), Iran 2002-2003

موفق باشی.

arman_1984
August 20th, 2008, 09:06 PM
سلام
یک استاد آمریکایی به رزومه من گر داده که منظورت از "BSc research " چیه؟ یعنی تو "undergraduate thesis" نوشتی؟
من منظورم "پایان نامه" بود. ولی از اونجایی که در پایان نامه لیسانس اکثر بچه ها (یا حداقل من) فقط یک تحقیق ساده از اینور و اونور داشتیم فکر نکنم بشه بهش تز گفت ! شما چی ترجمه کردین ؟

Partopala
August 20th, 2008, 09:55 PM
thesis

Countdown
August 20th, 2008, 10:03 PM
اشتباه نوشتید-چون به فارسی فکر کردید

اینها رو میتونید بنویسید:

Thesis
Undergraduate porject/thesis

lady_in_red
August 20th, 2008, 10:09 PM
فکر می کنم Senior Year Project یا Final Project مناسب باشند.
(از کلمه Thesis هم استفاده نشده...)

Countdown
August 20th, 2008, 10:20 PM
(از کلمه Thesis هم استفاده نشده...)


این دیگه ازون حرفهای با حال بود هاااااااااااااااا

m.hashemian
August 20th, 2008, 10:30 PM
شاید منظورش این بوده که ازت بپرسه آیا تو توی دوره لیسانس پروژه پاس کردی یا نه؟ آخه توی بعضی دانشگاههای آمریکا پروژه اجباری نیست، می تونی درس پروژه رو برنداری و پاس نکنی، اگر پاس نکنی لیسانس گرفتی، اما اگر پاس کنی Honored BSc میگیری. منظورش این نبوده؟

lady_in_red
August 20th, 2008, 10:52 PM
(از کلمه Thesis هم استفاده نشده...)


آقای آرمان،
اتفاقاً من خیلی در این رابطه تو لیست Course های دانشگاه های مختلف Search کردم و با نظر شما موافقم که بهتره به پروژه کارشناسی کلمه Thesis اطلاق نشه...
به هر حال، باحال یا غیر باحالشو نمی دونم، اما دو موردی که بهتون پیشنهاد کردم، نتیجه جستجوهام بود...

Partopala
August 20th, 2008, 11:08 PM
من پروسه اپلای را پشت سر گذاستم و همه جا هم thesis نوشتم . هیچ استادی نه ایراد گرفت و نه در درک موضوع دچار اشکال شد. شما هم به نظرم استفاده بفرمایید چون تا حالا جواب داده و هر کس برده راضی بوده و پس نیاورده

Countdown
August 20th, 2008, 11:08 PM
(از کلمه Thesis هم استفاده نشده...)


آقای آرمان،
اتفاقاً من خیلی در این رابطه تو لیست Course های دانشگاه های مختلف Search کردم و با نظر شما موافقم که بهتره به پروژه کارشناسی کلمه Thesis اطلاق نشه...
به هر حال، باحال یا غیر باحالشو نمی دونم، اما دو موردی که بهتون پیشنهاد کردم، نتیجه جستجوهام بود...

و رحمه الله-خوبید شما

پس این لینک رو ببینید:
http://www.google.com/search?hl=en&q=undergraduate+thesis&btnG=Google+Search

undergraduate thesis یک اصطلاح رایج و خیلی مناسبه-با رجووع به اون لینک میبینید که حتی یک سایت در موردش مطالبی داره و توضیحاتی داده-

http://www.sts.virginia.edu/stshome/tiki-index.php?page=Undergraduate+Thesis


اوه- حالشو ندارید ببینید:؟؟؟
ok, they say;


In the fourth or fifth year of study, undergraduate students in the School of Engineering and Applied Science at the University of Virginia undertake a research project called the undergraduate thesis. The undergraduate thesis project is designed to give students.

Mahin
August 20th, 2008, 11:12 PM
سر چه چیزای کوچکی بحث می کنید. خوب معلومه Bsc Thesis . کی گفته پروژه لیسانس یه تحقیق ساده است در حالی که خیلیا مقاله می دن ازش؟

Countdown
August 20th, 2008, 11:25 PM
سر چه چیزای کوچکی بحث می کنید. خوب معلومه Bsc Thesis . کی گفته پروژه لیسانس یه تحقیق ساده است در حالی که خیلیا مقاله می دن ازش؟


ای ول

اما بحث نیست- داریم رایزنی میکنیم- من که با مثال ساپورت کردم-

Pink Floyd
August 20th, 2008, 11:56 PM
درود
تا اساتید اهل فن حضور دارند منم سؤالم رو مطرح کنم:
یکی از دوستای من گفت که میخوای ریز نمرات ت رو بدی برای ترجمه بگو بجای General Mathematics که برای ریاضی عمومی مینویسیم حتماً برات calculus ترجمه کنه چون اونور همین نام هستش.
دوستان نظر بدهند ممنون میشم

sysbiosys
August 21st, 2008, 12:00 AM
درود
تا اساتید اهل فن حضور دارند منم سؤالم رو مطرح کنم:
یکی از دوستای من گفت که میخوای ریز نمرات ت رو بدی برای ترجمه بگو بجای General Mathematics که برای ریاضی عمومی مینویسیم حتماً برات calculus ترجمه کنه چون اونور همین نام هستش.
دوستان نظر بدهند ممنون میشم

من خیلی جاها دیدم که calculus به کار می برند.

Some14Myself
August 21st, 2008, 12:03 AM
درود
تا اساتید اهل فن حضور دارند منم سؤالم رو مطرح کنم:
یکی از دوستای من گفت که میخوای ریز نمرات ت رو بدی برای ترجمه بگو بجای General Mathematics که برای ریاضی عمومی مینویسیم حتماً برات calculus ترجمه کنه چون اونور همین نام هستش.
دوستان نظر بدهند ممنون میشم


من که بلا استثنا همه جا General Math دیدم ... شاید برای اینکه شما رشتتون ریاضی بوده calculus بهتر باشه ... ! ;)
calculus یه مایه هایی حساب ه ماست ... :D

Countdown
August 21st, 2008, 12:04 AM
درود
تا اساتید اهل فن حضور دارند منم سؤالم رو مطرح کنم:
یکی از دوستای من گفت که میخوای ریز نمرات ت رو بدی برای ترجمه بگو بجای General Mathematics که برای ریاضی عمومی مینویسیم حتماً برات calculus ترجمه کنه چون اونور همین نام هستش.
دوستان نظر بدهند ممنون میشم


همون cal درسته

هم دارالترجمه هم امیرکبیر همینو مینویسه

Some14Myself
August 21st, 2008, 12:08 AM
درود
تا اساتید اهل فن حضور دارند منم سؤالم رو مطرح کنم:
یکی از دوستای من گفت که میخوای ریز نمرات ت رو بدی برای ترجمه بگو بجای General Mathematics که برای ریاضی عمومی مینویسیم حتماً برات calculus ترجمه کنه چون اونور همین نام هستش.
دوستان نظر بدهند ممنون میشم


همون cal درسته

هم دارالترجمه هم امیرکبیر همینو مینویسه



تهران و شریف هم General Math می نویسن ...

vahid1982
August 21st, 2008, 12:11 AM
Thesis
Undergraduate porject/thesis

آرمان سخت نگیر یکی از همینا رو بنویس خوبه
منم دیدم همه thesis مینویسن

Pink Floyd
August 21st, 2008, 12:13 AM
درود
دوستان عزیز من رشته م ریاضی اگر ممکنه رشته رو هم درنظر بگیرید.
ممنونم

Mahin
August 21st, 2008, 12:31 AM
درود
دوستان عزیز من رشته م ریاضی اگر ممکنه رشته رو هم درنظر بگیرید.
ممنونم


من تو درسای دپارتمان ریاضی نگاه کردم. ظاهرا calculus باید بنویسی. چون اسم این درسا رو دیدم:
CALCULUS I
CALCULUS II
CALCULUS III
ایتا چون 3 تا هستند احتمالا همون ریاضی عمومی هستن. ولی درسایی که mathematics بودند مثل
TOPICS IN MATHEMATICS
INTRODUCTION TO DISCRETE MATHEMATICS

lady_in_red
August 21st, 2008, 12:41 AM
من به عنوان یه عضو تازه وارد Forum،
اولاً: نمی دونستم اینجا باید برای پستهامون دلیل و مدرک ارائه کنیم، یعنی اصلاً فکر نمی کردم فرض بر این باشه که "حرفت بی پایه و بی اساسه، مگر این که خلافشو ثابت کنی"...

بنابراین، اثبات:
1. عنوان این مقاله جالبه:
Statistical analysis of final year project marks in the computer engineering undergraduate program
مشخصات مقاله:
Chan, K.L.
Education, IEEE Transactions on
Volume 44, Issue 3, Aug 2001 Page(s):258 - 261
Digital Object Identifier 10.1109/13.940997

لینک: http://ieeexplore.ieee.org/Xplore/login.jsp?url=/iel5/13/20373/00940997.pdf?arnumber=940997

2. ECED 4902.03: Senior Year Project
لینک: http://registrar.dal.ca/calendar/class.php?subj=ECED&num=4902

3. ENVS 499 Senior Year Project [2-4]
لینک: http://las.alfred.edu/environmental_studies/ens_major.html

4. and the juniors do a project that leads to their senior year project.
لینک: http://bmec.wisc.edu/studentdesign.html
و ...

ثانیاً: فکر می کردم اینجا هستیم تا به همدیگه با نظراتمون کمک کنیم، و در نهایت اون کسی که کمکی خواسته خودشه که باید تصمیم گیری کنه و بهترین پیشنهاد رو انتخاب کنه، نه این که ما تحکم کنیم یا بخوایم براش نتیجه گیری کنیم...
من نظر خودم رو گفتم، بقیه دوستان هم همین طور، نمی گم بهترین پیشنهاد رو دادم، اما فکر کردم بهتره چیزی که می دونم رو با دیگران share کنم...
اگه به دیگران اجازه نظر دادن ندیم، آیا آقای آرمان می تونه بهتر تصمیم گیری کنه؟؟؟

Countdown
August 21st, 2008, 12:53 AM
To: lady-in-Red

فرمایش شما درست و ممنون بخاطر لینک ها- چون بحث جالبی رو یاد آوری میکنه-اونم واسه کسایی که پروژشون به اون مفهومی که خیلی از ماها میدونیم نیست:
اما آرمان منظورش پروژه فارغ التحصیلی هستش هاااااااااااااااااااا- درسته؟؟

بله- اینایی که شما آوردید پروژه های سال آخر و سوم . و ..........
میدونید که کیا اینها رو دارند؟؟؟
اینایی که شما نوشتید رو مثلا عمرانی ها دارن که چیزی بنام پروژه فارغ التحصیلی ندارند بلکه باید سه تا پروژه جدا در طول تحصیل بدند (سال 74-78 امیرکبیر)-مثل همین هایی که شما میگید- و فرمایش شما درست
حالا اگه منظور آرمان پروژه فارغ التحصیلی باشه-که هست- همون thesis درسته

aftab
August 21st, 2008, 01:19 AM
دانشگاه ما زده B.Sc Project
ریاضی عمومی هم calculus

mahyar287
August 21st, 2008, 01:37 AM
با سلام خدمت دوستان

اگه نظر منو بخوایین، پایان نامه میشه Dissertation,
و ریاضی عمومی هم میشه General Math

Countdown
August 21st, 2008, 01:39 AM
اگه نظر منو بخوایین، پایان نامه میشه Dissertation,



اره- اما بیشتر پایان نامه دکترا

Partopala
August 21st, 2008, 08:29 AM
به نظر من هم ریاضی عمومی calculus میشود. اما تو را به خدا این قدر روی چیزهای کوچک مته به خشخاش نگذارید. به سخت ترین مرحله اپلای که گرفتن توصیه نامه است نمیرسیدها

arman_1984
August 21st, 2008, 11:09 AM
ممنون از همه دوستانی که با جدیت و با دقت جواب دادن. جزاکم ا... خیرا.
اینم یک جمله جالب دیگه از این استاد :
We can't do a major in high school in the U.S. -- can you in Iran؟

من تویه CV نوشتم "highschool diploma, majoring in mathematics" . برام جالبه که اونا همچین چیزی نداشته باشن.البته در این مورد احساس می کنم که من درست نوشتم. ضمن اینکه دیگرانی هم هستن که همینو نوشتن. ولی می خواستم مطمئن بشم ؟!

Countdown
August 21st, 2008, 11:21 AM
ممنون از همه دوستانی که با جدیت و با دقت جواب دادن. جزاکم ا... خیرا.
اینم یک جمله جالب دیگه از این استاد :
We can't do a major in high school in the U.S. -- can you in Iran؟

من تویه CV نوشتم "highschool diploma, majoring in mathematics" . برام جالبه که اونا همچین چیزی نداشته باشن.البته در این مورد احساس می کنم که من درست نوشتم. ضمن اینکه دیگرانی هم هستن که همینو نوشتن. ولی می خواستم مطمئن بشم ؟!


major به رشته تحصیلی در آموزش دانشگاهی اطلاق میشه

asman
August 21st, 2008, 11:23 AM
ممنون از همه دوستانی که با جدیت و با دقت جواب دادن. جزاکم ا... خیرا.
اینم یک جمله جالب دیگه از این استاد :
We can't do a major in high school in the U.S. -- can you in Iran؟

من تویه CV نوشتم "highschool diploma, majoring in mathematics" . برام جالبه که اونا همچین چیزی نداشته باشن.البته در این مورد احساس می کنم که من درست نوشتم. ضمن اینکه دیگرانی هم هستن که همینو نوشتن. ولی می خواستم مطمئن بشم ؟!


من فکر می کنم این بهتر باشه:
Mathematics and Physics Discipline

Some14Myself
September 3rd, 2008, 11:57 AM
عدم سوء پیشینه به انگلیسی چی می شه ؟ کسایی که گرفتن روش رو خوندن که چی نوشته ؟

فکر می کنم Police Clearance Certificate

tina2677
September 8th, 2008, 12:33 PM
من هم همين سوال رادارم:ترجمه واحدهاي اجباري،اختياري وعمومي چي ميشه؟آيا mandatory,voluntary,General درسته؟

Countdown
September 8th, 2008, 12:38 PM
فکر کنم اجباری و اختیاری اینطوری باشه:

Compulsory و Optional

Some14Myself
September 8th, 2008, 01:07 PM
فکر کنم اجباری و اختیاری اینطوری باشه:

Compulsory و Optional

بله ... دقیقآ همینطوریه ! ...

sajjad e.
September 14th, 2008, 08:19 PM
,such a stupid questions,please do not laugh me.anyway
what dose ''roz be roz'' means in english?
day to day?
daily?
or any thing alse

day-to-day
the day-to-day chores of a housewife
daily
Both are , for sure, correct

sajjad e.
September 15th, 2008, 01:37 AM
thnk you for last help.
what dose ''amozesh e heine khedmat'' means in english?

''khedmat'' not military service

اگه یه چی با ترجمه تحت الفظی میخوای من نمیدونم و تاحالا هم ندیدم
اما اگه واسه رزومه میخوای و دنبال یک کلمه واسه اون هستی اینه که اینجا میگم-این سوال خودم هم بود و اینطوری نوشتم-که احتمالا درست هم هست
Training
مثلا
Training Course
Training Workshop
این کلمه در کنار معانی دیگش بطور تلویحی بیانگر همچین آموزش هایی هست

Pink Floyd
September 15th, 2008, 04:27 PM
درود
دوستان فرق no more و no longer و anymore در معنی چیه؟

هیچ فرقی ندارند ولی در ساختار مورد استفاده میدونید که کاربردشون فرق دارند

SBR
September 19th, 2008, 02:16 PM
سلام دوستان

من دارم یه کتاب ترجمه میکنم در مورد نیروگاه. چون رشتم مهندسی برقه ، تو قسمت مکانیکش (توربین بخار) برای ترجمه بعضی لغات به مشکل برخوردم Roll Eyes
لطفا از دوستان مکانیکی اگه کسی ترجمه مصطلح فارسی این لغات رو میدونه بگه:

turbine trip oil system

governing oil systems

Limit switches

مرسی

darya_s
September 21st, 2008, 10:21 PM
من در مورد چند تا لغت سوال داشتم:
1- سفره های آب زیرزمینی
Aquifer

2- به این تندیسهای وسط میدانها یا توی دانشگاهها که مثلا از افراد معروف هست چی میگن؟ Monument یا statue یا sculpture
sculpture

3- چریک، عملیات چریکی، جنگهای پارتیزانی، جنگهای نامنظم
چریک اگه مخالف باشه رو می گن Worrier املاشو مطمئن نیستم
OR
partisan (Noun and Adjective)

4- در عوض (مثلا: من معدلم خوب نیست، اما در عوض نمره زیان خوبی دارم) بجز however یا although کلمه دیگه ای هم هست؟
در عوض Although بهتر از however هست
OR
Rather------------------------------> I dont hold a good GPA, rather a good score of English

5- قسط همون payment میشه؟ چون payment خیلی کلیه.
قسط اگه ماهانه باشه Monthly payment می گن
OR
Installment

ممنون

maanfered
September 23rd, 2008, 03:22 AM
سلام
منم فکر می کنم Aquifer در متون تخصصی بیشتر رایج هست.
و البته سوالی هم داشتم.من دارم متن تخصصی راجع به Large Diameter Wells ترجمه می کردم.
به مشکلی برخوردم.کلمه Abstraction در متن به مفهوم دبی بکار برده شده؟؟!!! :o
آیا برداشت من صحیح بوده یا خیر؟
مثلا::abstraction rate
یا این جمله:

The transmissivity of 26 (m^2/d) is consistent with the low permeability of certain hard rock aquifer and the abstraction rate of 691 m^3/d for 135 minutes is a good yield from such a low transmissivity aquifer

abstraction اینجا بمعنی "برداشتن-خارج کردن و جدا کردن ...) حالا اگه واحدی مثل واحد های دبی رو داره مثلا mm3/hr و ... که داره میتونه معنی دبی رو بده
اما دقت کنید این برداشت رو با دبی بیان کرده

blackrose
September 23rd, 2008, 11:55 PM
سلام
چندتا مشکل ترجمه به انگلیسی دارم. ممنون میشم اگه یکی یکی کمک کنه
1- معادل انگلیسی "بلکه" چی میشه؟ اگه ممکنه با مثال
2- بخایم این جمله رو به انگلیسی بگیم ؟؟؟
آمیهود این آزمون را در بورس نیویورک انجام داد... پدرسون هم همین آزمون را در بورس انگلیس انجام داد اما ...
3- برا واژه "به صورتیکه" یا "به نحویکه" چه معادلی رو پیشنهاد می کنید. به عنوان مثال
ما این مدل را برای بازار نرمالیزه کردیم به صورتیکه دو طرف معادله با هم برابر گردد

Countdown
September 24th, 2008, 12:14 AM
1- rather
You are a pain, rather a help!!!!

2- . Amihood conducted this experiment in New York's stock exchange. Pethersoon,also, did the same in the UK's stock, but

3- so as to +verb
so that+ clause
as

speak so that the baby doesn't wake up

We normalized this model/pattern so that the two sides of the euation become equal

blackrose
September 24th, 2008, 01:07 AM
ممنون از پاسختون ولی در مورد اول "بلکه" ؟
مثلا میشه به جای balke همونrather شمارو گذاشت؟
our results showed these two variables don't covary each other "balke" they have not any relation

قسمت دوم باید اینطور باشه: they do not have any relation یا they have no relation

blackrose
September 24th, 2008, 02:34 AM
سوالمو یه جور دیگه مطرح می کنم اگه امکانش هست اینو به انگلیسی ترجمه کنید
علی نه تنها به سارا علاقه نداره بلکه از اون متنفره.
(شاید تو مسائل عشقی بهتر جواب بده ;))

فکر می کنم این مناسبترین حالت بیان این جمله باشه.

Not only does he not like her, he hates her

JUDIABOT
September 26th, 2008, 01:38 PM
سلا م بچه ها
معنی همایش به english چی میشه و مثلا همایش مهندسی شیمی

Chemical engineering congress
Chemical Engineering symposium
Chemical Engineering conference

sajjad e.
September 27th, 2008, 05:39 PM
what dose ''cross-functional activity'' means in persian?
can you tell me other words which are included in same word family group, I mean ***-functional

تقریباً توی همه منابع فارسی ....-فانکشنال رو ...-کارکردی ترجمه میکنن... مثل cross-functional که میان کارکردی ترجمه اش میکنن توی همه متون ... من چون رشته کاری و تحقیقیم مدیریتیه این عبارت رو فقط تو متون مدیریتی دیدم و شخصاً پیشنهاد میکنم که اگر متنت مدیریتی یا بیزینسی هستش «میان رشته ای» یا «بین رشته ای» ترجمه اش کنی...

sajjad e.
September 28th, 2008, 10:09 PM
Hi
How do you translate this sentences in persian?
'' he raises the bar of business research and writing ...
.... ''

During the parageraph, the concept is positive, but I think the mentioned sentences has negetive concepts?
am I right?

Countdown
September 28th, 2008, 10:20 PM
سلام

بله شما درست حدس میزنید- بار منفی داره جمله

" او محدودیت های تحقیقات تجاری و نویسندگی رو بیشتر میکند.........."

MineliA
September 28th, 2008, 10:48 PM
یعنی:

"او موانع (بر سر راه) تحقیقات و نگارش تجاری را افزایش می دهد."

البته فکر کنم ... the bar to درست تر از the bar of باشه.

biscuitpolo
September 29th, 2008, 01:47 AM
'' he raises the bar of business research and writing ...
.... ''


raising the bar اصطلاحیه که معمولاً وقتی به کار میره که یه کسی بخواد یه چیزی رو الکی سختش کنه... چطور بگم؟ دیدی بعضی وقتا تو دانشگاه استاده یه امتحانی میگیره که همه میفتن؟ امتحان غلط نیست ولی الکی سخته... اونو میگن raising the bar ... با اینکه ترجمه countdown و MineliA هر دو تقریباً درسته ولی حق مطلب رو ادا نمیکنه... شاید این بهتر باشه... او تالیف و تحقیق در زمینه کسب و کار را دشوارتر ساخت! maybe!!!!

darya_s
September 29th, 2008, 11:40 PM
از همه دوستان ممنون برای جوابهاتون به سوالای قبلیم.
باز هم چند تا سوال: (به قسمت listening و writing که رسیدم، هی میام یه چیزی بگم یا بنویسم، میبینم اینجا لغتش رو بلد نیستم)
1- استعداد فقط talent هست؟
flair - gift -genius , ... (از تزاروس واسه پیدا کردن مترادف ها استفاده کنین - نرم افزار word هم داره این دیکشنری رو)
2- دامنه کوه؟ مثلا بگیم تهران در دامنه کوههای البرز واقع شده
Tehran is a big city at the foot of the Alborz mountain range
3- دریای بیکران
immense sea
4- هواپیمای ترابری، قطار باری اینها
rieght train & airliner (هواپیمای مسافربری و قطار حمل کالا) -
5- پوشش گیاهی
6- فعل برای وقتی میخواهیم بگیم موج به ساحل میرسد یا برخورد میکند یا حتی موج روی ساحل میلغزد؟
a powerful wave struck (past of strike) the shore

فعلا اینها
خیلی ممنون

blackrose
September 30th, 2008, 04:29 PM
سلام
میشه این جمله رو به انگلیسی ترجمه کنید
من در آن چهار سال اغلب مطالعه می کردم.
توضیح: فرض کنید که مطالعه کردن امری است که ممکنه الان هم انجام بشه (عدم تناسب used to با مفهوم جمله).

Sara.Sh
September 30th, 2008, 10:30 PM
نمیدونم چرا انقدر همه چیز رو پیچیده میکنید.

جمله این دوست عزیز: من در آن چهار سال اغلب مطالعه می کردم

میتونید بگین: during those four years, I studied often

blackrose
September 30th, 2008, 11:15 PM
سلام
ممنون از توضیحات دوستان
منظور من از عدم تناسب used to با مفهوم جمله این بوده که با توجه به اینکه used to رو زمانی به کار می بریم که یه کاری در گذشته انجام می شده ولی الان انجام نمیشه یعنی اگه بگیم I used to study on those 4 years یعنی من تو اون چهار سال (به فرض اینکه قبلا راجع به اون 4 سال صحبت شده) کاری رو انجام می دادم که الان دیگه اونو انجام نمی دم درصورتیکه نمی خوایم این منظور القا بشه که الان من مطالعه نمی کنم(پس جمع اضداد نیست) برای واضحتر شدن مفهوم جمله، فکر کنید یکی ازتون بپرسه شما تو اون چهار سال دانشجویی بیشتر چکار می کردید؟
حالا برا اینکه جمع اضداد هم نباشه فرض کنید که شما برا یه مدتی تو یه جایی کار می کردید (الان دیگه اونجا کار نمی کنید) که اغلب کاراشون قاچاق بوده. حالا یکی ازتون بپرسه همکاراتون اونجا چکار می کردند و شما بخوایید بگید اونا اغلب قاچاق می کردند. (اینجا دیگه جمع اضداد نیست چرا که ممکنه بازم قاچاق کنند که شما اطلاع ندارید).
حالا لطفا "اونا اغلب قاچاق می کردند" رو به انگلیسی بگید (smuggle=قاچاق کردن)
در ضمن:
چرا کسی به Past continuous اشاره نکرده یعنی نمیشه Past continuous باشه؟
چرا کسی کلمه often را استفاده نکرده؟
on those 4 years غلطه؟؟؟؟

blackrose
September 30th, 2008, 11:43 PM
to sara:
یعنی واقعا جمله ماضی نقلیه؟ (ولی اگه همین جمله شما رو بخوایم دوباره به فارسی برگردونیم معنیش یه چیز دیگه میشه)
میشه توضیح بدید که چرا ماضی استمراری نیست؟
در ضمن به جای on حتما باید از during استفاده کرد یا میشه از in هم استفاده کرد؟؟؟؟
ممنون

Sara.Sh
October 1st, 2008, 12:40 AM
یه نگاهی به موارد استفاده از گذشته استمراری در انگلیسی بندازید شاید مشکل حل شه.

1. عملی در گذشته توسط عمل دوم interrupt شده.
I was watching TV when she called.

2. وقتی عملی در زمان معینی در گذشته انجام میشده
Last night at 6 PM, I was eating dinner.

3. چند عمل در گذشته به صورت پارالل انجام میشدند
I was studying while he was making dinner.

4. عملی که در گذشته تکرار میشده و همراه با بار منفی ست. چیزی شبیه used to با این تفاوت که used to لزوما" Negative emotion نداره.
She was always coming to class late.

جمله شما هیچ کدوم از موارد بالا نیست. من قبلا" هم گفتم که لزوما" زمان ها در دو زبان متفاوت با هم همپوشانی صد درصد ندارند.
http://www.applyabroad.org/forum/index.php/topic,6023.msg88551.html#msg88551

during در جمله بالا کاملا" مفهوم در طی اون 4 سال رو پوشش میده

امیدوارم کمکتون کرده باشه

Countdown
October 1st, 2008, 02:35 AM
to dear Sara:

نه -ما چیزی رو پیچیده نکردیم- بنظر من جمله ایشون ترجمه ساده ای بر اساس used to داره- چون تداعی کاری رو بطور مستمر و عادت داره-چون ایشون نمیگه "مطالعه کردم" ایشون میگه "مطالعه می کردم"- اینجا گمانه زنی ها ایجاد شد که ایشون در ادامه میگند اون کار رو فرض کنید الان هم انجام میشه-و ممنونم که شما هم اعتقاد دارید ماضی نقلی اینجا وجود نداره در مثال رز سیاه
و اما رز سیاه عزیز:
شما میگید چون ممکنه اونها قاچاق کنند و ما خبر نداریم پس جمع اضداد نیست-خب پس منم میگم این جمله رو ترجمه کنید:

من اون هفته به دانشگاه خواهم رفت- (در نظر داشته باشید که ممکنه هفته قبل هم من رفته باشم ولی کسی خبر نداشته) :D

اما سوال شما در مورد گذشته استمراری : این مثال رو ببینید:
I used to swim when I was young
خب- عملی که در گذشته در یک بازه زمانی انجام شده و تمام شده (با تداعی تکرار و عادت بطور گاه و بیگاه نه الزاما انجام یک عمل بطور پیوسته)
اما
I was swimming when the phone rang
وقتی تلفن زنگ زد من در حال شنا کردن بودم
(با تداعی انجام مستمر بدون وقفه)
که سارا در موارد دیگه هم توضیح خوبی دادند

Sara.Sh
October 1st, 2008, 02:50 AM
خواهش می کنم مهدی جان :)

اضافه کنم که used to+ verb در مواردی استفاده میشه که اون عمل در گذشته به صورت عادت یا تکرار انجام میشه اما در زمان حال دیگه این طور نیست.


the past the present

He used to watch a lot of TV.---------- Now he doesn't watch much TV.
They used to be married.-------------------------------- Now they are divorced.
There used to be a cinema here. ------- Now there is a supermarket here.
I didn't use to go swimming.--------------------------Now I go swimming

Countdown
October 1st, 2008, 04:07 AM
به رز سیاه:

کتاب english Grammar in use:
Page 36
UNIT 18:

..................something happened regularly in the past but no longer happens

حالا اگه دیگه اشکالی هست باید بهMurphy گرفت :D

see also:
http://www.englishgrammarsecrets.com/usedto/menu.php


Used to do

We use 'used to' for something that happened regularly in the past but no longer happens.

I used to smoke a packet a day but I stopped two years ago.
Ben used to travel a lot in his job but now, since his promotion, he doesn't.
I used to drive to work but now I take the bus.
We also use it for something that was true but no longer is.

There used to be a cinema in the town but now there isn't.
She used to have really long hair but she's had it all cut off.
I didn't use to like him but now I do.

Sara.Sh
October 1st, 2008, 07:01 AM
اضافه کنم که

To be+ used to+ verb+ ing
I am used to smoking
I am used to living abroad.( I have previous experience living abroad, so it's not difficult for me.)

برای عملی استفاده میشه که انجام آن normal باشد و آشنایی شما رو با اون شرایط خاص نشون بده. استفاده از gerund ( فعل+ ing ) الزامیست.

اما همون طور که اشاره شد used to + verb در مواردی استفاده میشه که اون عمل در گذشته به صورت عادت یا تکرار انجام میشه اما در زمان حال دیگه این طور نیست.

Used to + verb
I used to smoke

استفاده از مصدر بدون to در این مورد الزامیست

Countdown
October 1st, 2008, 05:08 PM
or

you could have this:

memeber of the scientific society of the .........department


like that of
memebr of scientific society of ME

blackrose
October 1st, 2008, 06:02 PM
Advise me.
Please see these two examples:
- We are not used to this teacher.
- Don't smoke so mach or else you will get used to it.
Here the role of "used to" is different from our previous discussion and means "accustomed" in role of an adjective.
I am right, aren't I?

saheb
October 1st, 2008, 06:10 PM
the only difference is that
we use get in passiev words in spoken informal languge
the second one is an informal
teh formal version of it is:
u will be used to

Countdown
October 1st, 2008, 06:17 PM
Advise me.
Please see these two examples:
- We are not used to this teacher.
- Don't smoke so mach or else you will get used to it.
Here the role of "used to" is different from our previous discussion and means "accustomed" in role of an adjective.
I am right, aren't I?



صد در صد

to be/ get used to + ing/noun
کاربرد دیگه ای داره به معنی عادت کردن/داشتن (در زمان های مختلف گذشته حال اینده ماضی نقلی بعید اینده کامل و ...) به چیزی یا انجام کاری
مثلا وقتی که شما در یک خانه پر سر و صدا زندگی میکنید ولی الان به اون سر و صدا عادت کرده اید

بله
used to که قبلا بحث شد به انجام کاری مداوم در گذشته دلالت داشت که دیگه تموم شده رفته پی کارش

shahrouz
October 1st, 2008, 06:23 PM
درود
دوستان عزيز كسي عبارت مصطلح براي "نگارخانه"در زبان انگليسي رو مي دونه؟ يكي از دوستان من كه كارشناسي ارشد عكاسي مي خونه مي خواد سابقه كارهاشو در نگارخانه هاي مختلف بياره. اصولا گالري = نگارخانه؟
اره -همون gallery شک نکن

blackrose
October 12th, 2008, 01:48 AM
سلام

ما تو فارسی از لغت "اتفاقا" زمانی استفاده می کنیم که بخوایم حرف مخاطبمونو نفی کنیم و یه عبارتی مخالف اونو بگیم. تو انگلیسی چطور ازش استفاده می کینم.
مثلا یکی بگه علی آدم خشنیه و ما بخوایم بگیم نه اتفاقا اون خیلی هم مهربونه.
on the contrary

یه لغت دیگه :
معادل دقیق intertemporal چی می تونه باشه؟
چيزي كه در طول زمان (با گذشت زمان) اتفاق مي افته.

sajjad e.
October 28th, 2008, 12:38 AM
hi guys
what dose "bossy bosses" means in Persian+
what is your translation or interpretation over it?

رییس های ریاست زده

sajjad e.
October 28th, 2008, 03:32 PM
thank you guys
the other word, is "unevenness" like unevenness result in schedule
what s your idea?

نابرابری
ناهمدیسی
جوراجوری

peymanhajavi
October 29th, 2008, 10:34 PM
بچه ها کسی می دونه ترجمه ی درست این عبارت چی می شه؟

ضد عرق دست؟؟؟

من خودم این به ذهنم رسید: "hand's perspiration Obviation"

ممنون

مثلا" لوسیون ضد تعرق برای دست= antiperspirant hand lotion

sajjad e.
October 30th, 2008, 12:16 AM
Dear Enginers
Doyou know which word i should use for "GHALEB" (it is persian word) in casting?

Frame or .....

اگه ریخته گری هستش mold و یا casting میتونی بگی
اگه قالب پرس- کشش عمیق - برش - فورج یا همون آهنگری و ................باشه die باید بگی

peymanhajavi
October 30th, 2008, 01:53 AM
نظرتون در مورد این عبارت چیه؟ palm’s Antiperspirant system درسته؟
اگه درست نیست، بی زحمت با این لغات، درستشو بفرمایین!
فارسیش اینه: "سیستم ضد عرق کف دست"

سپاسگزارم

فکر میکنم palm antiperspirant system مناسب تر باشه

peymanhajavi
October 30th, 2008, 02:38 AM
واقعا شرمنده ام یه هو شونصدتا سوال می پرسم :-[

برای کلمه ی بازدهی به نظر شما revenue صحیح است؟

مثلا واسه این جمله : بازدهی کاربر (انسان :D) در کار با این وسیله افزایش می یابد. (ممنون می شم ترجمه ی این جمله رو بنویسین)

صمیمانه از شما سپاسگزارم

BAZDEHI = Productivity
The productivity of human operator or human work force or human labor is increasing

peymanhajavi
October 30th, 2008, 03:15 AM
BAZDEHI = Productivity
The productivity of human operator or human work force or human labor is increasing


this system increase operator revenue in work with tools
1. اصلا این جمله درسته؟ اگه آره، بازم اصرار هست که productivity جایگزین revenue بشه؟
2. طرز صحیح این جمله؟؟؟؟ بخصوص عبارت بازدهی کاربر؟؟؟

ممنون از دوستان

sajjad e.
October 30th, 2008, 03:24 AM
this system increase operator revenue in work with tools
1. اصلا این جمله درسته؟ اگه آره، بازم اصرار هست که productivity جایگزین revenue بشه؟
2. طرز صحیح این جمله؟؟؟؟ بخصوص عبارت بازدهی کاربر؟؟؟

ممنون از دوستان

the revenue, mostly, means income or let's say its application is more often in accounting text. with respect to your sentences productivity is best choice

the suggestion for sentences: this system will be increased operator productivity through the work by implying this tools or approaches.

Sara.Sh
October 30th, 2008, 09:00 AM
this system increase operator revenue in work with tools
1. اصلا این جمله درسته؟ اگه آره، بازم اصرار هست که productivity جایگزین revenue بشه؟
2. طرز صحیح این جمله؟؟؟؟ بخصوص عبارت بازدهی کاربر؟؟؟
ممنون از دوستان


سلام
من فکر میکنم performance یا efficiency مناسب باشه.
this system increases users' (or user) performance/ efficiency by implementing the tools

Some14Myself
October 30th, 2008, 10:19 AM
سلام
من فکر میکنم performance یا efficiency مناسب باشه.
this system increases users' (or user) performance/ efficiency by implementing the tools


در تایید صحبت سجاد منم با سارا موافقم ...
توی این جمله اگه operator یه ماشینه : performance
اگه به قول سارا user که آدمه : efficiency
اما در مورد revenue معنیش بیشتر مثل درآمده ... البته با salary , income و اینا فرق داره ... revenue بیشتر معنی درآمدهای شرکتی رو می ده .. درآمد عملیاتی که شرکت و کارخونه به عنوان عایدی حاصل از سرمایه گذاری و بازدهی کاراش دریافت می کنه ... من تا حالا نشنیدم توی متون تخصصی ما (فاینانسی ها) برای اشخاص حقیقی revenue بگن ... !

Sara.Sh
October 30th, 2008, 11:17 AM
اضافه کنم که Performance برای انسان هم استفاده میشه

they criticized his performance as mayor
experience generally improves performance
و ...

sajjad e.
October 30th, 2008, 08:14 PM
در تایید صحبت سجاد منم با سارا موافقم ...
توی این جمله اگه operator یه ماشینه : performance
اگه به قول سارا user که آدمه : efficiency
اما در مورد revenue معنیش بیشتر مثل درآمده ... البته با salary , income و اینا فرق داره ... revenue بیشتر معنی درآمدهای شرکتی رو می ده .. درآمد عملیاتی که شرکت و کارخونه به عنوان عایدی حاصل از سرمایه گذاری و بازدهی کاراش دریافت می کنه ... من تا حالا نشنیدم توی متون تخصصی ما (فاینانسی ها) برای اشخاص حقیقی revenue بگن ... !


it is ok, but I wanna remention that while productivity is the amount of output produced relative to the amount of resources that go into the production, efficiency is the value of output in terms of the cost of inputs used

maanfered
October 31st, 2008, 10:38 PM
سلام.
کسی معنی
Improperly-posed Nature of the Problem می دونه؟
ممنون

به نظر من اگه بخوایم یه معنی عامیانه براش بگیم میشه گفت "غلط انداز"

sajjad e.
November 1st, 2008, 09:48 PM
سلام.
کسی معنی
Improperly-posed Nature of the Problem می دونه؟
ممنون

please put that word in the sentences, it can be very easy way to percive the exact concept of the word

maanfered
November 2nd, 2008, 10:43 AM
These parameters describe particular systems and
their values are an
a priori
requirement for the implementation
of simulation problems based on the Saint-Venant equations.
Given the values of these parameters, the governing equations
are generally “properly-posed” in a mathematical sense. However,
“improperly-posed” equations are normally rendered if
they are formulated to ascertain the values of the parameters

sajjad e.
November 2nd, 2008, 03:58 PM
These parameters describe particular systems and
their values are an
a priori
requirement for the implementation
of simulation problems based on the Saint-Venant equations.
Given the values of these parameters, the governing equations
are generally “properly-posed” in a mathematical sense. However,
“improperly-posed” equations are normally rendered if
they are formulated to ascertain the values of the parameters


I think "properly-posed" means that the simulation model ables to fit the real situation data, which maybe coming from quantitative data, into appropriate mathematical model. In the other perspective, properly-posed patterns are be tailored fit with real condition and real constraints of issue.

please inform me if this interpretation is wrong or right or.....

Thankk you

sajjad e.
November 2nd, 2008, 04:20 PM
The community's overarching needs are more jobs and better housing.

what dose "overarching" means here?

including or influencing every part of something:overarching

example
The crisis gave an overarching justification to the government's policy

omid_mandegar
November 4th, 2008, 02:37 PM
میشه این جمله رو به انگلیسی ترجمه کنید:(ممنون میشم اگه سریع جوابم رو بدید)

قرار دادی با وزارت نیروی ایران بسته ام که درباره سلول خورشیدی کار کنم. یا: قراره با وزارت نیروی ایران در مورد سلول خورشیدی کار کنم.

این درسته:
i am going to work for the iranian ??? ministration as well

I have conducted a contract with the ministry of ENERGY and about to launch research on solar cells

I have conducted a contract with the misitry of energy and am supposed to launch research on sola cells

منابع آگاه ministry of power هم گفتند اما شما همون energy رو بنویس

hamidreza-blue
November 4th, 2008, 07:47 PM
سلام
میخوام بگم برابری دلار نسبت به ریال......، اینجوری درسته؟
The correspondency between Rial and dollar is one over one-thoussand
و اینکه، تفاوت ساعت لندن با تهران چنده؟
what is The correspondency between tehran and London time zone?
تفاوت زمانی لندن با تهران منفی سه ساعته؟
london time zone is 3 hours behind tehran
or
london time zone is 3 hours backward tehran's one

The correspondence between the Rial and dollar is one to a thousand.

The time zone in London is three hours behind Tehran (or "behind that in Tehran").

hooman_teh
November 5th, 2008, 12:02 PM
Hi everybody, maybe my question is very funny but do not laugh at me, here is my question

in writing address for iranian addresses where should I locate my postal code? should I mention it seperately like this

No.35, Shahid Abbasi Alley, Shahid Ahmadi Ave, Tehran, Iran
Postal code: 1514897863

or should I write it in the below format

No.35, Shahid Abbasi Alley, Shahid Ahmadi Ave-1514897863- Tehran, Iran
I would be grateful if you help me

the first one is international standard for address writing wothin post parcels, so the first one is better than second

mohmad0014
November 5th, 2008, 03:26 PM
معنی جملات زیر را می خواستم
Dreaded cry
humanitarian crisis of catastrophic proportion
credit default swaps
go totally berserk and freak everybody out

maanfered
November 6th, 2008, 10:58 PM
سلام
these observation are likely to be cantaminated by 'noise' imparted by instrument or observer characteristics , and , as a practical matter , parameter identification techniques must be effective in the fact of a reasonable amount of noise with often unknown statistical properties

چه معنی میتونه داشته باشه؟
مرسی.

نویز سیگنال الکتریکی ناخواسته توی سیستم های الکترونیکیه و اینجا معنیش صدا نیست و خواص تصادفی داره

blackrose
November 8th, 2008, 07:50 PM
سلام دوستان

ممنون میشم اگه اینو برام ترجمه مفصل کنید (توضیح: جواب یه ایمیل یک صفحه ایه که استاد گرانقدر زحمت کشیدند با AT&T تو یه جمله جواب دادند ;D)

Just drop first month so that you can take a lag from t+1 onwards

Sent via BlackBerry by AT&T

peymanhajavi
November 26th, 2008, 03:21 AM
سلام دوستان

بهترین ترجمه برای این جمله " اگر من در ترم بهار در آنجا نباشم، همه اهدافم خراب می شود" چیه؟

من این خودم این به ذهنم اومد: if i couldn't be there in spring semster , All my goals will ruin

فکر کنم شرطی نوع دوم باشه!


ممنون میشم از دوستان هر کی جواب بده

Countdown
November 26th, 2008, 04:08 PM
سلام دوستان

بهترین ترجمه برای این جمله " اگر من در ترم بهار در آنجا نباشم، همه اهدافم خراب می شود" چیه؟

من این خودم این به ذهنم اومد: if i couldn't be there in spring semster , All my goals will ruin

فکر کنم شرطی نوع دوم باشه!


ممنون میشم از دوستان هر کی جواب بده




در زبان انگلیسی دوجا باید مواظب باشید گول نخورید تو این adverb clause ها:
دو جا هستند که تو فارسی تداعی آینده رو داره جمله ما-اما در انگلیسی با همون زمان حال باید بیان بشه: if and when
مثلا در فارسی:
اگر ویزا گرفتم ادامه تحصیل خواهم داد----------------->
زمان کلاز اول این جمله " اگه ویزا گرفتم" مشخصه که تداعی زمان حال رو نداره!!! حالا که نمیخواد ویزا بگیره طرف- مثلا 6 ماه بعد- بعد از کلیرنس :D تازه طرف ویزا میگیره- پس زمان اون مربوط به آیندست اما باید در انگلیسی کلاز رو با زمان حال بنویسی
If I take my visa
NOT If I will take my visa
برای when:
مثال:
وقتی رسیدی اینجا ناهار میخوریم
خب- طرف که هنوز نرسیده-بعدا میخواد برسه- مثلا تو راهه هنوز نرسیده- اما خب- تو انگلیسی با زمان حال این کلاز ساخته میهش-اگرچه تداعی اون تو فارسی زمان آینده هستشwhen you arrive here, we will eat luncg
NOT: when you will arrive here,........
بنابراین جواب سوال شما دیگه مشخصه:
If I am not there for the spring semester, all my goals will ruin

بهرحال جمله شما از نظر استراکچر با could صد در صد درسته-اممممممممممما معنی جمله فارسیت رو نمیده
شما تو این جمله داری با یک احتمال میگی:
اگه من نتونم (با تلویح یه نمه احتمال) اونجا باشم ..........نه " اگه من آنجا نباشم......."

YOURS

peymanhajavi
November 26th, 2008, 05:28 PM
سوال دیگری که ذهن مرا اینوالو :D خودش کرده اینه که آیا می توانم برای نشان دادن عمق _ _ فاجعه از واژه مقدس INDEED در آغاز جمله بهره مند شوم؟

As an adveb you could use it at the begining to stress more on a state.
INDEED can bring the stress on a VERB as it is an adverb

I was indeed happy to see you
or Indeed I was happy to see you

The second sentence shows more stress on your happiness

Sara.Sh
November 26th, 2008, 09:49 PM
سلام دوستان
بهترین ترجمه برای این جمله " اگر من در ترم بهار در آنجا نباشم، همه اهدافم خراب می شود" چیه؟
من این خودم این به ذهنم اومد: if i couldn't be there in spring semster , All my goals will ruin
فکر کنم شرطی نوع دوم باشه!
ممنون میشم از دوستان هر کی جواب بده


If I can't be there in the spring all of my goals (plans? hopes?) will be ruined.

milad.ra
November 27th, 2008, 12:05 AM
سلام دوستان

بهترین ترجمه برای این جمله " اگر من در ترم بهار در آنجا نباشم، همه اهدافم خراب می شود" چیه؟

من این خودم این به ذهنم اومد: if i couldn't be there in spring semster , All my goals will ruin

فکر کنم شرطی نوع دوم باشه!


ممنون میشم از دوستان هر کی جواب بده



سلام اولا کلا اگه بجای can't و don't و مشتقاتش از fail استفاده بشه بهتره. دوما با Sara.Sh موافقم که انتهای جمله باید مجهول باشه.

If I fail to be there in the spring, all of my dreams/desires will become/be ruined

Countdown
November 27th, 2008, 01:01 AM
ruin یک فعل هم intransitive و هم transitive هستش (لازم-متعدی) و نیازی نیست که مجهول استفاده بشه-یعنی مفعول نیاز نیست و خودش مستقیم می تونه به فاعل نیاز داشته باشه فقط
متاسفانه مثل خیلی جاها که ما تو فارسی میگیم:
ماشین متوقف شد
و خیلی ها اینطور ترجمه میکنند:
The car was stopped :o :o :o :o

چون گوووول کلمه "شد" رو میخورند و فکر میکنند فعل باید مجهول باشه در صورتیکه به سادگی فعل می تونه بطور "لازم" قضیه رو حل میکنه:
The car stopped
The rain stopped NOT the rain was stopped
ruin نیز همینطوره -و نیازی نیست بطور مجهول استفاده بشه- خودش هم بمعنی "خراب شدن" و هم "خراب کردن" می ده-
نمیخواید بگید که خراب شدن باید همیشه یصورت to be/to get ruined باشه؟؟؟!!!

milad.ra
November 27th, 2008, 01:23 AM
ruin یک فعل هم intransitive و هم transitive هستش (لازم-متعدی) و نیازی نیست که مجهول استفاده بشه-یعنی مفعول نیاز نیست و خودش مستقیم می تونه به فاعل نیاز داشته باشه فقط
متاسفانه مثل خیلی جاها که ما تو فارسی میگیم:
ماشین متوقف شد
و خیلی ها اینطور ترجمه میکنند:
The car was stopped :o :o :o :o

چون گوووول کلمه "شد" رو میخورند و فکر میکنند فعل باید مجهول باشه در صورتیکه به سادگی فعل می تونه بطور "لازم" قضیه رو حل میکنه:
The car stopped
The rain stopped NOT the rain was stopped
ruin نیز همینطوره -و نیازی نیست بطور مجهول استفاده بشه- خودش هم بمعنی "خراب شدن" و هم "خراب کردن" می ده-
نمیخواید بگید که خراب شدن باید همیشه یصورت to be/to get ruined باشه؟؟؟!!!


به خاطر گل روی شما دوباره به دیکشنری رجوع کردم و چند تا دیکشنری مثل LONGMAN Dic و ... رو چک کردم.
با شما در مورد stop موافقم که هم لازم و هم متعدی است. اما ruin و مشتقاتش مثل Destroy و Spoil همه فقط متعدی
هستند. به عنوان یه مثال روشنگر عینا دو جمله از مثالهای دیکشنری لانگمن رو میارم.

This illness has ruined my life.

His career would be ruined

همانطور که ملاحظه می شود جمله دوم که دقیقا مشابه جمله دوستمون هست به صورت مجهول آمده ولی در جمله اول
جون illness کننده کار است فعل غیر مجهول آمده.

جهت ارائه مثال بیشتر به دیکشنری رسمی کمبریج هم مراجعه کردم و دو مثال هم از آن میاورم.

Cheap imported goods are ruining many businesses.

If there's a scandal I'll be ruined

دوباره می بینیم که جمله دوم به صورت مجهول آمده.

پس فکر میکنم جمله به همین صورت زیر صحیح است

If I fail to be there in the spring, all of my dreams will (or would) be ruined

Sara.Sh
November 27th, 2008, 01:24 AM
ruin یک فعل هم intransitive و هم transitive هستش (لازم-متعدی) و نیازی نیست که مجهول استفاده بشه-یعنی مفعول نیاز نیست و خودش مستقیم می تونه به فاعل نیاز داشته باشه فقط
متاسفانه مثل خیلی جاها که ما تو فارسی میگیم:
ماشین متوقف شد
و خیلی ها اینطور ترجمه میکنند:
The car was stopped :o :o :o :o

چون گوووول کلمه "شد" رو میخورند و فکر میکنند فعل باید مجهول باشه در صورتیکه به سادگی فعل می تونه بطور "لازم" قضیه رو حل میکنه:
The car stopped
The rain stopped NOT the rain was stopped
ruin نیز همینطوره -و نیازی نیست بطور مجهول استفاده بشه- خودش هم بمعنی "خراب شدن" و هم "خراب کردن" می ده-
نمیخواید بگید که خراب شدن باید همیشه یصورت to be/to get ruined باشه؟؟؟!!!


استدلالتون درست نیست

Countdown
November 27th, 2008, 02:30 AM
HI
To : Dear Milad


ببینید عزیز دل برادر شما میگید destroy/spoil فقط متعدی هستند و در امتداد صف فقط متعدی ها ruin رو هم میارید-
- قضاوت این موضوع رو میگذارم به عهده خوانندگان این ارسال ها
شما میگید این جمله غلطه دیگه: fruit will soon spoil in warm weather ؟؟؟؟؟
اینجا که spoil لازمه عزیز دل
شما نمیتونید با اوردن چندتا مثال متعدی بگید فقط ruin فعل transitive یا همون متعدی هستش وگرنه منم میگم لینک زیر نشون میده که ruin هم یک transitive هستش هم intransitive
با توجه به اینکه شما stop رو قبول دارید پس تضاد حرف من و شما در یک چیزه: اینکه ruin فقط متعدیه و اگه لازم شد میتونه مانند stop باش رفتار بشه
پر واضح و بدیهیست که هم stop و هم ruin چون متعدی هم هستند میتونند در حالت مجهول هم استفاده بشه
the car stopped یعنی خودش بخاطر یه گیر فنی ایستاد
the care was stopped مثلا پلیس متوقفش کرد
ruin هم همینطوره
لینک زیر نشون میده که ruin فقط متعدی نیست و لازم هم میتونه باشه:
http://www.yourdictionary.com/ruin
اینجا هم:http://encarta.msn.com/dictionary_1861706466/ruin.html
http://www.merriam-webster.com/dictionary/ruining

omid_mandegar
December 5th, 2008, 10:31 AM
فرق historic & historical چیه؟
Historical : About or related to history. Doesn't need to carry any important or memorable connotation.
ex: I don't want to go to a movie that is full of historical events.
- She loves historical novels.
- There are many historical documents in Washington DC's libraries.

Historic : having a historical significance; marking a memorable event.
ex: I want to see a movie about the historic battles in WWII.
- She loves the novels that deal with historic romances such as the one involving Napoleon and Josephine.
- A historic document, the "Hongkong Colonization Treaty" signed in late 19th century, was unveiled by the Smithsonian in Washington DC last week
.

hoda-computer
December 8th, 2008, 04:37 PM
معنی strain در جمله زیر چیه؟
I may have role strain that could even develop into role conflict
role strain
–noun Sociology.
the stress or strain experienced by an individual when incompatible behavior, expectations, or obligations are associated with a single social role

معنی این جمله به انگلیسی چیه؟
با توجه به سرعت رشد تکنولوژی در دنیای امروز

Regarding to high-speed development of technology in today's world
OR
Considering the burgeoning (=quickly developing) technology of today

JUDIABOT
December 10th, 2008, 09:08 PM
بچه ها اگه بخوایم بگیم رشته x در دانشگاه y قطب هست چی باید بگیم . یا دانشگاه y قطب است برای رشته ی x

Polar department/center of x at the univ of y
دقت کنید که من با این فرض نوشتم که خود یه رشته قطب نیست-بلکه مثلا دانشکده یا فلان مرکز یا فلا شخص میشه قطب فیزیک
Univ of y is a polar center for x major

t_faraji
December 10th, 2008, 09:48 PM
سلام
در جمله زیر بجای تا حدودی چه کلمه ای باید بزارم
------------------با توجه به نتایج شبیه سازی این مقسم توان از عبور فرکانسهای ما بین هارمونیک دوم تا سوم تا حدودی جلوگیری می کند و می توان از آن در مواقعی که فرکانسهای بالاتر باید حذف شوند (مانند میکسر) استفاده کرد.------------------------------


THIS POWER DIVIDER HAS EXCELENT BAND WITH ,COUPLING.FURTHERMORE,IT CAN {ta hodoodi}PREVENT THE OF FREQUENCIES BETWEEN SECOUND AND THIRD HARMONICS AND ACTS AS A LOW –PASS FILTER.

partially, partly
somewhat

babak4
December 10th, 2008, 10:35 PM
فرق pharmacy chiefوpharmacy director چیه؟

توضیح این که در داروخانه یک نفر صاحب داروخانه هست و یک نفر هم مسولیت امور فنی مثل( صحیح داده شدن دارو ها و . . . رو داره)

اما خرید دارو ها و . . . هم میتونه با صاحب داروخانه باشه هم میتونه با یک نفر دیگه باشه.

حالا این pharmacy director یعنی اون ای که مسول خرید دارو ها هست یا اون ای که مسول صحیح داده شدن دارو ها هست؟ ؟ سوال حیاتی هست لطفا نظرتون رو بگین

pharmacy chief چی؟ اون کیه؟ صاحب داروخانه هست یا یه کی دیگه؟

mohmad0014
December 10th, 2008, 11:31 PM
pharmacy director مسول خرید نیست ,و Pharmacy chief این کار رو انجام می ده

The Pharmacy Director is responsible for ensuring the provision of Pharmaceutical care for all patients within the scope of the hospital. The director's responsibilities include management of fiscal and human resources, meeting all regulatory standards, business and strategic planning, priority setting and direct supervision of clinical and support personnel. Collaboration with medical staff and all departments/ services within the organization to achieve all goals and objectives of the hospital, clinics, and BHS.


Pharmacy Chief: Plan, direct and coordinate activities involved in the preparation and dispensing of drugs and other pharmaceutical supplies and the storage, preparation and issuance of medical and surgical supplies and equipment used in the care and treatment of patients.

Spiro
December 11th, 2008, 02:37 PM
سلام
سوال من در مورد ترجمه اين عبارت هست:
Higher Education Centre for Public Administration
اين عبارت رو توي سايت unesco.org جزو ليست دانشگاه هاي مورد تاييد نوشته؛
http://www.unesco.org/iau/onlinedatabases/list_data/hi-nw.html#Iran

تا اونجايي كه من ميدونم " وزارت علوم، تحقيقات و فناوري" رو به اين صورت به انگليسي مينويسن:
Ministry of Science , Research and Technology"
حالا به نظرتون ارتباطي بين اين دو تا هست يا نه؟و آيا ميشه اين دو تا رو به همديگه ربط داد و توي ترجمه مدارك آورد؟

hoda-computer
December 11th, 2008, 10:42 PM
چشم هم چشمی ؟
Keep up with the joneses
بسیط کردن ذهن ؟
expand one's mind
جریحه دار شدن غرور؟
wound one's pride
تامین معاش؟
Make ends meet
OR
Make a living as

atash
December 12th, 2008, 08:47 AM
سلام دوستان
اگر ممكنه ترجمه اين دروس رو براي من بگيد
1-كارگاه برق عمومي
electricity workshop
2-كارگاه برق و مدار فرمان
electricity workshop and commanding circuit
3-جزوه داخلي( منظور نوشتن يك جزوه داخلي و تدريس اون در يك شركت هست)
internal/organizational note
ممنون

hooman_teh
December 12th, 2008, 11:02 AM
با سلام
اميدوارم كه اين سوالم مربوط به ترجمه لغات باشه و حذف نشه

توي وبسايت يك دانشگاهي اينو نوشته:


Any student who has earned an undergraduate degree or the equivalent from an accredited school and earned at least a 3.00 grade point average (on a 4.00 scale) over the last 60 hours of letter-graded undergraduate work may be considered for admission in full standing


منظورشو از over the last 60 hours of letter-graded undergraduate نميفهمم. يعني معدلمون در 60 واحد آخر از 4 بايد 3 به بالا باشه درست فهميدم؟

ممنون ميشم دوستان راهنمايي كنن

Sara.Sh
December 12th, 2008, 11:13 AM
با سلام
اميدوارم كه اين سوالم مربوط به ترجمه لغات باشه و حذف نشه
توي وبسايت يك دانشگاهي اينو نوشته:

Any student who has earned an undergraduate degree or the equivalent from an accredited school and earned at least a 3.00 grade point average (on a 4.00 scale) over the last 60 hours of letter-graded undergraduate work may be considered for admission in full standing

منظورشو از over the last 60 hours of letter-graded undergraduate نميفهمم. يعني معدلمون در 60 واحد آخر از 4 بايد 3 به بالا باشه درست فهميدم؟
ممنون ميشم دوستان راهنمايي كنن


یعنی معدلتون در 60 واحد پایانی دوره لیسانس مینیمم 3 باشه

JUDIABOT
December 12th, 2008, 07:49 PM
سلام د وستان
من این سوالو اول تو قسمت مدارک گذاشتم ولی کسی جواب نداد.
منظور از اون قسمتایی که boldکردم چیه؟
2official transcripts (all documentation must bear official stamp /seal and signature of the registrar of the university and be send directly from the issuing institution in the sealed envelope of All undergraduate AND graduate work completed and in progress . transcript can be sent by the applicant if they are still sealed and in original packaging from the issuing institution . This include but is not limited to College and University /courses and programs regardless of relevancy to program of study. Should you not be able to obtain official transcripts, official certified translation must be provided ( all documentation must bear the official stamp / seal of the translator ), along with the cover letter with the

( Proof of graduation diploma (2 official prints each of all undergraduate and graduate work

1official transcript each, of all transcripts and diplomas must be submitted in your native language

من هنوز مدرک اصلیم رو نگرفتم . اینجا منظورش این نیست که اگر مدرک موقت دارید فعلا اون رو پست کنید؟

خیر نمشه. گفته اگه دانشگاه ریزنمره هاتو بهت نمیده باید دانشنامه خودتو براشون بفرستی

hoda-computer
December 13th, 2008, 12:54 AM
1- او به بیماری مبتلا شد که تا به حال به آن مبتلا نشده بود

2- نوشیدن چای بلافاصله بعد از اتمام غذا موجب از بین رفتن آهن بدن می شود.( برای از بین رفتن میشه از فعل destroy یا deplete استفاده کرد؟)

Countdown
December 13th, 2008, 01:22 AM
1- او به بیماری مبتلا شد که تا به حال به آن مبتلا نشده بود

2- نوشیدن چای بلافاصله بعد از اتمام غذا موجب از بین رفتن آهن بدن می شود.( برای از بین رفتن میشه از فعل destroy یا deplete استفاده کرد؟)


1- he/she contracted a disease not ever before infecting him/her

2- drining tea just after the main meals will cause the body not to absorb enough iron
یادتون با شه تا اونجایی که من میدونم هرگز چایی خوردن بعد از غذا اهن رو از بین نمیبره-بلکه چون چایی کلسیم زیادی داره- و کلسیم و اهن یه جا جمع نمیشند در بدن بنابراین چایی تنها نمیگذاره اهن غدا جذب بشه-من هم واسه همین اونطوری ترجمه کردم

YOURS

Jupiter1
December 13th, 2008, 03:13 AM
1- او به بیماری مبتلا شد که تا به حال به آن مبتلا نشده بود

2- نوشیدن چای بلافاصله بعد از اتمام غذا موجب از بین رفتن آهن بدن می شود.( برای از بین رفتن میشه از فعل destroy یا deplete استفاده کرد؟)


من چندان مثل مهدی صاحب نظر نیستم ولی نظرمو میگم:

1.She/he stricken with a disease which have never infected her/him before

2.Drinking tea following meals will lead body losing iron

:)

hoda-computer
December 13th, 2008, 02:03 PM
دیدن بعضی تبلیغات تلویزیونی که صحنه های غیر اخلاقی دارند، ذهن کودکان زیر 5 سال را آلوده می کند.( برای آلوده کردن تو این جمله contaminate صحیح است؟)
فکر می کنم warp کلمه مناسب تری باشه

Countdown
December 13th, 2008, 07:40 PM
سلام

من یه نمه در این مورد تحقیق کرده بودم قبلا

ببینید اگه کلمات contaminate و مثلا defile رو استفاده کنید-اشتباه نکردید- یعنی شما در معنی مجازی اومدید اونا رو استفاده کردید و هیچ اشکالی هم نداره
ما داریم ازین کلمات:
defiled mind or contaminated mind
اما اگه من جای شما بودم- این جا آلوده شدن رو بمعنی واقعی مینوشتم- آلوده شدن یعنی انحراف در اینجا
بنابراین بهترین کلماتی که استفاده میشه همون warp هستش که محمد گفت و همچنین کلمه خیلی باحاله pervert
کلمه warp نیز با به پای pervert استفاده میشه ولیکن اون دوتا هم اشتباه نیست- یعنی فکر نکنید که به فارسی فکر کرده اید و به انگلیسی ترجمه
YOURS

pervert رو فوق العاده اومدی مهدی جان
کاربردش رو در جمله زیر میتونید ببینید :

TV violence perverts the minds of young children

omid_mandegar
December 14th, 2008, 10:50 AM
این جملات رو میشه معنی کنین:
1.
satire serves to prod people in to an awareness of truth, though rarely to any action on behalf of truth
طنز مردم را به آگاهی از یک حقیقت ترغیب میکند هر چند به ندرت آنها را به انجام اقدامی در مورد آن بر می انگیزد.
2.
this whole process takes but a few second to none among the colonies.
کل این روند جزو بهترین ها در بین مستعمره ها است.
3.
she continued to publish baltimore's newspaper, which one historian claimed was"second to none among the colonies"
او به انتشار روزنامه بالتیمور - که بر اساس ادعای یک مورخ بهترین در بین مستعمره ها است- ادامه داد.

omid_mandegar
December 14th, 2008, 11:34 AM
در مورد سوال دوم اگه ممکنه بیشتر توضیح بدین . اصلا چطوری با ید خوندش
second to none: the best
Mom's chocolate cake is second to none

hoda-computer
December 15th, 2008, 07:43 PM
افراط و تفریط کردن چی میشه؟

let alone به معنای چه برسه رو میشه در writing استفاده کرد یا informal هست؟

مثلا در جمله زیر :

I cant stand boys who are younger than me for a minute let alone think about getting married to them

milad.ra
December 15th, 2008, 07:48 PM
let alone اصلا informal نیست. اگر یه even هم اضافه کنید محشر میشه :

The baby can't even sit up yet, let alone walk

Sara.Sh
December 15th, 2008, 07:48 PM
افراط و تفریط کردن چی میشه؟
let alone به معنای چه برسه رو میشه در writing استفاده کرد یا informal هست؟
مثلا در جمله زیر :
I cant stand boys who are younger than me for a minute let alone think about getting married to them


1. میتونید از going to extremes استفاده کنید.
2. نه informal نیست. let alone یک idiom هست.

Amir Khan
December 15th, 2008, 07:53 PM
برای افراط میتونم بگم (exceed,indulge (especially for use in alchohol
در مورد let alone هم من ندیدم ولی فکر نمیکنم مشکلی باشه ولی مطمئن نیستم

Sara.Sh
December 15th, 2008, 07:57 PM
برای افراط میتونم بگم exceed,indulge (especially for use in alchohخم(
در مورد let alone هم من ندیدم ولی فکر نمیکنم مشکلی باشه ولی مطمئن نیستم


تا جایی که من اطلاع دارم دو کلمه ای که شما اشاره کردید در context که دوستمون پرسیدند قرار نمیگیره

1To extend beyond or outside of: The river exceeded its banks.
2. To be greater than; surpass: "a horror of the spirit that cannot be exceeded at the hour of birth or death" Robert Louis Stevenson.
3. To go beyond the limits of: exceeded my allowance. See Synonyms at excel.
4. to be greater in degree or quantity
5. to go beyond the limit of)



1. To yield to the desires and whims of, especially to an excessive degree; humor.
2.
a. To yield to; gratify: indulge a craving for chocolate.
b. To allow (oneself) unrestrained gratification: indulged herself with idle daydreams.
3. Roman Catholic Church To grant an ecclesiastical indulgence or dispensation to.
4. To indulge oneself: eyed the desserts but didn't indulge.
5. To engage or take part, especially freely or avidly: indulged in outrageous behavior; indulged in all the latest fads

milad.ra
December 15th, 2008, 07:59 PM
برای افراط فکر می کنم بهترین لغت extravagant باشه مثلا :

نمایش افراطی وفاداری
an extravagant display of loyalty

یا مثه جمله زیر : (در خوردن ... افراط نکنید )
Don't be too extravagant with the wine

Sara.Sh
December 15th, 2008, 08:01 PM
برای افراط فکر می کنم بهترین لغت extravagant باشه مثلا :
نمایش افراطی وفاداری
an extravagant display of loyalty
یا مثه جمله زیر : (در خوردن ... افراط نکنید )
Don't be too extravagant with the wine


این کلمه صفت هست اما سوال دوست ما فعل بود ;)

milad.ra
December 15th, 2008, 08:05 PM
خوب میشه کنار فعل اصلی یه extravagantly گذاشت ;D

Amir Khan
December 15th, 2008, 08:09 PM
تا جایی که من اطلاع دارم دو کلمه ای که شما اشاره کردید در context که دوستمون پرسیدند قرار نمیگیره

1To extend beyond or outside of: The river exceeded its banks.
2. To be greater than; surpass: "a horror of the spirit that cannot be exceeded at the hour of birth or death" Robert Louis Stevenson.
3. To go beyond the limits of: exceeded my allowance. See Synonyms at excel.
4. to be greater in degree or quantity
5. to go beyond the limit of)



1. To yield to the desires and whims of, especially to an excessive degree; humor.
2.
a. To yield to; gratify: indulge a craving for chocolate.
b. To allow (oneself) unrestrained gratification: indulged herself with idle daydreams.
3. Roman Catholic Church To grant an ecclesiastical indulgence or dispensation to.
4. To indulge oneself: eyed the desserts but didn't indulge.
5. To engage or take part, especially freely or avidly: indulged in outrageous behavior; indulged in all the latest fads

I excuse..but I need it for mine, what about intemperate?

Sara.Sh
December 15th, 2008, 08:10 PM
خوب میشه کنار فعل اصلی یه extravagantly گذاشت ;D


شاید ;)

go to extremes
to be excessive or immoderate in speech or action

resorted to extremes in the emergency.

Sara.Sh
December 15th, 2008, 08:12 PM
I excuse..but I need it for mine, what about intemperate?


سلام
خواهش میکنم
قصد جسارت نداشتم :)

Not temperate or moderate; excessive, especially in the use of alcoholic beverages.

hoda-computer
December 15th, 2008, 08:32 PM
کاربردش اینطوری درسته؟

He goes to extremes on spending money for his wife.

mohmad0014
December 15th, 2008, 09:19 PM
کاربردش اینطوری درسته؟

He goes to extremes on spending money for his wife.


He goes to extremes to spending money for his wife.

اگرچه فکر می کنم on هم درست باشه

mohmad0014
December 15th, 2008, 09:25 PM
البته اینو هم می شه گفت

He extreme spending money for his wife

Countdown
December 15th, 2008, 09:35 PM
I will veto all your prepositions :D
for
is that expression's preposition usually

Sara.Sh
December 15th, 2008, 09:38 PM
I will veto all your prepositions :D
for
is that expression's preposition usually


با to هم میاد
going to extreme to be ..

Countdown
December 15th, 2008, 09:50 PM
با to هم میاد
going to extreme to be ..


ارادت داریم استاد
اگه to رو استفاده کنیم- اره مشکلی نیست به شرطی که to بمنظور بیان دلیل و علت باشه-خب- حرفی هم نیست-و میشه استفاده کرد ولی نه بعنوان حرف اضافه
اما اگه بحث حرف اضافه مربوط باشه-که در اینجا هم بحث همینه شما میگید to??
و شما در اینجا to بعنوان حرف اضافه استفاده نکردید-دلیلش هم که دیگه معلوم- چون اگه to رو بعنوان حرف اضافه معرفی کرده بودید باید میگفتید being نه be
I am devoted to swimming
to در بالا حرف اضافه
I am allowed to vote
to در بالا بیان و منظور بعد از صفت
OPPs اگه جلو توپچی ترقه زدم :D

Sara.Sh
December 15th, 2008, 09:52 PM
درسته مهدی جان
من هم منظورم این بود که لزوما" نباید با for دنبال بشه.
هر چند که با of هم میاد ;)
go to extremes of stress

Countdown
December 15th, 2008, 10:09 PM
http://articles.latimes.com/2008/jul/21/world/fg-makeover21
http://www.gather.com/viewArticle.jsp?articleId=281474977343318

دو لینک بالا مثالهایی از for بعنوان حرف اضافه


http://www.illinoistimes.com/gyrobase/Content?oid=oid%3A3444
لینک بالا مثالی برای بیان علت و منظور- to نه بعنوان حرف اضافه

of که شما میگی درسته سارا جان- اما پر واضح و بدیهیست این of - یک of واسه تهیه یک مضاف و مضاف الیه هستش نه حرف اضافه ای که بیان کنه این افراط چطوری صورت گرفته حالا هر افراطی مانند استرس-بگذارید اینطوری پس بگم:
شما بگید:
Janet goes to extremes of stress----------working a lot at the office
1- of
2- for
3- to
4-on
من این رو دارم میگم که حالا exterem هرچی (مثلا نهایت استرس )چطوری حالا صورت گرفته؟
اهان من میگم for
وگرنه of شما درست ولی نه برای بیان چگونه ایجاد شدن نهایت استرس بلکه نشان دهنده ایجاد یه مضاف و مضاف الیه

mohmad0014
December 15th, 2008, 10:19 PM
ممنون از توضیحات تخصصی! فکر کنم گرامرتافل رو 100% زدی, خدای گرامری هستی می دونستی؟

من که نظرم عوض شد, for درسته

البته فکر کنم برای اینکه اختلافب پیش نیاد و با این حروف اضافه , مضاف و مضاف الیه و بیان علت و .... روبه رو نشیم بهتره از این جمله ساده استفاده کنیم که prepositions free :D هست

He extreme spending money for his wife

البته به جز اون for

Sara.Sh
December 15th, 2008, 11:50 PM
He extreme spending money for his wife


این جمله که درست نیست!

به نظر من این درسته:
he goes to extremes to spend money

mohmad0014
December 16th, 2008, 08:13 AM
این جمله که درست نیست!


درسته فعل نداره
این جمله احتمالا درست باشه

He spend extremely money for his wife

He extremely spends money for his wife makes more sense

milad.ra
December 16th, 2008, 10:46 AM
to: mohmad0014

اگر شما می خوای از قید استفاده کنی که extravagently جالبتره چون extremely
درسته به معنی بشدت و با افراط هست اما فکر می کنم در جمله ها بیشتر جنبه بشدت اون با بار منفی
القا میشه نه جنبه با افراط اون البته شاید در speaking بد نباشه ولی برای writing نه. چون شما می خوای به افراطی
بودن اشاره کنی بهتره از قیدی که متخصص اینکاره :o استفاده کنی. موفق باشی.

blackrose
December 16th, 2008, 10:47 PM
سلام

قبل از هر چیز از اینکه سوالم خیلی پیش پا افتاده است شرمنده ام :-[

اصطلاح دقیق و درست استاد راهنما و مشاور چیه؟ هر کی یه چیزی میگه >:( مثلا adviser یکی میگه استاد مشاور میشه یکی میگه راهنما ??? supervisor هم همینطور. reader، Counselor, co-supervisor ؟؟؟؟؟؟؟

ممنون

استاد راهنما = supervisor
استاد مشاور = advisor

hoda-computer
December 18th, 2008, 09:07 PM
does he agree or disagree in this sentence?

he argues that s.o was influential.

Amir Khan
December 18th, 2008, 11:33 PM
با کسب اجازه از حضور اساتید sara.sh و countdown عزیز والا یک کم سوال به نظرم نا مفهوم بود و به نظر من این جمله باید در کنار جملات قبل و بعد بررسی بشود . argue به معنی بحث کردن، دلیل آوردن، مشاجره کردن هست و اصولا زمانی به کار میرود که اختلاف نظر وجود داشته باشه و به نظر من در مثال شما agree هست.
he argues that s.o was influential
یعنی او دلیل می آورد( بحث میکرد) که s.o موثر و با نفوذ هست پس یعنی او موافق بود که s.o با نفوذ است.

milad.ra
December 19th, 2008, 12:25 AM
البته چون در قالب تافل من از این کلمه استفاده می کنم و راجع بهش تحقیق کردم بگم که influential یعنی دارای تاثیر که این
تاثیر میتونه مثبت یا منفی باشه اگر beneficial بود مثبت بود ولی این لغت لزوما مثبت نیست. پس فاعل جمله در مورد تاثیر گذار بودن یه پدیده
قبلا بحث کرده و پذیرفته- نه لزوما تاثیر مثبت اون پدیده.

Countdown
December 19th, 2008, 12:54 AM
does he agree or disagree in this sentence?

he argues that s.o was influential.

سلام
با اجازه صاحبنظران
شک نکنید- نیازی هم به جملات قبل و بعدش نیست- این جمله مثبت هستش- فـــــــــــــــــــــــی الواقع طرف بقول سوال مطرح شده agree بوده و بمنظور طرفداری از تاثیرات s.o استدلال اورده
YOURS

milad.ra
December 19th, 2008, 01:01 AM
دقیقا بنده هم عرض کردم طرف پذیرفته و agree بوده ولی نه در مورد لزوما تاثیرات مثبت s.o بلکه تاثیر گذار بودنش در حالت کلی.
این فقط یه نکته حاشیه ای هست.

Sara.Sh
December 19th, 2008, 02:13 AM
he AGREES that the man is influential...
i.e. he is making a case that the man
is influential--he is NOT arguing (in a negative
sense)...it is 'argue' as it--to make a case, to propose,
to suggest, etc.

hoda-computer
December 19th, 2008, 12:59 PM
برای تعریف کردن از چیزی(وسیله) میشه از admire یا appraise استفاده کرد یا اینا فقط برای تعریف ازشخص است؟

she bought a dishwasher because her sister had admired it before

Countdown
December 19th, 2008, 01:16 PM
Hoda:

u r fine to use it

Amir Khan
December 19th, 2008, 01:28 PM
سلام..اولا فکر کنم appraise تو مایه های تخمین زدن باشه و فکر کنم منظور شما praise باشه..
اما من admire در مورد و برای انسان شنیدم ولی praise را برای چیز هم شنیدم
praise: to express very strong admiration for sth/sb

hoda-computer
December 19th, 2008, 01:42 PM
سلام..اولا فکر کنم appraise تو مایه های تخمین زدن باشه و فکر کنم منظور شما praise باشه..
اما من admire در مورد و برای انسان شنیدم ولی praise را برای چیز هم شنیدم
praise: to express very strong admiration for sth/sb



حق با شماست، منم منظورم praise بود.

پول به حساب کسی ریختن در بانک چی میشه؟
put cash in ......
I wanna put 2000$ by cash in my bank account

hoda-computer
December 19th, 2008, 03:05 PM
put cash in ......
I wanna put 2000$ by cash in my bank account.


پس charge s.o bank account نمیشه؟

Charge = to ask someone for a particular amount of money
charging s.o by money means punishing a person by monetary statement.

blackrose
December 20th, 2008, 12:38 AM
پول به حساب کسی ریختن در بانک چی میشه؟

سلام
یعنی نمیشه از
transferring X $ to sb's account
استفاده کرد؟؟؟

Countdown
December 20th, 2008, 12:44 AM
پول به حساب کسی ریختن در بانک چی میشه؟


to deposit some money / checks in somebody's account

The most and commnly used form for your mean

YOURS

blackrose
December 20th, 2008, 01:28 AM
to countdown:
Hi
Deposit is used when we put money to our account for earning interest and when we put money before others (at say customs) as pledge.
Can we use it when we put money to our current account? ???
Thanks in advance

sajjad e.
December 20th, 2008, 04:37 AM
to countdown:
Hi
Deposit is used when we put money to our account for earning interest and when we put money before others (at say customs) as pledge.
Can we use it when we put money to our current account? ???
Thanks in advance


Yes it can also be used in this way.
but I often hear "putting cash in bank account", I think the deposition means especial meaning in some banking terminology. because as I emplied it, some of cashier ask me "do you mean you wanna put the cash in your ......"
as a result: you can use both of them, but be careful that casheir whether percieve it ..

sajjad e.
December 22nd, 2008, 06:31 AM
Ohhhh my brain is crashed down

do you know what does قیمت تمام شدی محصول
means?

can you introduce me an online dictionary to find some kind of industrial accounting terminology there?

thank you

Countdown
December 22nd, 2008, 09:18 AM
to countdown:
Hi
Deposit is used when we put money to our account for earning interest and when we put money before others (at say customs) as pledge.
Can we use it when we put money to our current account? ???
Thanks in advance



سلام
کی گفته deposit رو موقعی استفاده میکنیم که الزاماً باید به پولمون سودی تعلق بگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!فکر نکنم اینطور باشه

این جمله رو از کجا آوردید:
Deposit is used when we put money to our account for earning interest

اینجا اصلا همچین چیزی رو نمیبینم من:
http://www.businessdictionary.com/definition/deposit.html
http://www.investorwords.com/1411/deposit.html
http://www.thefreedictionary.com/deposit

deposit
Verb
[-iting, -ited]
1. to put down
2. to entrust (money or valuables) for safekeeping
3. to place (money) in a bank account or other savings account
deposit

Definition 1
Funds placed into an account at a depository institution to increase the credit balance of the account.
بالانس هم رو هم میدونید یعنی چی؟؟ یعنی موجودی- موجودی هم موجودی حالا یا مانند اون مثالهای بالا سود میخوره یا نمیخوره- نگفته to increase interest


حالا deposit account ما داریم که همون حساب سپرده است و یکی دیگر از کاربردهای deposit

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
to Sajjad:قیمت تمام شده:

Prime Price
prime cost (plural prime costs)


noun

Definition:

material and labor cost: the cost of the material and labor necessary to make a product
http://encarta.msn.com/dictionary_1861736946/prime_cost.html

این لینک هم فکر کنم بدردتون بخوره واسه همچین اصطلاحاتی:
http://www.businessdictionary.com/definition/prime-cost.html

blackrose
December 23rd, 2008, 05:18 PM
این جمله رو از کجا آوردید:
Deposit is used when we put money to our account for earning interest

http://www.yourdictionary.com/deposit
http://www.investopedia.com

Countdown
December 23rd, 2008, 05:29 PM
http://www.yourdictionary.com/deposit
http://www.investopedia.com


سلام
من که نتونستم همچین چیزی رو پیدا کنم-تو همون لینک اولتون:
deposit Definition
de·posit (dē päz′it, di-)

transitive verb

to place or entrust for safekeeping
to put (money) in a bank, as for safekeeping or to earn interest
to put down as a pledge or partial payment
to put, lay, or set down
to cause (sand, sediment, etc.) to settle or form by a natural process

در بند دوم گفته واسه نگهداری و یا سود که من قبلا هم گفتم که:
موجودی هم موجودی حالا یا مانند اون مثالهای بالا سود میخوره یا نمیخوره (در ارسال قبلیم)
بنابراین deposit الزاما واسه موقعی نیست که سود حتما به پول بخوره-دیدید که نوشته safekeeping

blackrose
December 23rd, 2008, 05:54 PM
سلام
من که نتونستم همچین چیزی رو پیدا کنم-تو همون لینک اولتون:
deposit Definition
de·posit (dē päz′it, di-)

transitive verb

to place or entrust for safekeeping
to put (money) in a bank, as for safekeeping or to earn interest
to put down as a pledge or partial payment
to put, lay, or set down
to cause (sand, sediment, etc.) to settle or form by a natural process

در بند دوم گفته واسه نگهداری و یا سود که من قبلا هم گفتم که:
موجودی هم موجودی حالا یا مانند اون مثالهای بالا سود میخوره یا نمیخوره (در ارسال قبلیم)
بنابراین deposit الزاما واسه موقعی نیست که سود حتما به پول بخوره-دیدید که نوشته safekeeping


سلام مهدي جان
ولي تو كه پيداش كردي ;D (قرمزش كردم)
مرسي از توضيحاتت.
تو شركت وقتي ايميل مي زنيم كه بگيم پولو به حسابتون ريختيم سفارشو بفرستيد بياد، از transfer استفاده مي كنيم. اونا هم (كانادايي ها) هم از همين ترانسفر استفاده مي كنند. ولي برا ريختن پول به حساب LC از deposit استفاده مي كنيم اونا (اايتاليايي ها و انگليسي ها) هم همين كارو مي كنن.
تو درسامون هم از هر جا از deposit استفاده شده منظور همون رباخواري :D بوده.
ولي يادم باشه تو اولين مكاتبه اي كه پيش بياد از deposit شما استفاده مي كنم ببينيم جواب ميده ;)

milad.ra
December 23rd, 2008, 06:01 PM
با مرجعیت دیکشنری LONGMAN که از هر وب سایتی مطمئن تره قضیه رو روشن میکنم :
در واقع در مورد Deposit هم مطالب countdown عزیز درسته و هم به نوعی مطالب blackrose

1) deposit به عنوان فعل دقیقا همونیه که گفته شد یعنی :

to put money or something valuable in a bank or other place where it will be safe

2) اما یه نوع حساب هم داریم که بهش گفته میشه Deposit account و مضمونش همونیه که گفته شد یعنی :

a bank account that pays interest on the money that you leave in it

3) یه چیزی هم خودم اضافه کنم که یه نوع Direct Deposit وجود داره که اینه :

a method of paying someone's wages directly into their bank account

4) یه مدل دیگه Deposit هم وجود داره و حکم همون ودیعه خودمونو داره یعنی :

a part of the cost of something you are buying that you pay some time before you pay the rest of it

و کاربردشو در جمله زیر می تونید ببینید :

A deposit of 10% is required

یا

We put down a deposit on a house

5) این لغت جادویی یه معنیه دیگه هم می تونه بده :

money that you pay when you rent something such as an apartment or car, which will be given back if you do not damage it

و کاربردش در جمله زیر :

We ask for one month's rent in advance, plus a deposit of $500


موفق باشید

Pink Floyd
December 23rd, 2008, 06:27 PM
5) این لغت جادویی یه معنیه دیگه هم می تونه بده :

money that you pay when you rent something such as an apartment or car, which will be given back if you do not damage it

و کاربردش در جمله زیر :

We ask for one month's rent in advance, plus a deposit of $500


موفق باشید

یعنی همون رهن خودمون دیگه؟

milad.ra
December 23rd, 2008, 06:40 PM
Pink Floyd:

البته در مورد 5 معنیش لزوما رهن نیست به طور کلی وقتی چیزی رو اجاره میکنید اگر یه پولی مشابه رهن برای خونه
از شما گرفته بشه (علاوه بر اجاره) و وقتی اون چیزی که اجاره کردید رو پس میدید اون پوله هم به شما برگردونده میشه اونوقت میشه مورد 5 .

پس علاوه بر خونه در مورد جمله های زیر هم صدق میکنه :

You pay a 10p deposit/deposit of 10p on the bottle, which you get back when you return the empty bottle.

It costs £1000 a week to hire the yacht, plus a £120 refundable/returnable deposit.

Countdown
December 23rd, 2008, 08:57 PM
سلام عزیزان دل-اساتید گرامی و ...
شرمندم دوباره جلو توپچی ترقه در میکنم
deposit که درست هزار تا معنی میده (thank u milad for providing)-حرف تو این نیست
اینجا حرف اینه: آیا این کلمه الزاما موقعی استفاده میشه که سود به پول تعلق بگیره
که جواب من حتی بر مبنای لینک های خود black نه هست-سپردن به بانک ممکنه حالا سود بگیره یا نگیره
to put (money) in a bank, as for safekeeping or to earn interest
:D حالا شما یه 10000 هزار دلار بدید به من شب هجرت فرا رسیده-میرم deposit میکنم تو بانک اگه سود داد خبرش رو بهتون میدم :D

blackrose
December 23rd, 2008, 09:05 PM
چون 10 ميليون دلار نداريم بديم به countdown عزيز بدون خرج و با ايمان به تبحرش مي پذيريم ازشم استفاده مي كنيم. ;)

to pink floyd:


یعنی همون رهن خودمون دیگه؟


با اجازه اساتيد بزرگوار
معني 5 بيشتر بله وثيقه مي خوره. يعني همون deposit اي كه گمرك تو ورود موقت و بانك موقع گشايش اعتبار ازش استفاده مي كنند و فرقش با رهن اينه كه اصلا در مورد ميزان بهره (interest) وثيقه اصلا صحبت نميشه و اصلا روش حساب نميشه ولي تو ميزان پولي كه برا رهن پيش كسي گذاشته ميشه نرخ بهره اون پول به حساب مياد.

Sara.Sh
December 23rd, 2008, 10:50 PM
یعنی همون رهن خودمون دیگه؟



پینک فلوید عزیز
به نظر من mortgage کلمه مناسب تری هست

marine
December 23rd, 2008, 11:31 PM
سلام به همگی...
یک سوال داشتم برای لغت ''درس فوق برنامه'' چه ترجمه ای پیشنها می کنید؟ منظورم از درس فوی برنامه درسیه که دانشگاه ارائه داده ولی نمرش توی کارنامه نیست .مثل CCNA كه تو دانشگاه ما ارایه شد و فقط یک مدرک دادش ونمرش تو کارنامه لحاظ نشد.

Sara.Sh:
فکر می کنم extra curriculum course مناسب باشه.

hoda-computer
December 27th, 2008, 02:58 PM
بعضی چیزها سخت هستند که نگهداری بشوند

s.th is difficult to .....

شکل صحیح و مجهول اینجا چی میتونه باشه؟

to be kept درست است؟

milad.ra:
it is difficult for wooden chopsticks to be kept really clean

marine
December 28th, 2008, 12:33 AM
بچه هامیشه این جمله رو اصلاح کنید .
she has worked here basis with a great professional information and behavioral specifications as : self motivated , responsible ,punctual, good loyalty and good communication skills.

Amir Khan
December 28th, 2008, 12:50 AM
من این جوری اصلاخ میکنم
she has worked here based on her great professional information and behavioral specifications such as self motivation, responsibility, punctuality, loyalty, and good communicational skills.

sajjad e.
December 28th, 2008, 01:28 AM
بچه هامیشه این جمله رو اصلاح کنید .
she has worked here basis with a great professional information and behavioral specifications as : self motivated , responsible ,punctual, good loyalty and good communication skills.


she has been working here due to professional experience and personal attitudes such as self-motivatation, responsibility, punctuality, good loyalty , and good communication skills.

milad.ra
December 28th, 2008, 01:52 AM
بچه هامیشه این جمله رو اصلاح کنید .
she has worked here basis with a great professional information and behavioral specifications as : self motivated , responsible ,punctual, good loyalty and good communication skills.


she has been working here mainly owing to her high level of professional experiences and strong personal traits such as self-motivation, punctuality, outstanding communication skills, great sense of loyalty and responsibility as well

omid_mandegar
December 28th, 2008, 09:21 AM
میشه بگین some در این 2 جمله به چه معنی است و به چی بر میگرده و قید هستن؟ pronoun اند؟


1.Some 800 years ago, Alaska’s Hubbard Glacier advanced toward the sea, retreated,
and advanced again 500 years later.

2. Archacologists have known about the Sumerians for over 150 years. Archacologists working at
Nineveh in northern Mesopotamia in the mid-nineteenth century found many inscribed clay tablets.
Some they could decipher because the language was a Semitic one (Akkadian), on which scholars
had already been working for a generation

Sara.Sh:
1. Approximately; about: Some 40 people attended the rally.
در جمله اول adv است.

2. An indefinite or unspecified number or portion
در این جمله pron هست.

omid_mandegar
December 28th, 2008, 03:13 PM
ممنون میشم معنی جمله2 رو بگید. منظورم بیشتر some they است. این pronoun به چی بر میگرده
Sara.Sh:
they could decipher some of them, i.e. many inscribed clay tablets

marine
December 28th, 2008, 03:41 PM
بچه ها یجا تو app. form گفته :
[left]Give your professional experience (Teaching, Programming, etc.)
Name of Employer
Location
Date
Nature of Employment
منظور از Nature of Employment چیه؟

sajjad e.
It means: your responsibility as a specific employer
what did/do you do
what your career was/is about
what was/is your position

lady_in_red
December 29th, 2008, 10:10 PM
دوستان عزیز،

به نظرتون «بنیاد ملی نخبگان» رو چه جوری ترجمه کنم بهتره؟؟؟
تو سایتشون هم گشتم اما معادلی براش پیدا نکردم...

سپاسگزارم

milad.ra
December 29th, 2008, 10:59 PM
دوستان عزیز،

به نظرتون «بنیاد ملی نخبگان» رو چه جوری ترجمه کنم بهتره؟؟؟
تو سایتشون هم گشتم اما معادلی براش پیدا نکردم...

سپاسگزارم


National Organization of Scholars/Geniuses

Countdown
December 30th, 2008, 12:58 AM
do u remember we had a discussion about DEPOSIT? some believed it uses only when an interest come into the balance;
I again would like to tell you I m just arrived from the Bank of America. and they used DEPOSIT for either of my money which was divided into a checking account and saving account WITH NO INTEREST.

YOURS

Saber
December 30th, 2008, 06:41 PM
ببخشید برای "کارشناس نرم افزار" یا کارشناس کامپیوتر چه لغتی بهتر هست ؟!

sajjad e.
December 30th, 2008, 07:02 PM
ببخشید برای "کارشناس نرم افزار" یا کارشناس کامپیوتر چه لغتی بهتر هست ؟!

software expertise

this is waht I see among job advertisements, as I read their job description; "software expertise" means somebody who knows how the computer-oriented systems work in terms of software or hardware issues.

sajjad e.
December 30th, 2008, 07:15 PM
software expertise

this is waht I see among job advertisements, as I read their job description; "software expertise" means somebody who knows how the computer-oriented systems work in terms of software or hardware issues.


some clarification through my last post:
computer expertise or software expertise are suggested translations.
this is waht I see among job advertisements, as I read their job description; "computer expertise" means somebody who knows how the computer-oriented systems work in terms of software or hardware issues.

hamedking
December 31st, 2008, 01:42 PM
دوستان ترجمه این لغات چی میشه ( برای رشته شیمی )

1. معادلات دیفرانسیل

2. تمرین پژوهش

3. روش استفاده از متون

4. زبان تخصصی ( یه جا دیدم ترجمه کرده Advanced English )

5. خوردگی فلزات

البته من ترجمه هاشو دارم ولی بعضی جاها دیدم ترجمه های مختلف آوردن ذمی خواستم ببینم نظر بقیه چیه ؟

milad.ra
December 31st, 2008, 02:02 PM
دوستان ترجمه این لغات چی میشه ( برای رشته شیمی )

1. معادلات دیفرانسیل

2. تمرین پژوهش

3. روش استفاده از متون

4. زبان تخصصی ( یه جا دیدم ترجمه کرده Advanced English )

5. خوردگی فلزات

البته من ترجمه هاشو دارم ولی بعضی جاها دیدم ترجمه های مختلف آوردن ذمی خواستم ببینم نظر بقیه چیه ؟


1. Differential Equations

4. ESP دقیقا برای من همینو نوشته بود که مخففه English for Specific Purposes

mohmad0014
December 31st, 2008, 02:07 PM
دوستان ترجمه این لغات چی میشه ( برای رشته شیمی )

1. معادلات دیفرانسیل

2. تمرین پژوهش

3. روش استفاده از متون

4. زبان تخصصی ( یه جا دیدم ترجمه کرده Advanced English )

5. خوردگی فلزات

البته من ترجمه هاشو دارم ولی بعضی جاها دیدم ترجمه های مختلف آوردن ذمی خواستم ببینم نظر بقیه چیه ؟



شاید بتونه کمک کنه

http://sina.sharif.edu/~chinfo/h3.html#M.Sc.%20Program

arash_ak
December 31st, 2008, 08:14 PM
بچه ها من یک جمله می خواستم در SOP بنویسم چون برام مهم بود, خواستم نظر شما رو در باره ترجمش بپرسم:
" اگرچه تحقیق و کار در زمینه های اشاره شده منجر به گرفتن معدل نه چندان مطلوب(چون 14 شدم!به فراخور ترجمه شه ;D ) در دوره لیسانس برای من شد, با این حال تجربیات و اطلاعات با ارزشی را در این زمینه ها کسب کردم."
ممنون از کمکتون!

Countdown
December 31st, 2008, 08:39 PM
بچه ها من یک جمله می خواستم در SOP بنویسم چون برام مهم بود, خواستم نظر شما رو در باره ترجمش بپرسم:
" اگرچه تحقیق و کار در زمینه های اشاره شده منجر به گرفتن معدل نه چندان مطلوب(چون 14 شدم!به فراخور ترجمه شه ;D ) در دوره لیسانس برای من شد, با این حال تجربیات و اطلاعات با ارزشی را در این زمینه ها کسب کردم."
ممنون از کمکتون!





Though I was not able to gain an outstanding and that desirable GPA out of my research activities and the fields of study; I accomplished a lot of invaluable experiences and knowledge resulted from my research area and work.

milad.ra
December 31st, 2008, 08:51 PM
بچه ها من یک جمله می خواستم در SOP بنویسم چون برام مهم بود, خواستم نظر شما رو در باره ترجمش بپرسم:
" اگرچه تحقیق و کار در زمینه های اشاره شده منجر به گرفتن معدل نه چندان مطلوب(چون 14 شدم!به فراخور ترجمه شه ;D ) در دوره لیسانس برای من شد, با این حال تجربیات و اطلاعات با ارزشی را در این زمینه ها کسب کردم."
ممنون از کمکتون!



Although, my mind was completely preoccupied with research on the mentioned area which led to obtain an unsatisfactory GPA, I am confident that I have acquired an in-depth knowledge regarding those areas of research

sajjad e.
December 31st, 2008, 09:18 PM
بچه ها من یک جمله می خواستم در SOP بنویسم چون برام مهم بود, خواستم نظر شما رو در باره ترجمش بپرسم:
" اگرچه تحقیق و کار در زمینه های اشاره شده منجر به گرفتن معدل نه چندان مطلوب(چون 14 شدم!به فراخور ترجمه شه ;D ) در دوره لیسانس برای من شد, با این حال تجربیات و اطلاعات با ارزشی را در این زمینه ها کسب کردم."
ممنون از کمکتون!


Just write it very simply:

Even though mentioned research and the work fileds did not lead to satisfactory GPA, in bachelor program, but I obtain outstanding experience and viable information .

Some14Myself
December 31st, 2008, 10:05 PM
من توی پرانتز یه موردی رو تذکر بدم ...
مورد استفادهء Though و یا Although با چیزی که سجاد جان Even though استفاده کرده فرق می کنه ...

Even though رو بیشتر توی لحن های انتقادآمیز من شنیدم ... مثلآ می خوان بگن با اینکه ازش انتظار می رفت فلان کار رو کنه اما نکرد ! ...
اینجا بهتره که از همون دو کلمه اول استفاده کنین ...

countdown:
Even though is for offering more stress to contrast clauses.
And guys u could be more precise if using 'though' usually in spoken english and in the middle

sajjad e.
December 31st, 2008, 10:31 PM
من توی پرانتز یه موردی رو تذکر بدم ...
مورد استفادهء Though و یا Although با چیزی که سجاد جان Even though استفاده کرده فرق می کنه ...

Even though رو بیشتر توی لحن های انتقادآمیز من شنیدم ... مثلآ می خوان بگن با اینکه ازش انتظار می رفت فلان کار رو کنه اما نکرد ! ...
اینجا بهتره که از همون دو کلمه اول استفاده کنین ...

I agree with using "even though" among critisizing concept but please consider following:
Even though is almost identical in meaning with plain though or although; the main difference is that even though is more emphatic, putting stronger emphasis on the contrast between the two clauses it connects.
you can refer to http://en.wiktionary.org/wiki/even_though

or look at this example:
Even though I've cleaned it and polished it, it still doesn't look new.

through the translation of "arash's sentences" I wanna put much more emphatic on it in order to emerge the distinguishable influence of work experience rather than low GPA,

what is your idea? am I right? .....

marine
January 2nd, 2009, 01:46 PM
بچه ها چرا ترجمه دانشگاه تربیت مدرس نمیشه teacher training univ ؟(ايا اين مدرس به مرحوم مدرس بر می گرده؟)
آخه دارالترجمه اسم دانشکده تربیت دبیر فنی رو گفته technical teacher training college

Asman:
تربیت مدرس اسم دانشگاه هستش
ولی دانشکده تربیت دبیر فنی اسمش شریعتی هستش!
اسمها که ترجمه نمیشند.

mparsas
January 2nd, 2009, 03:15 PM
من ترجمه ی " با مسئولیت محدود " رو می خواستم. (در مورد شرکت ها و.. )
با تشکر

sajjad e.:
you should put the abbreviation form "Ltd." after the company name
like
BARADARAN Ltd. co.
Ltd. is stand for limited and it is pointing out liited compay or you can use Plc also . but the latter one is not so common

CanadianMan
January 2nd, 2009, 05:00 PM
سلام
بچه ها این جمله از نظر گرامری درسته؟"He got x , y and z with me for all of which he got 19 out of 20"
این آقا درسهای فلان , فلان و فلان را با من داشت و همه این سه تا را 19 از 20 شد.
lممنون

sajjad e.:
He was my student in three courses which are called X,Y, and Z; He got 19 out of 20 as a final result through all courses.

Sara.Sh:
He had the following courses with me and scored A for all.

milad.ra:
He took three courses with me, namely X, Y, Z

arash_ak
January 3rd, 2009, 01:31 AM
با تشکر از تمامی دوستان برای ترجمه های خوبی که ارائه کردند. یک سوال دیگه داشتم. من جمله زیر رو از اینترنت پیدا کردم,و میخواستم اول SOP بذارم چون ترسیدم مستقیم قرار بدم(کپی پیست و ...) خواستم ببینم دوستان میتونن معادل خوبی به خصوص برای جمله اولارائه بدن؟

The dawn of the new age - The Computer Era - glows before us with the promise of new and improved ways of thinking, living and working. The only way to keep up with these increased amounts of data and information is to understand how computers work.
با تشکر.

kubrick
January 3rd, 2009, 09:41 AM
سلام به دوستان عزیز:
از دوستان کسی میدونه معادل "نظام نمره محور" و "ارزشیابی نمره محور" چی میشه؟ (البته بیشتر نمره محور مهم هستش).
ممنون از کمک تون

milad.ra:
I'm not sure but, "Grade-oriented system" and "Grade-oriented evaluation

blackrose:
I think "Grade based system" is better and prevalent.

narges B
January 4th, 2009, 09:15 AM
سلام
من چون هنوز كارنامه پيش دانشگاهيم رو نگرفتم ....دقيقا نميدونم داراترجمه درس حساب ديفرانسيل رو چي ترجمه ميكه؟ميخوام يوقت يه چيزي ننويسم بعدا فرق كنه....درس گسسته چي؟هندسه تحليلي رو هم بگين ديگه عاليه....
ممنون

Ely
January 4th, 2009, 03:27 PM
سلام
ترجمه اين عبارت به انگليسي رو معمولا چيا مينويسن؟
"دانشنامه پايان تحصيلات دوره كارداني"
من نمي دونم اصلا اين مدرك كارداني براي كدوم كشورها تعريف شده هست و قبول دارن؟ :( كجا رو بايد بخونم و كدوم قسمت فروم بايد اين سوال رو بپرسم؟

Some14Myself:
در مورد تاپیک های موجود درباره کاردانی :
http://www.applyabroad.org/forum/index.php?action=search
توی این لینک یه کلمه کاردانی رو بزنید .. تاپیک های زیادی می آد .. می تونین اونا رو بخونین و اونجا کسب اطلاع کنید ...
چون زیاد بود خودم لینک ندادم .. اینجا فقط در مورد ترجمه کلمه کاردانی صحبت کنید .

Sara.Sh:
کاردانی= associate's degree
.